سردار احمدی مقدم: دشمن با محاسبات غلط تصور میکرد، نظم عمومی در ایران از هم میپاشد
سردار احمدیمقدم در نشست شورای عالی مجمع جهانی بیداری اسلامی، ضمن تشریح ابعاد راهبردی «نبرد رمضان»، این جنگ را تلاشی چندجانبه از سوی جبهه عبری-غربی برای تغییر نظم منطقهای دانست که در نهایت با شکست اهداف دشمن و دستیابی به تفاهمی نوین پایان یافت.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
سردار احمدی مقدم ابعاد راهبردی «نبرد رمضان» تشریح کرد.
سردار احمدیمقدم در نشست شورای عالی مجمع جهانی بیداری اسلامی، ضمن تشریح ابعاد راهبردی «نبرد رمضان»، این جنگ را تلاشی چندجانبه از سوی جبهه عبری-غربی برای تغییر نظم منطقهای دانست که در نهایت با شکست اهداف دشمن و دستیابی به تفاهمی نوین پایان یافت.
سردار احمدیمقدم با تفکیک میان «اهداف اعلامی» و «اهداف واقعی» دشمن در این نبرد، اظهار کرد: دشمن در ابتدا با طرح ادعاهایی بیسند و بدون تأیید مراجع بینالمللی، اهدافی را برای این جنگ اعلام کرد که پروژه هستهای ایران، تغییر نظام سیاسی، تضعیف توان نظامی و حمایت از اغتشاشات از جمله آنها بود.
وی افزود: در موضوع هستهای، دشمن ادعای واهی تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هستهای را مطرح کرد، در حالی که این ادعا از سوی مراجع بینالمللی تأیید نشده بود. در حوزه سیاسی نیز تلاش برای براندازی نظام و تعیین رهبر برای ایران دنبال میشد و دشمن تصور میکرد میتواند شرایطی شبیه به ونزوئلا در ایران ایجاد کند.
سردار احمدیمقدم تضعیف توان نظامی ایران را از دیگر اهداف اعلامی دشمن عنوان کرد و گفت: از بین بردن توان موشکی و دفاعی ایران نیز در زمره اهدافی بود که دشمن بهصراحت دنبال میکرد.
وی همچنین با اشاره به حمایت دشمن از اغتشاشات داخلی بیان کرد: استفاده از گروههای تجزیهطلب کرد و بلوچ برای ایجاد درگیری میدانی نیز در دستور کار دشمن قرار داشت. البته باید تأکید کرد که گروههای مسلح تجزیهطلب از توده مردم شریف کرد و بلوچ جدا هستند و نباید میان این گروهها و مردم شریف این مناطق تفاوت قائل نشد.
سردار احمدیمقدم در ادامه با اشاره به اهداف واقعی و راهبردی دشمن اظهار کرد: پشت اهداف اعلامی، برنامههای گستردهتری دنبال میشد که یکی از مهمترین آنها تلاش برای تغییر نظم منطقهای و استقرار هژمونی رژیم صهیونیستی از منطقه شامات تا بخشهایی از مصر و عربستان بود.
وی تضعیف توان علمی و هویتی ایران را از دیگر اهداف راهبردی دشمن دانست و گفت: بمباران مراکز علمی، دانشگاهها و آثار تاریخی ایران را باید در چارچوب پروژه هویتزدایی از کشور مورد توجه قرار داد.
احمدیمقدم همچنین از تلاش دشمن برای ایجاد شکاف در محور مقاومت سخن گفت و افزود: دشمن تلاش داشت کشورهای همسایه را در مقابل ایران قرار دهد و از پایگاههای آنها علیه ایران استفاده کند؛ این در حالی است که در جنگهای پیشین، از جمله جنگ 12 روزه، همکاریهای منطقهای تجربه موفقی را رقم زده بود.
وی تسلط بر منابع و جریان انرژی را نیز از اهداف راهبردی دشمن برشمرد و تصریح کرد: کنترل جریان تولید و عرضه نفت بهعنوان نبض اقتصاد جهانی، یکی دیگر از اهدافی بود که در این نبرد دنبال میشد.
سردار احمدیمقدم احیای پیمان ابراهیم و اجبار کشورهای عربی به عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی را از دیگر اهداف دشمن عنوان کرد و گفت: در نهایت، تجزیه ایران نیز در چارچوب سناریوی «خاورمیانه جدید» دنبال میشد؛ سناریویی که هدف آن تبدیل کشورهای قدرتمند منطقه به دولتهای کوچک و بیاثر است.
