سیامک کاکایی، پژوهشگر مسائل ترکیه در گفتوگو با «شرق»:
ترکیه به دنبال نفوذ و افزایش قدرت نظامی در منطقه است
زینب اسماعیلی: ترکیه یکی از همسایگان مهم ایران است؛ همسایهای که به موازات تنگناهای دیپلماتیک ایران، تحریمها و قطع روابط به دنبال افزایش حضور و نفوذ در منطقه خاورمیانه است. بحران اخیر در فلسطین اشغالی بار دیگر فرصتی برای ترکیه ایجاد کرده تا با وجود ارتباط با اسرائیل به هواخواهی از مسلمانان فلسطین برآید. در تحلیل دورنمای ذهنی رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، در ارتباط با ایران و منطقه با سیامک کاکایی، پژوهشگر مسائل ترکیه، به گفتوگو نشستیم.
تا سالها پیش، ترکیه یکی از الگوهای موفق دولت اسلامی در سلوک سیاسی، اقتصادی و حتی اجتماعی به نظر میآمد، اما با تغییراتی در ساختار قدرت و ریاستجمهوری رجب طیب اردوغان و کاهش ارزش پول ملی این کشور، کمکم این الگو شکسته شد. شما در تحلیل فعلی وضعیت و جایگاه ترکیه از نظر سیاسی، اقتصادی و روابط بینالملل چه نکاتی را برجسته میدانید؟ ترکیه یک دهه پیش از این و پیش از انقلابهای عربی گامهای بلندی در مسیر توسعه اقتصادی و حضور در منطقه انجام داده بود و در منطقه و میان کشورهای عربی نفوذ درخور توجهی یافته بود؛ اما انقلابهای عربی موجب شد جایگاه پیشین ترکیه دستخوش دگرگونی و تزلزل شود. به این دلیل که کشورهای اصلی عربی مانند مصر، عربستان و سوریه مایل به ورود ترکیه به عرصه حمایت از انقلابات عربی به صورت گسترده نبودند. بعد از تحولاتی که در مصر رخ داد و رژیم مبارک سقوط کرد، سیستم جدیدی روی کار آمد و اخوانیها قدرت را به دست گرفتند که همراستا با سیاستهای ترکیه بود. این موضوع خوشایند نگاه ترکیه و به دنبال نشاندادن الگویی از دموکراسی مدنظر ترکیه در مصر بود. بااینحال، تغییر حکومت و بازگشت نظامیان به قدرت و کودتای ژنرال سیسی همه شرایط را دگرگون کرد و ترکیه با سد محکمی در مصر مواجه شد و بهسرعت در قبال مصر تغییر رفتار داد و دو کشور به دو جبهه متخاصم تبدیل شدند. همین مسئله و نگرشی که عربستان نسبت به ترکیه داشت، موجب شد که عربستانیها از سیاست حمایت ترکیه از اخوانیها بهشدت نگران باشند و ائتلافی بین عربستان، مصر و امارات ایجاد شد که در مقابله با سیاستهای ترکیه در عرصه منطقهای بود. در همسایگی ترکیه هم روابط ترکیه با سوریه دگرگون شده بود؛ از رابطه همکاری به یک دشمن متخاصم تبدیل شد و ترکیه از تغییر نظام سیاسی در سوریه حمایت کرد و اینها یک وجه سیاست منطقهای ترکیه بوده است. با اینکه تنشها در روابط ترکیه با کشورهای عربی به انزوای ترکیه در بخشی از خاورمیانه و شمال آفریقا انجامید، به این معنا نبود که ترکیه با وجود وضعیت اقتصادیای که پیش آمده، بهعنوان یک کشور ورشکسته قلمداد شود. ترکیه اکنون هفدهمین یا هجدهمین اقتصاد دنیاست و با وجود بحرانهایی که در حوزه اقتصادی در این کشور رخ داده، باز از نظر اقتصادی در وضعیت مناسبی قرار دارد، هرچند بحران اقتصادی این کشور بر سیاست