|

در سال ۹۸ بهمن کشاورز چشم از جهان فروبست

مدافع وکلا

به پاسداشت خدمات ارزنده «آقای وکیل»، جمعی از حقوق‌دانان ملی در یادداشت‌هایی به تجلیل از مرحوم بهمن کشاورز پرداخته‌اند.

‌هم‌نوا با مردم عيسي اميني.رئيس کانون وکلاي دادگستري مرکز بهمن کشاورز نامي مشهور در جامعه حقوق‌دانان کشور است؛ نامي که علاوه بر جامعه حقوقي، مردم هم آن را مي‌شناسند. گاه نام‌ها با جنس خدمت عجين مي‌شوند؛ قطعا اين نام با خدمت به «وکالت» عجين شده است و همگان آن را به نام «آقاي وکيل» مي‌شناسند. ايشان شخصيتي شناخته‌شده، نام‌بُردار و حرفه‌اي‌ـ‌ صنفي‌ ـ‌ علمي ‌ـ ‌ژورناليستي بود. به ‌نظر مي‌رسد چند جنبه در افکار مرحوم کشاورز موجب برجستگي ويژگي‌هايشان مي‌شد. اولين نکته اين بود که ايشان سياست را به عرصه‌هاي فعاليت مدني و حرفه‌اي خود نيفزود. علي‌القاعده مرحوم کشاورز با توجه ‌به پيشينه خانوادگي خود و ‌عبور از برهه‌هاي پُرهيجان و ‌حساس، مي‌بايست قلم خود در امر صنفي را سياسي مي‌‌کرد که در نهايت صدمه هم مي‌ديد؛ ولي در اين چاله نيفتاد؛ چراکه صبر و دقت از صفات شخصيت ايشان بود. ايشان به دور از هيجان و با عقل و تجربه تصميم مي‌گرفت. دوم آنکه مرحوم کشاورز آسيب‌هاي اجتماعي را به‌خوبي مي‌شناخت و‌ به‌گونه‌اي در رسانه‌ها، هرچند کوتاه، مطالبي را مي‌نگاشت که مخاطبان خاص يا عام، جان مطلب را درک کنند. نگارش مرحوم کشاورز ‌هم‌نوايي با مردم بود؛ ايشان روزنامه‌نگاري به‌موقع و به‌روز بود. همه مي‌دانيم که مردم دوست دارند حقوق‌دان طوري يادداشت بنويسد که خود آنها مخاطب اصلي فهم مطلب باشند. سوم آنکه ايشان هيچ‌گاه سِمت و عنوان دولتي نگرفت و در صنف وکالت ماند؛ زيرا مي‌دانيم مديريت صنف وکالت، نه دولتي است، نه خصوصي و نه بازرگاني؛ ويژگي‌هايی دارد که با دانش، تجربه، جامعه‌شناسي و شناخت تاريخي از اين نهاد و اعضاي آن مي‌توان آن را ارزيابي کرد. شايد بزرگ‌ترين مشکل برخي از مديران دولتي و قضائي در گفت‌وگو و ‌مواجهه با اين نهاد مدني، شناخت ناکافي از تاريخچه، اعضا، فلسفه و رويکردهاي آن است. مرحوم بهمن کشاورز کانون وکلا و نهاد وکالت را مي‌شناخت و مردم متوجه شدند که مي‌توان ايشان را آقاي وکيل ناميد. وکالت مرحوم کشاورز در پرونده شهردار سابق تهران، مجالي براي شروع شناخت عموم از ايشان و پيگيري جايگاه و کارهايشان شد، نه علت اصلي شهرت ايشان. علت‌العلل شهرت نام مرحوم کشاورز، درک درست ايشان از ويژگي‌هاي نهاد مدني وکالت و گام‌برداشتن بادرايت در اين راه بود. به‌هرحال، ايشان کنش‌هاي اجتماعي را به‌خوبي رعايت مي‌کرد، با حوصله مي‌انديشيد، سليس مي‌نگاشت و با دقت عمل مي‌کرد؛ بنابراین نبودش در عرصه‌هايي که در آن فعاليت مي‌کرد، محسوس است.

جاي خالي «آقاي وکيل» احمدرضا اسعدي‌نژاد.وکيل پايه‌‌يک دادگستري و مدرس دانشگاه بهت‌آورترين خبر سال گذشته براي جامعه وکالت، درگذشت استاد بهمن کشاورز بود. از سال‌ها پيش که در موضع يک خبرنگار بودم تا بعدها که به کسوت وکالت نائل شدم، ايشان را همواره شخصيتي جنتلمن مي‌شناختم که با وجود اختلاف‌نظر، با همگان به نيکي و با سعه‌صدر مثال‌زدني برخورد مي‌کرد؛ اما تواضع ايشان برجسته‌ترين ويژگي‌ شخصيتي‌اش بود. هرگاه پاي مصالح کانون و صنف وکالت در ميان بود، بدون درنظرگرفتن مسائل گروهي و جناحي، حتي به مخالفان خود نیز کمک مي‌کرد. وجود او همواره موجب دلگرمي مديران کانون وکلا بود. سال‌هاي بسياري در رأس اتحاديه سراسري کانون‌هاي وکلاي ايران (اسکودا) و همچنين در مقام رياست کانون وکلاي مرکز، در دفاع از استقلال نهاد وکالت و مبارزه با تهديدهاي اين نهاد متولي حق دفاع، بسيار مثمرثمر واقع شد. امروز در بحبوحه تهديدها جاي خالي او بسيار حس مي‌شود. در زمينه اجتماعي و سياسي، همواره به رخدادهاي اين حوزه واکنش نشان مي‌داد و موضوعات اين‌چنيني را از منظر حقوقي تجزيه و تحليل کرده و پيامدهاي آن را گوشزد مي‌کرد. فعاليت استاد کشاورز در زمينه مطبوعاتي قطعا بي‌نظير بود؛ به‌گونه‌اي‌‌‌که هيچ وکيل و حقوق‌داني در اين حد در رسانه فعال نبوده است. هيچ خبرنگاري بعد از تماس با ايشان، دست خالي برنمي‌گشت؛ حتي در روزي که درگذشت، مطلبي از ایشان در «شرق» به چاپ رسيد. تسلط بر مسائل حقوقي و اطلاع دقيق از رخدادهاي روز در سال‌های مديد، کار بسيار دشواري بود که جمع اين دو امر موجب مي‌شد براي هر رخدادي، «بهمن کشاورز» اولين گزينه‌ رسانه‌ها باشد.

