پشت پرده تبلیغات چند میلیاردی
مصاحبه با رتبه های برتر کنکور را چند میخرند؟
رتبه یک کنکور فقط جایگاهی علمی نیست؛ در بازار آموزش، لبخندهایی که میبینید ممکن است یک ویترین چند میلیاردی باشند!
هر تابستان با اعلام نتایج کنکور، واکاوی شرایط رتبههای برتر از آن دست کارهایی است که نوجوانها و خانوادههایشان انجام میدهند. البته فقط بحث محصلها وسط نیست؛ چرا که موسسات آموزشی معرکهگیران اصلی این روزها هستند! آن زمان که شبکههای اجتماعی نبود، روی تیتر روزنامهها و در تیزرهای تبلیغاتی تلویزیون برترینها را میدیدیم. حالا هم بیشتر از گذشته، موسسات سنگ تمام میگذارند و حسابی روی شاگردان موفقشان مانور میدهند. اما در همه این سالها، یک سوال مشترک ذهن مردم را درگیر کرده؛ آیا این بمباران تبلیغاتی، صحت سنجی هم میشود؟
پشت این ویترین ارقام هنگفتی رد و بدل میشود که تصور خانوادهها از «تبلیغ یک موسسه آموزشی» را تغییر میدهد. حنیف عظیمی، فعال حوزه کنکور، از پیشنهاد ۲۰ میلیارد تومانی برای مصاحبه انحصاری با رتبه یک کنکور تجربی گفته و سروش عربشاهی هم بنیانگذار کلاسینو نیز از رد پیشنهادی سه میلیارد تومانی برای همکاری مشابه خبر داده است. همچنین جدولهایی درباره مبالغ پیشنهادی برای همکاری با رتبههای مختلف منتشر شده است. اعدادی نجومی که در فضای آموزشی دستبهدست میشوند، هنوز برای تایید نهایی به راستیآزمایی مستقل نیاز دارند اما حتی اگر بخشی از آن را کنار بگذاریم، یک سوال اساسی همچنان سر جای خود است: آیا خانوادهها میدانند با یک تجربه واقعی مواجهاند یا همه چیز تبلیغات است؟
واقعیت یا رویا فروشی؟
رتبه برتر کنکور برای خانوادهای که نگران آینده تحصیلی فرزندش است، فقط یک عدد نیست؛ یک الگوست. درست همینجاست که مرز میان «روایت موفقیت» و «تبلیغات» اهمیت پیدا میکند. وقتی تصویر یک دانشآموز موفق در کنار نام یک موسسه قرار میگیرد، ممکن است این تصور شکل بگیرد که خدمات همان موسسه عامل اصلی این موفقیت بوده؛ در حالی که موفقیت تحصیلی حاصل مجموعهای از عوامل است: تلاش دانشآموز، خانواده، مدرسه، معلم، شرایط فردی و البته خدمات آموزشی. پس خانوادهها قرار نیست از روی یک رتبه، یک عکس و لوگوی کنارش، درباره آینده فرزندشان تصمیم بگیرند. پشت هر موفقیت باید مسیر رسیدن به آن هم دیده شود.
اگر یک رتبه برتر با یک مؤسسه قرارداد تبلیغاتی دارد، آیا مخاطب نباید از این رابطه مطلع باشد؟ اگر دانشآموز واقعاً از خدمات آن مجموعه استفاده کرده، نقش و میزان این خدمات چقدر بوده است؟ اگر همکاری صرفاً تبلیغاتی است، آیا نباید برای مخاطب شفاف باشد؟ این پرسشها علیه رتبههای برتر یا اصل تبلیغات نیست. اتفاقا شفافیت میتواند به نفع دانشآموزان، خانوادهها و حتی مؤسسات آموزشی باشد.
مارکت آموزش، بازاری نیست که جامعه هدف آن به اجبار وارد آن شود؛ بلکه مهم است که فرزندان یک خانواده کجا و با چه متدی تحصیل کنند و به دانشگاه برسند اما به نظر شما کدام در اولویت است؛ بهبود بیماری فرزند یا سیر نگه داشتن او در مقابل اینکه در کدام موسسه درس بخواند؟ بنابراین آنهایی که وارد بازار «پول خرج کردن برای رتبههای برتر کنکور» میشوند، حق دارند بدانند چه چیزی یک تجربه واقعی است و چه چیزی تبلیغات گسترده.
شاید وقت آن رسیده باشد که در تبلیغات آموزشی، فقط «نتیجه» نمایش داده نشود؛ بلکه درباره مسیر رسیدن به آن نتیجه نیز شفاف صحبت شود. چون خانوادهها نباید صرفاً «تصویر موفقیت» بخرند؛ باید بتوانند با اطلاعات شفاف، درباره آینده تحصیلی فرزندشان تصمیم بگیرند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.