وی با اشاره به روند تغییر رویکرد دشمن در طول نبرد، گفت: دشمن در هفته نخست با خوشخیالی، اراده ملت ایران را نادیده گرفت و تصور کرد نظام جمهوری اسلامی فرو خواهد پاشید. در هفته دوم، رویکرد دشمن به سمت اعمال فشار و تهدید تغییر کرد و آنها امیدوار بودند ایران در برابر فشارهای نظامی و سیاسی تسلیم شود.
احمدیمقدم ادامه داد: در هفته سوم تا ماه آوریل، دشمن وارد مرحله بحرانسازی شد و تلاش کرد با حمله به مراکز انتظامی و امنیتی، ناامنی داخلی ایجاد کرده و مخالفان داخلی را با خود همراه کند.
وی افزود: از ماه آوریل به بعد، مرحله مذاکره آغاز شد که به معنای شروع دوران افول دست برتر آمریکا در جنگ بود. دشمن در ابتدا شروط سختی از جمله محدودیت برد موشکی و تعداد موشکهای ایران را مطرح میکرد، اما در نهایت پس از 40 روز ناگزیر به پذیرش آتشبس یکجانبه شد که به تفاهم میان رؤسای جمهور دو کشور انجامید.
سردار احمدیمقدم خاطرنشان کرد: مجموعه این تحولات نشان میدهد راهبرد کلان دشمن برای تغییر معادلات قدرت با شکست مواجه شده و اقتدار جمهوری اسلامی ایران در منطقه تثبیت شده است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به تشریح اقدامات عملیاتی و میدانی نیروهای مسلح در جریان «نبرد رمضان» پرداخت و گفت: مجموعهای از اقدامات میدانی و عملیاتی موجب تغییر موازنه جنگ به نفع جمهوری اسلامی ایران شد.
احمدیمقدم با اشاره به هدف قرار دادن شبکه پشتیبانی دشمن اظهار کرد: نیروهای مسلح با حمله همزمان به تمامی پایگاهها و شناورهای آمریکایی و رژیم صهیونیستی در سطح منطقه، تلاش کردند دشمن را در جبهههای متعدد درگیر کنند.
وی انهدام منظومه راداری و کور کردن دشمن را از دیگر اقدامات مؤثر در میدان نبرد دانست و افزود: از کار انداختن سیستمهای راداری، ماهوارهای و پدافندی دشمن در منطقه، آنها را از برتری اطلاعاتی و توان هدایت آتش محروم کرد و بهزعم وی، دشمن در میانه میدان نبرد «کر و کور» شد.
سردار احمدیمقدم همچنین با اشاره به ضربات پیشدستانه موشکی نیروهای مسلح گفت: استفاده از توان موشکی برای هدف قرار دادن نقاط راهبردی موجب شد دشمن قدرت پاسخگویی متناسب را از دست بدهد و در نهایت مجبور به عقبنشینی شود.
وی جنگ الکترونیک و سایبری را نیز از دیگر اقدامات انجامشده عنوان کرد و افزود: ایجاد اختلال در شبکههای فرماندهی و کنترل دشمن موجب سردرگمی در مدیریت عملیاتهای تهاجمی آنها شد.
احمدیمقدم در ادامه بر نقش هماهنگی دفاعی منطقهای تأکید کرد و گفت: بهرهگیری از توان نیروهای همسو برای ایجاد فشار چندجانبه بر متجاوزان، موجب کاهش اثربخشی حملات هوایی دشمن شد و با اشاره به روند منتهی به آتشبس، تأکید کرد که جمهوری اسلامی با این اقداماتِ ترکیبی، نهتنها سناریوهای «سوریهسازی»، «سوریهسازی»، «لیبیسازی» و «ونزوئلاسازی» را خنثی کرد، بلکه با تکیه بر «بازدارندگی فعال»، آمریکا و متحدانش را در وضعیتی قرار داد که برای حفظ بقای حضور خود در منطقه، ناچار به پذیرش تفاهم و پایان دادن به نبرد شدند.
وی در انتها خاطرنشان کرد: «این نبرد نشان داد که جمهوری اسلامی با درسآموزی از تجربههای گذشته و ایجاد زیرساختهای پدافندی و نظامیِ نامتقارن، به سطحی از قدرت دست یافته که میتواند در برابر پیشرفتهترین نظامات نظامی جهان، نه تنها تابآوری داشته باشد، بلکه معادلات میدانی را به نفع خود تغییر داده و دشمن را به میز مذاکره با شروطی نوین وادار کند.»
سردار احمدیمقدم در ادامه به تشریح تغییرات موازنه قدرت در میدان نبرد پرداخت و تصریح کرد که چگونه ارتقای تاکتیکی و اشراف اطلاعاتی، برتری هوایی دشمن را خنثی کرد.