خارجی تأثیرگذار است. اما آنچه موجب شده تنشهایی بین ترکیه و کشورهای منطقهای ایجاد شود، به دلیل تفاوت در ماهیت نگرش ترکیه به مسائل منطقهای با کشورهای دیگر است که ترکیه یک دهه پرتنش را در خاورمیانه و شمال آفریقا سپری کرده است. ترکیه همسایه مهمی برای ایران است؛ همسایهای که البته اختلافنظرها و اصطکاکهایی نیز با هم دارند که بدون شک طبیعی است ولی کار مشترک و روند همسایگی را سخت میکند. یکی از موضوعات مشترک ایران و ترکیه در سالهای اخیر، مشارکت در حل مسئله سوریه بود که البته با نقشآفرینی مهم روسیه همراه بود. البته این موضوع بسیار مفصل است و هر کدام از بخشها توضیحات گستردهای را میطلبد، اما سؤال را کمی خرد میکنم. اکنون که از این مشارکت زمان اندکی گذشته، تحلیلگران زیادی به نقد آن پرداختند و روسیه و ترکیه را برنده این نقشآفرینی در سوریه میدانند؛ در حالی که تا به اینجا جمهوری اسلامی ایران به هدفش که حفظ بشار اسد در سوریه بوده یا برداشتهشدن احتمالیاش با انتخابات، دست یافته است. شما در مشارکت روسیه، ترکیه و ایران بر سر مسئله سوریه چه موضوعی را پررنگتر میبینید؟ ترکیه و ایران جدا از اینکه دو همسایه مؤثر هستند، دو بازیگر مهم در منطقه خاورمیانه به حساب میآیند. روابط اقتصادی و همکاریهای دو کشور از زمانی که عدالت و توسعه قدرت را در دست گرفته، رابطه رو به رشدی بوده که البته گاه فراز و فرودهایی هم داشته است. این روابط در زمینههای تجارت، اقتصاد و سرمایهگذاری رو به افزایش بوده با وجود اینکه تحریمها روی رابطه ایران و ترکیه بیتأثیر نبوده است. اما بهطور کلی رابطه ایران و ترکیه تابعی از اراده سیاسی حاکم بر دو کشور است که هم خواهان گسترش روابط بوده و هستند و هم علاقهمند به همکاری در عرصه منطقهای. با اینکه اصطکاکهایی در عرصه نگرش آنها به برخی مسائل مانند سوریه رخ داده است، اما در مواقعی با تعدیل سیاستهای ترکیه نسبت به سوریه، شاهد همکاریهایی بین ایران و ترکیه به همراه روسیه در چارچوب مذاکرات آستانه بودهایم که این بیتأثیر در نگاه ترکیه به مسئله سوریه نبوده است. ولی به هر حال باید گفت رقابتها در عرصه سیاسی و اقتصادی بین ایران و ترکیه در منطقه وجود داشته و خواهد داشت. اینکه آیا ترکیه به دنبال تحرک بیشتر در سیاست خارجی خود حتی در روابط با روسیه هست یا نه، پاسخش مثبت است. کشورها بر اساس منافع ملی خودشان تصمیم میگیرند. ترکیه هم به دنبال این است که از یک سو یکسری توازنهای منطقهای به دست بیاورد و از سوی دیگر، بازتعریفی از نقش و نفوذ خود را آمیخته با افزایش قدرت منطقهای به آزمون بگذارد. ترکیه به بهانههای مختلفی ازجمله ادعای اخلال در امنیت ملیاش توسط کردها، به نقاط مختلف سوریه حمله کرده است و تغییر رویکردی هم در این زمینه دیده نمیشود. شما فکر میکنید با توجه به اینکه انتخابات در سوریه در پیش است، راه ایران، ترکیه و روسیه از هم جدا شده یا امکان ادامه این همکاری وجود دارد؟ سیاست ترکیه در قابل سوریه را میتوان در یک بستر سیاست درگیرانه و تهاجمی مورد ارزیابی قرار داد. ترکیه در سالهای گذشته با عنوان اینکه امنیت و منافع ملیاش به دلیل حرکات کردها در سوریه به مخاطره افتاده، اقدام به مداخله نظامی در سوریه کرده و بخشهایی را هم اشغال کرده است ازجمله مناطقی در شمال شرقی سوریه و ادلب. تغییراتی در سیاست خارجی ترکیه نسبت به سوریه رخ داده که این راهبردها متأثر از سیاست کلی ترکیه در عرصه منطقهای است و باز شاهد هستیم که ترکیه به دنبال این است که در شمال عراق هم به شکلی از مدل سوریه استفاده کند و فعالیت پکک و احزاب کُرد سوریه در شمال عراق و در سوریه بهعنوان یک تهدید اصلی برای ترکیه محسوب میشود و این بهعنوان یک مفروض اصلی از سوی ترکیه قلمداد میشود و ترکیه علت اصلی مداخلهاش در این مناطق را همین موضوع قرار داده و به نوعی با اینکه میخواهد رفع تهدیدهای امنیتی کند، اما فرصتی بوده تا نگرش سیاست خارجی خود را نسبت به دو همسایه یعنی سوریه و عراق تغییر دهد و به دنبال حضور نظامی در این دو کشور باشد. ترکیه به موازات نقشآفرینی در سوریه، به قلب منطقه عربی حتی تا لیبی هم نفوذ کرده و میدانیم که در آن منطقه، روسیه نیز نقش دارد و مایل به احیای نقش تاریخی امپراتوری خود است. به نظر میرسد معادلات درهمتنیدهای بین قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای وجود دارد که ایران تنها در بخشی از آن نقش دارد. با این شرایط، صحنه بازی پیشرو را چگونه میتوان ترسیم کرد؟ روابط ترکیه با لیبی تابع راهبرد بلندمدتی است که ترکیه در منطقه شرق مدیترانه تعقیب میکند. بعد از اینکه ترکیه موقعیت خود را در مصر از دست داد، در لیبی سعی کرد نفوذش را دوباره احیا کند و از دولت وفاق ملی فائز السراج از 2018 به بعد حمایت کرد و این منجر به انعقاد توافق بین دولت سراج و ترکیه در سال 2019 و قراردادی در ارتباط با تعیین حدود و صلاحیتهای قضائی و دریایی در شرق مدیترانه و منجر به بحرانی در این منطقه شد. یونان، قبرس و مصر به مخالفت با این توافقنامه برآمدند و به لیبی اعتراض کردند و آن را قبول نکردند؛ اما این سنگبنای حضور مؤثر ترکیه در شرق مدیترانه بود که برای اولینبار، توافقنامهای به امضا رسید که بر آینده فعالیتهای انرژی در این منطقه تأثیر میگذارد. تنشها در این منطقه پایدار شده و حضور ترکیه در لیبی به حضور نظامی هم تبدیل شده است. ترکیه تلاش میکند نفوذ خود در این منطقه را استمرار ببخشد و اساسا در آفریقا به دنبال حضور اقتصادی و نظامی است. رویکارآمدن دولت بایدن در آمریکا برخی موضوعات را دستخوش تغییر کرد؛ ازجمله اینکه به نظر میرسد این دولت تمایل چندانی به قدرتمندترشدن ترکیه ندارد. حتی برخی تحلیلها به ابراز نگرانی در مورد وضعیت اردوغان در چهار سال پیشرو پرداختند. شما فکر میکنید اردوغان که اکنون خود را بینیاز از اروپا نشان میدهد و دیگر مثل قبل دنبال پیوستن به اتحادیه اروپا نیست، با آمریکا چه چالشهایی خواهد داشت؟ رویکارآمدن دموکراتها در آمریکا به نظر میرسد روی برخی تعاملات منطقهای و سیاسی در خاورمیانه تأثیر گذاشته است؛ ازجمله تغییر نگرش در رفتار ترکیه و عربستان قابل تحلیل و بررسی است. به نظر میرسد با نگاهی که در عربستان و ترکیه ایجاد شده، آنها درصدد تلاش برای احیای روابط هستند که بخشی از آن ناشی از تغییر حکومت در آمریکاست. شرایطی که در دوران ترامپ وجود داشت کمک میکرد ترکیه و عربستان یک سیاست تهاجمی را در پیش بگیرند. به نظر میرسد در دوران دولت بایدن این سیاست مانند گذشته ادامه نداشته باشد. البته به این معنا نیست که تغییر ماهوی در رفتار آمریکا با ترکیه و عربستان ایجاد شده باشد؛ اما خارجکردن ترکیه از قراردادهای اف 35 و تنشهایی که بین آنها بر سر اس 400 وجود دارد، به نظر میرسد دلخوری و نگرانی در ترکیه به وجود آورده و اگر این روابط احیا شود، ممکن است روی مسائل منطقهای دیگری نیز تأثیرگذار باشد؛ ازجمله یمن. به نظر میرسد ترکیه بازگشت به خاورمیانه با دستور کار تنشزدایی را در دستور کار خود بگذارد. ترکیه معتقد به مبارزه با اسرائیل است، همانگونه که روزهای اخیر با بالاگرفتن تنش بین اسرائیل و فلسطین، در تماسهای تلفنی به دنبال ایفای نقش در حل این منازعه و «دادن درس لازم به اسرائیل» است. در همین حال، رابطه سیاسی و تجاری خود با اسرائیل را هم دارد و همچنین با دولت جمهوری آذربایجان در ارتباط تنگاتنگ قرار دارد که آن کشور هم با تلآویو رابطه خوبی دارد. این دوگانگی را چگونه تفسیر میکنید؟ آیا اردوغان علاقهمند به القای نقش رهبری در جهان اسلام و در مسئله فلسطین برای خود است؟ در هفتههای گذشته موضعگیریای که مقامات ترکیه و شخص اردوغان در مورد تحولات فلسطین اشغالی داشتند، قابل تأمل بود. بخشی از این موضعگیریها به این برمیگردد که انتقادهای ترکیه به اقدام جنایتکارانه اسرائیل باید مورد توجه قرار گیرد؛ اینکه کشورهای اسلامی باید با رویکردی جدیتر و عملیتر در مورد این وضعیت که بین اسرائیل و فلسطین رخ داده، اتخاذ موضع کنند، نه صرفا در قالب یک رویکرد شعارگونه. اما بخش دوم را باید در راهبردهای ترکیه و شخص آقای اردوغان مورد ارزیابی قرار داد. بازگشتی به سیاست ترکیه در قبال موضوع فلسطین اشغالی در دو دهه گذشته داشته باشیم؛ ترکیه همواره از این موضوع استفاده کرده تا از آن در راستای نفوذ منطقهای خود بهره ببرد. با اینکه تنشها در یک دهه گذشته بین ترکیه و اسرائیل وجود داشته اما منجر به قطع روابط این دو نشده است و این خود محل پرسش است. در عین حال حتی زمانی که کشورهای امارات و بحرین درصدد عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی بودند، ترکیه برآشفت و این موضوع را بهعنوان یک خیانت از سوی کشورهای عربی قلمداد کرد ولی ارتباطش با اسرائیل مثل قبل پابرجاست. ترکیه همواره با استفاده از این اهرم یعنی با پیشکشیدن موضوع فلسطین، دنبال پیشبردن مواضع منطقهای و سیاسی خود بوده است. اما کشورهای اسلامی لازم است مواضع تندی نسبت به اقدامات اسرائیل علیه فلسطینیان اتخاذ کنند و در این راستا مواضع ترکیه درخور تأمل است.