|

درخواست ترامپ از پکن چیست؟

عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی و کارشناس مسائل بین‌الملل، درباره اهمیت سفر رییس‌جمهور امریکا به چین، تصریح کرد: این سفر بی‌تردید یکی از مهم‌ترین تحولات در میانه بحران‌های جاری در منطقه خاورمیانه، به ‌ویژه در حوزه خلیج‌فارس، به شمار می‌رود.

درخواست ترامپ از پکن چیست؟

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

نوشین محجوب- دونالد ترامپ، رییس‌جمهور ایالات‌متحده در شرایطی عازم پکن شد که سایه تنش‌های خاورمیانه و اختلال در جریان انرژی جهانی همچنان بر نشست تاریخی ترامپ و «شی» سنگینی می‌کند. این سفر که نخستین بازدید رسمی رییس‌جمهور امریکا از چین پس از سال ۲۰۱۷ محسوب می‌شود، پس از تعویقی چند هفته‌ای به دلیل تشدید درگیری‌ها در خلیج‌فارس انجام شد و قرار است در جریان آن (روزهای ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت) رهبران دو کشور در پایتخت چین دیدارهای دو و چندجانبه‌ای داشته باشند و درباره مسائل مختلف از بحران در خلیج‌فارس تا جنگ تجاری و مساله تایوان رایزنی کنند. به نوشته نیویورک تایمز، هیات همراه ترامپ عبارتند از: مدیران شرکت‌های بزرگ امریکایی و فهرست موضوعات مورد بحث شامل مسائل تجاری، تعرفه‌ها، مواد معدنی حیاتی، هوش مصنوعی و تایوان؛ با این حال، جنگ با ایران و موضوع مدیریت تنگه هرمز توسط تهران-  که پیش از آغاز درگیری‌ها حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کرد- در کانون گفت‌وگوها قرار دارد. مقامات امریکایی پیش از این سفر بر لزوم بهره‌گیری چین از نفوذ خود بر ایران برای بازگشایی این آبراه استراتژیک تاکید داشتند، آن‌هم در شرایطی که پکن به عنوان بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران، از فشارهای یک‌جانبه فاصله گرفته و بر لزوم ثبات در مسیرهای انرژی جهانی تاکید دارد. علاوه بر این، این نشست در فضایی از رقابت راهبردی عمیق اما با تمایل هر دوطرف به مدیریت تنش‌ها برگزار خواهد شد. ترامپ پیش از سفر، اختلافات بر سر ایران را کم‌اهمیت جلوه داد و بیشتر بر جنبه‌های تجاری و امکان دستیابی به توافق‌های عملی تمرکز کرد، اما ناظران با استناد به تاثیر انسداد تنگه هرمز بر قیمت انرژی جهانی و اقتصاد هر دو کشور باور متفاوتی دارند و مدعی‌اند رییس‌جمهوری امریکا امید دارد تا این گره به دست شی جین‌پینگ باز شود. در همین راستا روزنامه اعتماد با هدف بررسی ابعاد دیپلماتیک، ژئوپلیتیک و اقتصادی سفر ترامپ به چین و تاثیر آن بر تحولات خاورمیانه با مجید محمدشریفی، عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی و کارشناس مسائل بین‌الملل گفت‌وگو کرده است.