وی با اشاره به تحول در عملکرد موشکی ایران گفت: «در روزهای نخستین جنگ، نرخ موفقیت حملات ما به دلیل سامانههای پدافندی دشمن پایین بود؛ به طوری که از هر 10 موشک، تنها یک یا دو موشک به اهداف اصابت میکرد و آژیرهای خطر در سرزمینهای اشغالی به مدت 16 تا 20 دقیقه به صدا درمیآمدند. اما با گذشت زمان و تداوم نبرد، این موازنه به نفع ما تغییر کرد؛ به نحوی که 9 از 10 موشک به اهداف دقیق اصابت میکردند و سیستمهای هشدار دشمن عملاً کارایی خود را از دست داده و خاموش شدند.»
این مقام نظامی در خصوص «جنگِ زیرساختها» و استراتژی تقابل گفت: «دشمن در تلاش بود تا با هدف قرار دادن زیرساختهای کلیدی ما مانند نفت، پتروشیمی، فولاد و شبکه برق، اقتصاد ایران را فلج کند. ما نیز بلافاصله و با رویکرد «اقدام متقابل»، زیرساختهای انرژی دشمن در منطقه را هدف گرفتیم. علاوه بر آن، با بستن تنگه هرمز، فشار اقتصادی نامتقارنی را بر دشمن وارد کردیم.»
سردار احمدیمقدم یکی از کلیدیترین نقاط عطف عملیاتی را انهدام تانکرهای سوخترسان دشمن دانست و افزود: «هواپیماهای دشمن برای تداوم عملیاتهای تهاجمی خود، به دلیل دوری مسافت، ناچار بودند در طول مسیر یک یا دو بار سوختگیری کنند. با هدف قرار دادن سوخترسانها در عراق، عربستان و مناطق عملیاتی رژیم صهیونیستی، ما توان عملیاتی آنها را به نصف کاهش دادیم. هواپیماهای دشمن پس از این اقدامات، به دلیل نیاز به حمل سوخت بیشتر، مجبور شدند از حمل محمولههای سنگین بمب و تسلیحات صرفنظر کنند که این امر منجر به کاهش شدید قدرت تخریبی و تأثیرگذاری عملیاتهای هوایی آنها شد.»
وی در ادامه گفت: «دشمن با محاسبات غلط تصور میکرد که حجم بیسابقه حملات هوایی و تخریب زیرساختها، شیرازه نظم عمومی در ایران را از هم میپاشد، اما حقیقت آن است که این ملت با روحیه جهادی و مدیریت متمرکز توانست در کمترین زمان ممکن، خرابیها را ترمیم و چرخه خدمترسانی را احیا کند.» او تاکید کرد که تداوم بدون وقفه جریان آب، برق و گاز در اوجِ بمبارانها، ضربهای کاری بر پیکره محاسبات دشمن بود که نشان داد ادعایِ «فلجسازی» آنان، فریبی بیش نبوده است.
احمدی مقدم همچنین افزود: «ما در جنگ روایتها نیز دست برتر را داشتیم؛ چرا که دشمن علیرغم در اختیار داشتن ابزارهای وسیع رسانهای در غرب، در اقناع افکار عمومیِ خود نیز شکست خورد.» او در تشریح این موضوع بیان داشت که حتی در ایالات متحده، شکاف میان ادعاهای دولت ترامپ و واقعیتهای میدانی به قدری عمیق شد که اکثریت جامعه و حتی حامیان سنتی حزب جمهوریخواه، نه تنها باور نکردند که پیروزی حاصل شده، بلکه آن را شکستی راهبردی برای سیاست خارجی آمریکا قلمداد کردند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: یکی از مولفههای اصلیِ تضعیف موضع متجاوزان، فقدان مشروعیت حقوقی و اخلاقیِ این جنگ در نظام بینالملل بود.» او خاطرنشان کرد که این تهاجم نظامی نه مجوز شورای امنیت سازمان ملل را داشت و نه حتی از حمایت قانونی مراجع داخلیِ آمریکا برخوردار بود، موضوعی که باعث شد افکار عمومی جهان و حتی بخش بزرگی از مردم آمریکا، این اقدام را یک ماجراجوییِ بیحاصل و مخرب علیه صلح و امنیت جهانی بدانند.
سردار احمدی مقدم افزود: ثمره این تقابل سهمگین، اثباتِ توانمندی بیبدیل جمهوری اسلامی در مدیریت امنیت منطقه و جهان از طریق تسلط بر گلوگاه حیاتی تنگه هرمز بود.» او نتیجهگیری کرد که این نبرد، نقطه عطفی تاریخی است که در آن ایران با ایستادگی همزمان در برابر بزرگترین قدرتهای نظامی جهان، نظم جدیدی را به معادلات قدرت تحمیل کرده و ثابت نمود که دورانِ یکهتازیهای بدون هزینه، برای همیشه به پایان رسیده است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.