این شاغلان در جنگ بیشتر آسیب دیدند
پس از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، نااطمینانیهای اقتصادی نیز افزایش یافته است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
پس از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، نااطمینانیهای اقتصادی نیز افزایش یافته است. نرخ مشارکت اقتصادی در تابستان۱۴۰۴ و در پی بروز جنگ به یکی از کمترین ارقام در ۲۰سال اخیر رسیده است. همچنین میزان اشتغال جمعیت ۱۵ساله و بیشتر در تابستان اخیر ۲۴میلیون و ۹۵۸هزار نفر بوده که نسبت به تابستان سال۱۴۰۳ کاهش بیش از ۱۷۰هزار نفری را نشان میدهد. این در حالی است که روند اشتغال در تابستان سالهای پیش، صعودی بوده است. همچنین مشارکت و بیکاری زنان در تابستان۱۴۰۴ به ترتیب با کاهش و افزایش یک واحد درصدی نسبت به تابستان سال پیش مواجه شده است. با توجه به شرایط فعلی، بهنظر میرسد وضعیت بازار کار نسبت به دوران جنگ ۱۲روزه نامناسبتر باشد. سیاستگذاران باید برای افرادی که از بازار کار خارج میشوند، تدابیر حمایتی مناسبی در نظر بگیرند و سیاستهای حمایتی موثری اجرا کنند.
۱۰ روز از آغاز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران میگذرد. درحالیکه برآورد آغازکنندگان این درگیری آن بود که جنگ در مدت کوتاهی و در حد چند روز پایان یابد، تحولات میدانی مسیر دیگری را نشان میدهد. نه تنها زمان درگیری طولانیتر شده، بلکه دامنه آن نیز از مرزهای اولیه فراتر رفته و بخشهای گستردهتری از منطقه را دربر گرفته است. گسترش تنشها و تداوم حملات باعث شده ارزیابیها درباره پایان سریع جنگ با تردیدهای جدی روبهرو شود. در این مدت آمریکا و اسرائیل به صورت مستقیم فرماندهان نظامی و همچنین زیرساختهای نظامی، تسلیحاتی، آموزشی و بهداشتی را هدف قرار دادهاند. چنین حملاتی تنها به خسارتهای کوتاهمدت محدود نمیشود. از بین رفتن زیرساختها به معنای کاهش سرمایه فیزیکی یک کشور است و در کنار آن افت سرمایه نیز رخ میدهد. هرچه دامنه آسیب به زیرساختها گستردهتر شود، بازسازی آن زمان و منابع بیشتری میطلبد و آثار اقتصادی آن در سالهای بعد نیز باقی میماند.
در چنین شرایطی بخشی از کارشناسان بر این باورند که افق پایان جنگ در کوتاهمدت چندان روشن نیست. ادامه درگیریها میتواند هزینههای انسانی سنگینی به همراه داشته باشد و جانهای بسیاری را تهدید کند. تجربه جنگها نشان میدهد که پیامدهای انسانی تنها به تلفات مستقیم محدود نمیشود. شرایط جنگی معمولا با مرگ غیرنظامیان، ناامنی گسترده و برهم خوردن تعادل روانی جامعه همراه است. این وضعیت به طور مستقیم اقتصاد را با خطر کاهش سرمایه انسانی مواجه میکند؛ سرمایهای که یکی از مهمترین عوامل رشد اقتصادی در هر کشور به شمار میآید. در کنار این موضوع، تخریب زیرساختها نیز بر سرمایه فیزیکی اثر میگذارد. زیرساختهای حملونقل، انرژی، آموزش و سلامت از ارکان اصلی فعالیت اقتصادی هستند. هرگونه آسیب به این بخشها میتواند ظرفیت تولید و ارائه خدمات را کاهش دهد. چنین پیامدی معمولا در بلندمدت خود را نشان میدهد، زیرا بازسازی زیرساختها فرآیندی زمانبر است و نیاز به منابع مالی قابلتوجهی دارد.
با این حال اقتصاد در کوتاهمدت نیز از آثار جنگ مصون نمیماند. بنگاههای اقتصادی در چنین فضایی با افت تقاضا روبهرو میشوند. نااطمینانی ناشی از جنگ، رفتار مصرفکنندگان را تغییر میدهد و بسیاری از خانوارها خریدهای غیر ضروری را به تعویق میاندازند. از سوی دیگر تامین مواد اولیه نیز برای تولیدکنندگان دشوارتر میشود. محدودیتهای حملونقل، اختلال در مسیرهای تجاری و نااطمینانی در بازارها باعث میشود دسترسی به نهادههای تولید با مشکل روبهرو شود. همزمان زنجیره تامین نیز دچار اختلال میشود. زمانی که مسیرهای حملونقل با محدودیت مواجه شوند یا هزینههای جابهجایی افزایش یابد، کالاهای تولید شده با هزینه بیشتری به دست مصرفکننده میرسد. افزایش هزینه حملونقل، بیمه و تامین نهادهها فشار قابلتوجهی بر ساختار هزینه بنگاهها وارد میکند. مجموع این عوامل باعث میشود بسیاری از بنگاهها با افزایش هزینهها و کاهش سود مواجه شوند. در چنین فضایی ادامه فعالیت برای برخی از واحدهای اقتصادی با ابهام همراه میشود. یکی از نتایج محتمل این وضعیت کاهش تولید و تعدیل نیروی کار است؛ رخدادی که میتواند فشار بیشتری بر بازار کار وارد کند و بر معیشت خانوارها اثر بگذارد.