مجید محمدشریفی، عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی و کارشناس مسائل بین‌الملل، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره اهمیت سفر رییس‌جمهور امریکا به چین، تصریح کرد: این سفر بی‌تردید یکی از مهم‌ترین تحولات در میانه بحران‌های جاری در منطقه خاورمیانه، به ‌ویژه در حوزه خلیج‌فارس، به شمار می‌رود. این استاد دانشگاه افزود: فارغ از تحولات منطقه‌ای نیز این سفر از اهمیت بالایی برخوردار است، چراکه ایالات‌متحده و چین به عنوان دو قدرت بزرگ، بیشترین میزان اثرگذاری را بر تحولات منطقه‌ای و روندهای سیاست بین‌الملل دارند و هرگونه توافق یا عدم توافق میان آنها در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و امنیتی، پیامدهایی خواهد داشت که منافع و سیاست‌های سایر کشورها را نیز تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. از این منظر، این سفر که حتی پیش از آغاز درگیری‌ها نیز برنامه‌ریزی شده بود، به‌خودی‌خود حائز اهمیت است. شریفی ادامه داد: همزمانی این سفر با تحولات امنیتی در منطقه، به ‌ویژه در خلیج‌فارس، بر اهمیت آن افزوده، به‌ ویژه آنکه این تحولات یکی از شرکای مهم تجاری چین، یعنی جمهوری اسلامی ایران را نیز درگیر کرده و پیامدهایی همچون ایجاد اختلال در تردد انرژی از تنگه هرمز، به عنوان یکی از مهم‌ترین آبراه‌های بین‌المللی، می‌تواند منافع چین را به‌طور مستقیم تحت‌تاثیر قرار دهد. بر این اساس، می‌توان انتظار داشت که بخش قابل‌توجهی از گفت‌وگوها و مذاکرات میان دو کشور در جریان این سفر، به موضوع ایران، وضعیت تنگه هرمز و تحولات پیرامونی آن اختصاص یابد و طرفین تلاش کنند دیدگاه‌های خود را در این زمینه به یکدیگر نزدیک کنند. این کارشناس مسائل بین‌الملل افزود: در این چارچوب، امریکا تلاش خواهد کرد از ظرفیت و نفوذ چین در قبال جمهوری اسلامی ایران برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند و از پکن بخواهد در جهت کاهش تنش‌ها و مدیریت وضعیت موجود نقش‌آفرینی کند. در مقابل، چین نیز باتوجه به وابستگی قابل‌توجه به مسیرهای انرژی در این منطقه، هرگونه اختلال در تنگه هرمز را نامطلوب ارزیابی کرده و تلاش خواهد کرد امریکا را به اتخاذ رویکردهایی در جهت کاهش تنش‌ها و فراهم‌سازی شرایط برای حل‌وفصل بحران ترغیب کند.

این استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان کرد: با این حال و با توجه به رویکردهای سخت‌گیرانه دولت امریکا درقبال جمهوری اسلامی ایران، به نظر می‌رسد چین با محدودیت‌هایی در اثرگذاری بر سیاست‌های واشنگتن مواجه باشد. ازسوی دیگر، تلاش‌های امریکا برای واداشتن چین به اعمال فشار موثر بر ایران نیز به احتمال زیاد با موفقیت چشمگیری همراه نخواهد بود. از این رو، به نظر می‌رسد ایالات‌متحده به ‌طور همزمان از ابزارهای تشویقی و اهرم‌های فشار برای ترغیب پکن به ایفای نقش فعال‌تر استفاده خواهد کرد، اما این رویکرد نیز احتمالا به نتایج تعیین‌کننده‌ای منجر نخواهد شد. باتوجه به شکاف جدی میان مواضع جمهوری اسلامی ایران و ایالات‌متحده، انتظار نمی‌رود چین بتواند نقش تعیین‌کننده‌ای در تغییر روند تحولات ایفا کند. این کارشناس مسائل بین‌الملل در ادامه، در تشریح رویکردهای احتمالی امریکا در قبال چین اظهار داشت: به نظر می‌رسد دونالد ترامپ به‌طور همزمان از دو ابزار «تشویق» و «فشار» برای ترغیب چین به ایفای نقش فعال‌تر درقبال جمهوری اسلامی ایران استفاده کند. او توضیح داد: از یک‌سو، احتمالا واشنگتن با تکیه بر خرید نفت چین از ایران، بر اعمال محدودیت‌ها و اقدامات تنبیهی بیشتر تاکید خواهد کرد و ازسوی دیگر، ممکن است با ارایه برخی مشوق‌های اقتصادی، پکن را به استفاده از نفوذ خود در جهت تغییر رفتارهای مورد نظر امریکا ترغیب کند. شریفی ادامه داد: با این حال، به نظر می‌رسد ماهیت مطالبات و منافع دوطرف، یعنی جمهوری اسلامی ایران و ایالات‌متحده، در موضوعاتی همچون وضعیت تنگه هرمز و تحولات دریایی منطقه، به ‌گونه‌ای است که امکان دستیابی به نوعی مصالحه از طریق میانجیگری چین را با دشواری جدی مواجه کند. به گفته این استاد دانشگاه، هر چند چین تلاش خواهد کرد همزمان طرف امریکایی را به کاهش محدودیت‌ها و طرف ایرانی را به مدیریت وضعیت تردد در تنگه هرمز ترغیب کند، اما احتمال موفقیت این تلاش‌ها محدود ارزیابی می‌شود.

