دیپلماسی کرونا
ساسان کریمی*
مشکل عالمگیر کرونا که از هفتههای گذشته گسترش بیسابقهای داشته است و اتفاقا بیشتر کشورهای توسعهیافته و نیمهصنعتی را بهطور چشمگیری تحتتأثیر قرار داده، بهجز تأثیرات بهداشتی، اقتصادی و بشری که داشته، موضوع دیگری را نیز در سطحی بالاتر طرح کرده است. گویی انسان اینک دیگر نه در لابهلای کتابهای لیبرالیستی در روابط بینالملل بلکه در صحنه بیواسطه زندگی هرروزه با تمام ابعادش متوجه این نکته شده است که گویی مسائل کلان جهان را با هیچ قدرتی نمیتوان پشت مرز کشورها نگه داشت. اگر قدرتهای بزرگتر، مسائل اقتصاد بینالملل را با منزویکردن کشورهایی که تن به خواسته آنها نمیدهند، بر گردن آنها انداخته و خود را امن و ایمن نگه میدارند، اگر مسائل امنیتی به لطف قوای قهریه بهصورت یکجانبه یا تحت ائتلافهای قطبی نظامی-دفاعی دنبال میشوند، اگر مسائل محیطزیستی از جانب مخربترین دولتها و شرکتها مورد بیاعتنایی قرار میگیرند و اگر با پردههایی که رسانهها بر واقعیتهای بینالمللی میکشند، برخورداری و محرومیتهای ملل مختلف پنهان و بهصورتی مهندسیشده نمایانده میشوند، کرونا صرفا بهواسطه بزرگی و فوریت طبعیاش یکبار برای همیشه به بشر، با هر ملیتی، دولتها با تمام ارتشها، تمام توان اقتصادی، بهداشتی و درمانیشان نشان داد مسائل بشری فراگیر و ورای مرزها هستند. اگر رؤسای کشورها میخواهند در مواردی ممکن، موضوعات را با رهیافتی یکجانبهگرایانه و برتریجویانه دنبال کرده و سیاست مبتنی بر قدرت را دامن بزنند، کرونا آینه تمامنمای عدم موفقیت این موضعگیریهای قدیمی و تاریخمصرفگذشته است. نگاههای تیزبین و بلندمدت در مورد موضوعات دیگر و کمتر بحرانی هم این نتیجه و ارزیابی را داشتهاند اما اینک نهتنها نظریهپردازان و تحلیلگران روابط بینالملل بلکه عموم مردم جهان در مواجهه با مسئلهای واحد و خطیر به نتیجهای چنان و رهیافتی بشری نزدیک شدهاند.
برای نخستینبار پس از جنگ دوم بینالملل بشر در آن واحد با مسئلهای واحد روبهروست؛ خانهنشینی، دورکاری، دوری از یکدیگر و حفظ فاصله، بحران بهداشتی، کمبود تجهیزات، رکود اقتصادی، تعطیلی کسبوکارها و سکوتی مرگبار که اگرچه احتمالا در چند هفته آینده تا اندازه زیادی مدیریت خواهد شد اما تا همینجا هم ناتوانی و نیاز آحاد بشر را به یکدیگر و حلوفصل مسائل از راه همکاریهای بینالمللی و ایجاد و رعایت رژیمهای بینالمللی به رخ انسان کشیده است. موضوعی که اینک با یک ویروس تازه با گسترشی فزاینده که البته در ابتدا توسط یکجانبهنگران دولتی امری پیشپاافتاده و کوچک قلمداد میشد، تنها ایضاح شده و با گرفتن جان دهها هزار نفر در دو، سه ماه شوک بیسابقهای را به نمایندگی از تمام مسائل ریزودرشتی که فقط شتابی کمتر دارند، به جامعه بشری وارد آورد و نشان داد که بهواقع و در درازمدت نمیتوان سلامت را بهعنوان مسئلهای در سطح ملی نگریست و خواهناخواه موضوع گسترش جهانی این دردسر و انتشار آن بین کشورها لاجرم خواهد بود. همین امر درباره مسائل دیگر هم موضوعیت دارد: دیگر مسجل است که مسائل محیطزیستی، امنیتی و اقتصادی هم مسائلی در سطح بینالملل هستند که جز با تندادن به همکاری بینالمللی و در قالب چندجانبهنگری و استفاده از رژیمهای کارآمد بینالمللی نمیتوان به فائقآمدن به آن بهطور درازمدت و پایدار امیدوار بود.