برای پاسخ به این سوال که جنگ چه اثری بر اشتغال میگذارد، دادههای نیروی کار مرکز آمار ایران مورد بررسی قرار گرفت. در این بررسی، نوسان دو شاخص اصلی بازار کار یعنی نرخ بیکاری و نرخ مشارکت حول میانگین ۲۰ساله برای فصل تابستان تحلیل شده است. تمرکز بر دادههای فصل تابستان در طول ۲۰سال گذشته با این هدف انجام شد که اثر تغییرات فصلی بر نتایج اثرگذار نباشد. مقایسه شاخصها در یک فصل مشخص امکان ارزیابی دقیقتر روندها را فراهم میکند و از انحراف تحلیل به دلیل تفاوتهای فصلی جلوگیری میکند.
اثر فصلی زمانی رخ میدهد که با تغییر فصلها، میزان اشتغال به دلیل ماهیت برخی فعالیتهای اقتصادی دچار تغییر شود. برخی مشاغل به زمانهای مشخصی از سال وابسته هستند و به همین دلیل سطح اشتغال در آنها در طول سال یکسان نیست. برای مثال در فصل تابستان که زمان برداشت محصولات زراعی در بسیاری از مناطق کشور است، تقاضا برای نیروی کار در بخش کشاورزی افزایش مییابد و تعداد کارگران این بخش بیشتر میشود. در مقابل در فصل زمستان با پایان یافتن بسیاری از فعالیتهای کشاورزی، میزان اشتغال در این بخش کاهش پیدا میکند. به همین دلیل مقایسه دادههای یک فصل مشخص در طول سالهای مختلف میتواند تصویری دقیقتر از تغییرات واقعی بازار کار ارائه دهد.
از سوی دیگر حمله اسرائیل و سپس آمریکا به ایران در اواخر بهار سال جاری شمسی رخ داد. به همین دلیل انتظار میرود بخشی از آثار اقتصادی این رویداد در دادههای مربوط به فصل تابستان نمایان شود. بررسی تغییرات نرخ بیکاری نشان میدهد این شاخص در تابستان ۱۴۰۴ نسبت به تابستان سال پیش از آن کاهش یافته است. نرخ بیکاری ثبتشده برای این فصل حتی پایینترین مقدار در بازه ۲۰ ساله مورد بررسی به شمار میآید. در نگاه نخست چنین تغییری میتواند نشانه بهبود وضعیت بازار کار تلقی شود.
با این حال تحلیل وضعیت بازار کار تنها با تکیه بر نرخ بیکاری تصویر کاملی ارائه نمیدهد. اقتصاددانان تاکید میکنند که این شاخص باید در کنار نرخ مشارکت مورد بررسی قرار گیرد. نرخ بیکاری سهم افرادی از جمعیت فعال را نشان میدهد که شغل ندارند و در جستوجوی کار هستند. در مقابل نرخ مشارکت نسبت جمعیت فعال، یعنی مجموع شاغلان و بیکاران را به کل جمعیت در سن کار نشان میدهد. به همین دلیل کاهش نرخ بیکاری زمانی میتواند نشانه بهبود بازار کار باشد که همزمان با افزایش یا ثبات نرخ مشارکت رخ دهد.
آمارهای مرکز آمار ایران در تابستان ۱۴۰۴ نشان میدهد همزمان با کاهش نرخ بیکاری، نرخ مشارکت نیز کاهش یافته است. این موضوع نشان میدهد با وجود افزایش جمعیت در سن کار، تعداد افرادی که در بازار کار حضور دارند کمتر شده است. بررسی روند ۲۰ ساله نیز نشان میدهد نرخ مشارکت ثبتشده در تابستان ۱۴۰۴ در زمره پایینترین مقادیر این شاخص در این دوره قرار دارد. کاهش نرخ مشارکت میتواند نشانه آن باشد که بخشی از نیروی کار از یافتن شغل ناامید شده و از جستوجوی کار دست کشیده است و در نتیجه به جمعیت غیرفعال پیوسته است. چنین وضعیتی میتواند با فضای نااطمینانی ناشی از جنگ ۱۲روزه نیز مرتبط باشد.
