ماجرای لیلی زمردیان یا هاجر زمردیان چیست؟
به گزارش گروه رسانهای شرق،
سمانه صالحی، کاربر شبکه ایکس نوشت: این آدم که زندگی حداقل به ظاهر خوبی رو داشت و وضع مالی خوبی هم داشتن، سال گذشته همسرشو کنار گذاشت و به اسپانیا مهاجرت کرد و از اون چهره به این چهرهی جدیدی که میبینید تبدیل شد. بعد از اون به خاطر مواضعش و جنگطلب بودنش اموالش مصادره شد و حالا در جدیدترین پستی که در صفحهش گذاشته، اومده و از شغلی که این مدت داشته میگه! بله داره کارگری میکنه و از تی کشیدن و جارو کردنش فیلم گذاشته و در کنارش اشک و گریههاشم گذاشته که مشخصه شرایط روحی خوبی هم نداره و کاملا طبیعیه. در کنارش میگه کارگری اصلا عار نیست. اتفاقا اینو خیلی درست هم میگه. کارگری اصلا عار نیست و شغل شریفیه ولی مگر در ایران چه فشاری بهش اومده بود یا چه شرایط سختی رو تحمل میکرد که الآن وضعیت بهتری داره و راضیه ازش؟ اصلا مگر راهی هم داره جز این که بگه راضیام؟
توی کامنتها همه به این موضوع اشاره کردن و جدا از اون، اصلا بهش گفتن تو که مدرک مامایی و روانشناسی داری، چرا همینا رو ادامه نمیدی؟ توضیح داده که به این آسونیا هم نیست یا باید دوباره آزمون بدم یا باید از صفر شروع کنم.
به چند مورد هم اشاره کرده که بد نیست! مثلا اجارهی خونهای که اونجا میشینه به پول اینجا تقریبا میشه ۶۰۰ میلیون! و مجبور شده خیلی از وسایلشو مثلا ساعتشو هم بفروشه برای هزینههاش! ولی خب باز خدا رو شکر که حملونقل و تحصیل و ایناهاش رایگانه. :)))
و بعد در ادامهی همون رویافروشیای که برای خودش انجام دادن و الآن مجبوره که تحت هر شرایطی ادامهش بده، داره میگه که این شغل قشنگی هم زیاد داشته و براش خیلی شگفتانگیزه. البته که به این هم اشاره کرده که اینجا با کارگری زندگی خوبی دارم ولی اونجا با کارگری نمیتونستم زندگی کنم. :)) اینجا فقط با پیجش داشت پادشاهی میکرد ولی خب آدمی که نخواد بپذیره، ترجیح میده تا تهش سینهخیز بره و بگه همه چیز خیلی عالیه.
بله دوستان، این عاقبت وطنفروشی! عاقبت رویا خریدن و رویا فروختن بیهوده.