بنابراین تفکرات یکجانبهگرایانه و غیرنوعدوستانه نه کرونا و نه هیچ مسئله کلان بینالمللی دیگری را نخواهد توانست بهصورت پایدار و واقعی حلوفصل کند و تمدن بشری، شامل دولتها، نهادهای مدنی و خود ملتها ناگزیر به این باور نزدیک خواهند شد که منافع واقعی و درازمدت ایشان در گرو منافع دیگران خواهد بود. از طرف دیگر باید باور کرد که بازیگر هوشمند در عرصه دیپلماسی و روابط بینالملل همزمان باید به دنبال توسعه منافع ملی خود نیز باشد. ازاینرو برای ناظری که از خاستگاه ایران به موضوع مینگرد و سابقه برجام و پسابرجام را در حافظه تاریخی کوتاهمدت خود دارد، بلافاصله این پرسش مطرح خواهد بود که «تهدید کرونا را چگونه میتوان به فرصتی برای برونرفت از بنبستهای موجود روابط خارجی کشور و تبعات آن تبدیل کرد؟»؛ موضوعی که اخیرا نقل محافل سیاسی و گفتوگوهای نیمهرسمی بین دولتها با دولت ایالات متحده آمریکا نیز بوده است. به نظر میرسد با توجه به چشمانداز محتمل سلامت و اقتصاد در جهان و بهویژه ایالات متحده، ترامپ هر قدر رقیب دموکرات ضعیفی را در برابر خود دارد اما بزرگترین تهدید را نه از جانب ایشان بلکه از جانب نقطه قوت سابق خود یعنی اقتصاد متوجه انتخابات پیشرو خواهد دید. این موضوع بهطور بالقوه میتواند موضع ایران را در هر مذاکره مستقیم یا توازن قوای غیرمستقیم ارتقا دهد؛ چراکه ترامپ در صورت مواجهشدن با معضلات اقتصادی برای انتخابات خود بیش از گذشته نیازمند امتیازی در حوزه روابط خارجی خواهد بود. گرهزدن منافع ملی کشور به باخت او البته دور از تعقل است. ما بهعنوان بازیگر هوشمند باید موضوع را طوری مدیریت کنیم که کشتی انتخابات ایالات متحده به هر سو که رفت، بتوان با حرکت بعدی خود را به برنده بازی تبدیل کرد. با تمام این مسائل هنوز امکان برد ترامپ بیش از باخت اوست و بهویژه انگیزه استفاده از کارت مذاکره یا معامله با ایران میتواند او را شخصا در موضع امتیازدهندهتری قرار دهد. با اینکه روابط بینالملل بههیچروی عرصه تضمین و اطمینان نیست، میتوان احتمال داد که عقلا ترامپ یا هر سیاستمدار و جریان سیاسی، بزرگترین محافظ دستاوردهای خود خواهند بود. از سوی دیگر یک دولت دموکرات احتمالی نیز قاعدتا رفتاری از جنس برهمزدن یک تعامل دولت ایالات متحده - مانند کاری که ترامپ انجام داد- را نخواهد داشت. اگر بتوان ترامپ را با توجه به انگیزههایی که در صدر اشاره شد، در جهت تعلیق تحریمهای ایران تحریک کرد، در واقع بهواسطه بیماری همهگیر کرونا موضع رسمی ایران یعنی تعلیق تحریمها برای آغاز مذاکره -که در سپتامبر سال گذشته در نیویورک اتخاذ و مطرح شد- تأمین شده و ترامپ نیز در داخل کشور به اندازه کافی موقعیت مانور تبلیغاتی به نفع آرای خود را خواهد داشت. امکان آغاز این موضوع البته با میانجیگری و نیز موارد عملی مانند تبادل زندانیان که نشاندهنده اراده سیاسی طرفین باشد فراهم میشود. ساده آنکه هوشمندانهترین راهبرد در مقابل ترامپی که ممکن است بیش از چهار سال دیگر بر مسند قدرت باشد، تبدیلکردن منافع خود به خواسته اوست، امری که مانند روند جاری درخصوص بیماری کرونا مستلزم آن است که فقط متخصصان و متولیان مستقیم امر، بهطور متمرکز حرف اول و آخر آن را زده و سایر امکانات کشور در گامی عقبتر به پشتیبانی تیم عملکننده و تقویت مسیر عملکرد آن بپردازند؛ چراکه تهدید درازمدت منافع اقتصادی، سیاسی و تجاری کشور که به معضلات سلامتی و امنیتی هم انتشار مییابند، کوچکتر از خطر حاد ولی کوتاهمدت کرونا نیست. * دانشآموخته فلسفه سیاسی در دانشگاه تهران
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.