از سوی دیگر بررسی تعداد شاغلان در تابستان ۱۴۰۴ تصویر دیگری از وضعیت بازار کار ارائه میدهد. بر اساس دادههای منتشر شده، جمعیت شاغل ۱۵ساله و بیشتر در این فصل بالغ بر ۲۴میلیون و ۹۵۸ هزار نفر بوده است. این رقم نه تنها نسبت به فصل بهار کاهش یافته بلکه در مقایسه با تابستان سال ۱۴۰۳ نیز افت نشان میدهد. برآوردها حاکی از آن است که تعداد شاغلان در تابستان ۱۴۰۴ نسبت به تابستان سال پیش حدود ۱۷۰ هزار نفر کاهش پیدا کرده است. این در حالی است که در سالهای گذشته روند اشتغال در فصل تابستان معمولا افزایشی بوده است. کاهش تعداد شاغلان در تابستان ۱۴۰۴ از این نظر قابلتوجه است که با الگوی معمول سالهای گذشته تفاوت دارد. بر اساس برخی برآوردها که پیش از این نیز «دنیای اقتصاد» به آن پرداخته بود، جنگ ۱۲روزه در تابستان ۱۴۰۴ به کاهش اشتغال حدود ۴۵۰هزار نفری منجر شده است.
درحالیکه شاخصهای بازار کار به صورت کلی از کاهش جمعیت فعال در تابستان پس از جنگ حکایت دارد، بررسی جزئیات نشان میدهد میزان اثرگذاری این شرایط بر گروههای مختلف یکسان نیست. زمانی که اقتصاد با شوکهایی مانند رکود یا جنگ مواجه میشود، نخستین گروههایی که تحتتاثیر قرار میگیرند کسانی هستند که وضعیت شغلی ناپایدارتری دارند. این گروهها معمولا در ابتدای صف تعدیل قرار میگیرند یا زودتر از دیگران از بازار کار خارج میشوند، زیرا از نظر امنیت شغلی آسیبپذیرترند.
آمارهای مربوط به اشتغال نیز نشانههایی از این وضعیت دارد. نرخ اشتغال جمعیت ۱۵ساله و بیشتر در تابستان ۱۴۰۴ نسبت به فصل پیش از آن 0.7 واحد درصد کاهش یافته است. با این حال بررسی تفکیکی دادهها نشان میدهد شدت این کاهش برای زنان بیشتر بوده است. در همین بازه زمانی، اشتغال زنان با کاهش یک واحد درصدی همراه بوده که از افت ثبت شده برای مردان بیشتر است. چنین تفاوتی نشان میدهد بخشی از فشار ناشی از شرایط اقتصادی پس از جنگ با شدت بیشتری بر اشتغال زنان وارد شده است. در سوی دیگر، بررسی شاخص بیکاری نیز تصویری مشابه ارائه میدهد. درحالیکه نرخ بیکاری برای کل جامعه در تابستان ۱۴۰۴ نسبت به فصل مشابه سال پیش از آن کاهش داشته است، نرخ بیکاری زنان در همین دوره یک واحد درصد افزایش یافته است.
این افزایش در شرایطی رخ داده که نرخ مشارکت زنان نیز یک واحد درصد کاهش یافته است. ترکیب این دو شاخص نشان میدهد بخشی از زنان نه تنها موفق به یافتن شغل نشدهاند، بلکه از حضور در بازار کار نیز فاصله گرفتهاند. چنین وضعیتی میتواند نشانه دشوارتر شدن شرایط اشتغال برای این گروه باشد. این شرایط برای زنان جوان شدیدتر نیز دیده میشود. دادهها نشان میدهد نرخ بیکاری زنان جوان ۱۵ تا ۲۴ ساله در تابستان سال جاری نسبت به تابستان ۱۴۰۳ به میزان ۳.۵واحد درصد افزایش یافته است. این در حالی است که نرخ بیکاری کل این گروه سنی، یعنی مردان و زنان در کنار یکدیگر، در همین دوره 0.4واحد درصد کاهش داشته است. اختلاف میان این دو شاخص نشان میدهد وضعیت اشتغال برای زنان جوان در مقایسه با مردان همسن خود با چالش بیشتری روبهرو شده است.
مجموع این دادهها نشان میدهد آثار جنگ در بازار کار به صورت یکنواخت توزیع نمیشود. گروههایی که پیش از این نیز از نظر شغلی در موقعیت ناپایدارتری قرار داشتهاند، بیشتر در معرض کاهش فرصتهای شغلی قرار میگیرند. به بیان دیگر، ترکش جنگ در بازار کار بیش از همه گروههای آسیبپذیر را هدف میگیرد و کاهش اشتغال در این گروهها سریعتر نمایان میشود. بررسی روند بازار کار در سالهای اخیر نیز نشان میدهد حضور زنان در بازار کار برای بسیاری از خانوارها نقشی مکمل در تامین معیشت دارد. در برخی خانوارها نیز که زنان به عنوان سرپرست خانوار نقش اصلی در تامین هزینههای زندگی ایفا میکنند، فشار بیشتری بر خانوارها وارد میشود. در نهایت هر چند هنوز چشمانداز جنگی که در اسفند ۱۴۰۴ و با حمله مستقیم آمریکا و اسرائیل به خاک ایران آغاز شد مشخص نیست، تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان میدهد این درگیری تنها پیامدهای سیاسی و امنیتی ندارد و بازار کار داخلی نیز از آن تاثیر میپذیرد. این تاثیر برای گروههایی که وضعیت شغلی ناپایدارتری دارند محسوستر است.
آخرین اخبار اقتصادی را از طریق این لینک پیگیری کنید.