او در جمع‌بندی این بخش تصریح کرد: به نظر می‌رسد به دلیل فاصله قابل‌توجه میان مواضع و منافع دوطرف، ظرفیت اثرگذاری بازیگران خارجی، ازجمله چین، بر تغییر این وضعیت محدود است و در نتیجه، تحقق چنین میانجیگری‌ای با موانع جدی روبه‌رو خواهد بود. این کارشناس مسائل بین‌الملل، در ادامه تحلیل خود اظهار داشت: بی‌تردید ترامپ از چین خواهد خواست از نفوذ خود بر جمهوری اسلامی ایران استفاده کند تا سیاست تهران درقبال تنگه هرمز را تغییر دهد. او این درخواست را در چارچوب منطق رفتاری امریکا قابل درک دانست و افزود: چنین انتظاری ازسوی واشنگتن، با توجه به نقش چین در تعاملات اقتصادی با ایران، طبیعی به نظر می‌رسد.

شریفی سپس تاکید کرد: با این حال، موضوع ایران برای دولت ترامپ به سطحی از اهمیت رسیده که به‌شدت با منافع راهبردی امریکا گره خورده و همچنین در پیوند با ملاحظات امنیتی متحدان اصلی واشنگتن در منطقه، ازجمله رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی قرار دارد؛ به همین دلیل، حتی در صورت عدم همراهی چین و تداوم خرید نفت از ایران، بعید است ترامپ در اصول سیاست خود تجدیدنظر اساسی کند. به گفته او، چین احتمالا به خرید نفت از ایران ادامه خواهد داد و در مقابل، امریکا نیز سیاست‌های تحریمی و فشارهای خود را علیه پکن تشدید خواهد کرد، اما این روند الزاما به تغییر جهت‌گیری واشنگتن در قبال جمهوری اسلامی ایران منجر نخواهد شد. این کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به وزن منافع مورد نظر امریکا در این بحران توضیح داد: مطالبات و اهدافی که دولت ترامپ در چارچوب فشارهای خود علیه جمهوری اسلامی ایران دنبال می‌کند، از نگاه واشنگتن آن‌قدر مهم و راهبردی ارزیابی می‌شود که عدم همراهی برخی بازیگران، ازجمله چین، مانع از تداوم این سیاست نخواهد شد. او در جمع‌بندی این بخش خاطرنشان کرد: حتی در سناریویی که چین همچنان به خرید نفت از ایران ادامه دهد، می‌توان انتظار داشت امریکا فشارهای خود را نه تنها کاهش ندهد، بلکه در برخی حوزه‌ها تشدید کند.

مجید محمدشریفی، در ادامه با رد برخی تحلیل‌هایی که ناظران طرح کردند ازجمله همسانی کنش ایران با رویکرد جمال عبدالناصر درباره کال سوئز اظهار داشت: من قیاس شرایط کنونی در موضوع بسته شدن تنگه هرمز با اقدام جمال عبدالناصر در ملی کردن کانال سوئز را مقایسه‌ای نادرست می‌دانم. در بحران مرتبط با کانال سوئز، ایالات‌متحده به هیچ‌وجه با اقدام بریتانیا، فرانسه و رژیم صهیونیستی همراهی نکرد و آن مقطع از معدود مواردی بود که امریکا صراحتا در برابر حمله نظامی به مصر ایستاد و با اعمال فشار سیاسی جدی، لندن و پاریس را از ادامه اقدام نظامی بازداشت.این استاد دانشگاه افزود: در بحران سوئز، روند تحولات به‌گونه‌ای رقم خورد که امریکا عملا در برابر برخی از مهم‌ترین متحدان خود قرار گرفت؛ اما در شرایط کنونی پیرامون تنگه هرمز، وضعیت متفاوت است و همه متحدان اصلی امریکا در کلیت امر با واشنگتن هم‌سو هستند. هر چند اروپایی‌ها مسیر جداگانه‌ای را با تشکیل یک ائتلاف بین‌المللی دنبال می‌کنند، اما اگر این روند را در یک تصویر کلان‌تر ببینیم، این ائتلاف نیز در چارچوبی هم‌راستا با سیاست‌های امریکا تعریف می‌شود.

این کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به مواضع اروپا نیز خاطرنشان کرد: درست است که در ظاهر، اختلافاتی میان امریکا و برخی کشورهای اصلی اروپایی درباره نحوه برخورد با ایران و شیوه مدیریت وضعیت تنگه هرمز دیده می‌شود و تفاوت برداشت‌ها در روش‌ها و ابزارها نمود یافته است، اما به باور من در سطح منافع و درک ماهیت بحران، تضاد اساسی میان آنها وجود ندارد. شریفی در ادامه یادآور شد: کشورهای اروپایی بارها تاکید کرده‌اند که مسیر جداگانه‌ای که در قالب ائتلاف بین‌المللی دنبال می‌کنند، در تعارض با خواسته‌ها و سیاست‌های امریکا نیست و بیشتر ناظر بر تفاوت رویکردها در شیوه مدیریت بحران است. محمدشریفی با اشاره به پیامدهای تداوم وضعیت موجود خاطرنشان کرد: هرچند در کوتاه‌مدت، تحولات مرتبط با تنگه هرمز در شرایط جنگی برخی منافع برای جمهوری اسلامی ایران به همراه داشته است، اما در افق بلندمدت، تداوم بستن این آبراهه نمی‌تواند به سود منافع کشور باشد. عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نگاه کشورهای عرب منطقه به چین توضیح داد: کشورهای عربی عمدتا به چین به عنوان یک شریک تجاری مهم می‌نگرند. او یادآور شد: سال‌هاست که برخی کشورهای کلیدی عربی ازجمله عربستان‌سعودی و امارات متحده عربی سیاستی را دنبال می‌کنند که می‌توان آن را نوعی «استراتژی مصون‌سازی» دانست؛ مبنای این رویکرد آن است که در شرایط گذار نظام بین‌الملل، نباید تمامی منافع و وابستگی‌ها را به یک ابرقدرت گره زد.شریفی افزود: در این چارچوب، این کشورها با گسترش روابط خود با چین، به‌ ویژه در حوزه فناوری‌های نوین، تجارت و انرژی، کوشیده‌اند ساختار اقتصادی‌شان را به یک قدرت در حال ظهور دیگر نیز متصل کنند تا سطح آسیب‌پذیری خود را کاهش دهند. به گفته این کارشناس مسائل بین‌الملل، این امر به معنای قطع روابط با امریکا، به‌ویژه در حوزه امنیتی، نیست و قرار هم نیست چنین اتفاقی رخ دهد،چراکه از منظر کشورهای عربی، چین نمی‌تواند جایگزین امریکا در تضمین امنیت منطقه شود و اساسا نه پکن به دنبال چنین نقشی است و نه تمایلی برای پذیرش آن دارد. کشورهای عرب منطقه نیز به‌خوبی از این واقعیت آگاهند، از همین رو در حالی که روابط تجاری خود را با چین گسترش می‌دهند، روابط امنیتی‌شان همچنان به ایالات‌متحده گره خورده باقی می‌ماند.

محمدشریفی در ادامه با اشاره به تحولات در نظم امنیتی خاورمیانه گفت: به باور من، تغییرات مهمی در ساختار امنیتی منطقه در حال شکل‌گیری است. از یک‌سو، میزان وابستگی امنیتی کشورهای عرب به امریکا احتمالا بیش از پیش افزایش خواهد یافت و ازسوی دیگر، پیوندهای امنیتی آنها با رژیم صهیونیستی نیز تقویت می‌شود؛ به‌ ویژه در مورد امارات که می‌تواند وارد نوعی روابط امنیتی بسیار مستحکم با اسراییل شود.این استاد دانشگاه در عین حال به نقش فزاینده پاکستان اشاره کرد و اظهار داشت: پاکستان به عنوان یک کنشگر مهم امنیتی مطرح خواهد شد. همان‌گونه که میان عربستان و پاکستان یک پیمان دفاعی-امنیتی مشترک وجود دارد، این احتمال مطرح است که کشورهای دیگری نیز به آن ملحق شوند. او افزود: گزارش‌هایی وجود دارند مبنی بر اینکه قطر و ترکیه نیز در پی پیوستن به این چارچوب دفاعی با پاکستان هستند؛ به‌ ویژه از آن جهت که این کشورها نسبت به برقراری پیوندهای امنیتی عمیق با اسراییل تردید دارند.

این کارشناس مسائل بین‌الملل ادامه داد: در چنین شرایطی می‌توان انتظار داشت کشورهایی مانند قطر، ترکیه و برخی دیگر از کشورهای عربی، در همسویی با عربستان، همراه با پاکستان در یک پیمان دفاعی مشترک قرار گیرند و از این طریق بخشی از منافع امنیتی خود را تامین کنند. به گفته او، در منطقه خاورمیانه -با کنار گذاشتن جمهوری اسلامی ایران از این تقسیم‌بندی- می‌توان سایر کشورها را در چند قالب ائتلافی تعریف کرد: یک ائتلاف سنتی که میان کشورهای عرب منطقه، امریکا و بازیگری مانند اسراییل شکل گرفته و تقویت خواهد شد و یک ائتلاف جدید که با محوریت پاکستان و حضور کشورهایی مانند عربستان، قطر و ترکیه -که در برخی موارد زاویه‌هایی با اسراییل دارند- در حال شکل‌گیری است و بر این اساس، نمی‌توان چین را متحد امنیتی کشورهای عرب منطقه دانست. چین همچنان در جایگاه یک شریک تجاری مهم باقی خواهد ماند و در مقابل، پیوندهای امنیتی این کشورها در قالب این دو الگوی ائتلافی جدید وارد مرحله تازه‌ای خواهد شد.

عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی در پاسخ به پرسش دیگری از «اعتماد» درباره رویکرد احتمالی چین گفت: احتمال اینکه پکن بخواهد از «کارت جمهوری اسلامی ایران» برای کسب امتیاز از امریکا استفاده کند، به ‌طور کامل منتفی نیست. او توضیح داد: چین باتوجه به اینکه در منطقه خاورمیانه دارای شرکای تجاری بسیار مهمی همچون عربستان و امارات است، به‌ طور طبیعی به دنبال ایجاد محیطی امن برای پیگیری سیاست‌های اقتصادی خود در این منطقه خواهد بود و تلاش می‌کند از همه ظرفیت‌های موجود برای این هدف بهره ببرد. محمدشریفی افزود: با این حال، این به آن معنا نیست که چین بخواهد ایران را به‌ طور کامل به عنوان وجه‌المصالحه معاملات خود با امریکا قرار دهد. به گفته او، پکن از اهمیت ایران به عنوان یک شریک و متحد در منطقه آگاه است و تمایلی ندارد این ظرفیت را به‌آسانی از دست بدهد. علاوه بر این، در عرصه رقابت قدرت‌های بزرگ، چین تا حدی روی جمهوری اسلامی ایران به عنوان بازیگری که مواضعی مستقل از غرب و امریکا دارد حساب باز کرده و از این رو، قربانی کردن کامل روابط با تهران برای اخذ برخی امتیازات مقطعی از واشنگتن چندان واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل تاکید کرد: چین احتمالا در گفت‌وگو با امریکا در پی نوعی «چانه‌زنی» و تلاش برای مدیریت بحران خواهد بود، اما اینکه بخواهد جمهوری اسلامی ایران را تمام‌عیار در برابر مجموعه‌ای از امتیازات ازسوی واشنگتن قربانی کند، سناریویی دور از ذهن است. او اضافه کرد: اولویت اصلی پکن این است که وضعیت تنگه هرمز به حالت عادی بازگردد تا روند صادرات انرژی به چین همچنان بدون اختلال ادامه یابد و همزمان، ایران نیز به عنوان یک متحد مهم برای چین در منطقه حفظ شود؛ فراتر از این، چین چندان به دنبال اهداف گسترده‌تر در عرصه سیاسی-امنیتی خاورمیانه نیست. محمدشریفی در ادامه به اولویت‌های چین در گفت‌وگو با امریکا اشاره کرد و گفت: هر چند در جریان سفر ترامپ به چین، به‌طور قطع درباره تنگه هرمز، جمهوری اسلامی ایران و تحولات منطقه‌ای صحبت خواهد شد، اما این موضوعات در صدر دستور کار دو کشور قرار ندارند. او یادآور شد: مسائلی مانند جنگ تجاری، پرونده تایوان و تحولات مرتبط با دریای چین جنوبی برای پکن اهمیت بسیار بیشتری نسبت به بحران‌های خاورمیانه دارد، به همین دلیل، اگرچه موضوع تنگه هرمز برای چین مهم است و در مذاکرات مطرح می‌شود، اما در سلسله‌مراتب اولویت‌های راهبردی پکن، در مرتبه‌ای پایین‌تر از موضوعاتی مانند تایوان قرار می‌گیرد.

این استاد دانشگاه در پایان خاطرنشان کرد: چین عمدتا تمرکز خود را بر نگرانی‌های سنتی‌اش در محیط پیرامونی، به‌اضافه مدیریت جنگ تجاری با امریکا قرار خواهد داد و خاورمیانه، از‌جمله مساله تنگه هرمز، در چارچوبی محدودتر پیگیری می‌شود. به باور شریفی، از آنجا که موضوع ایران و تنگه هرمز برای امریکا با منافع امنیتی، اقتصادی و نیز جنبه‌های حیثیتی و پرستیژی گره خورده، بعید به نظر می‌رسد ترامپ در این حوزه چندان به خواسته‌ها و ملاحظات چین تن دهد یا حاضر شود صرفا به‌ دلیل درخواست‌های پکن، تغییر معناداری در سیاست‌های خود نسبت به جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند.

منبع: اعتماد

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.