ابراهيم ايوبي وکيل دادگستري زماني که خواستند يادداشتي درباره استاد بهمن کشاورز بنويسم، خوشحال و نگران شدم؛ خوشحال از داشتن فرصتي براي بيان نظر و نگران از اينکه حق استاد ادا نشود. در نهايت تصميم گرفتم به دور از مطالب معمول درباره بزرگاني نظير ايشان، خاطرات و آموخته‌هاي خود را بنويسم. طبيعي است مانند بسياري از همکاران هم‌نسل، اولين آشنايي با چهره و شخصيت ايشان به ماجراي محاکمه شهردار پيشين تهران در دهه 70 برمي‌گردد. هر‌چند عموم مردم شهرت جناب کشاورز را به پخش رسانه‌اي ماجراي دادگاه نسبت مي‌دهند، اما اصل انتخاب ايشان از سوی شهردار تهران که از بين هزاران وکيل انجام شد، مرهون سال‌ها تجربه و خوشنامي يک وکيل است. گاهي اوقات اين وکيل است که به موکل اعتبار مي‌دهد. علم‌آموزي در گذشته، به خودي ‌خود امري ارزشمند بوده، اما امروزه بيشتر به گذراندن يک دوره آموزشي و دريافت دانشنامه يا گواهينامه محدود شده است. از نحوه تحصيل استاد کشاورز نيز مي‌توان آموخت. ايشان دو دانشنامه کارشناسي ارشد در رشته‌هاي «حقوق خصوصي» و «حقوق جزا و جرم‌شناسي»، آن‌هم از يک دانشگاه دارند؛ معني آن، اين است که هدفی جز يادگيري در ميان نبوده است. همين‌طور هيچ‌گاه اقدامي براي گذراندن دوره دکترا نکردند. البته اگر «دکتر» را به معني لغوي، به صاحب «دُکترين» يا «نظريه» معنا کنيم، البته که ايشان واجد اين صفت هستند. در سال 1377 در نامه‌اي به يکي از همکاران خود مي‌نويسند: «از دچار‌شدن به روزمرگي و فراموش‌کردن مطالعه و تحقيق بپرهيزيد، که براي حقوق‌دانان چنين حالتي به معني «آغاز پايان» است... در‌عين‌حال توصيه اين است که خود را براي کنکور فوق‌ليسانس هم آماده کنيد. ممکن است در دوره فوق‌ليسانس و دکترا، في‌الواقع، چيزي به شما اضافه نشود، اما گذراندن اين دوره‌ها اين فايده را خواهد داشت که از يک سو، شايد، با روش درست تحقيق آشنا شويد و از ديگر سو و به ضرس قاطع به اين نتيجه برسيد که «خبري نيست»!». کشاورز آثار خود را محدود به مباحث نظري نکرد و با تأليف کتاب‌هاي «آيين نگارش حقوقي»، «هنر دفاع در دادگاه‌ها؛ استراتژي و تاکتيک»، «وکيل دادگستري و اخلاق حرفه‌‌اي» و «آداب و شگردهاي وکالت در دادگستري»، تجربيات حدود نيم‌قرن وکالت را سخاوتمندانه در اختيار وکلاي جوان گذاشت. همچنين در کتاب «قضا و مزاح» صدها نکته، خاطره و لطيفه را از صنف قضاوت و وکالت گردآوري کرد. کتب «آيين نگارش حقوقي» در گذشته به شکل جزوه‌اي تدوين و در اتاق انتشارات دانشکده‌هاي حقوق موجود بود. در بخش پيوست‌ها، مقاله‌اي با نام «زبان حقوقي» به قلم مرحوم دکتر حسن حبيبي نقل شده که استاد کشاورز در پانويس به کسب اجازه تلفني از نويسنده برای نقل مطلب در جزوه اشاره کرده بودند؛ در‌حالي‌که بر اساس ماده 7 قانون «حمايت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان» (1348)، ذکر مأخذ در جزوه‌هايي که براي تدريس تهيه و تکثير مي‌شود، الزامي نيست؛ يعني تقيد به اخلاق نويسندگي بدون کمترين الزام قانوني. از خلاقيت‌هاي جناب کشاورز، تهيه و تدوين گاه‌شماری سالانه رويدادهاي حقوقي بود. به اين ترتيب که هر سال تمام رخدادهاي با‌اهميت يک سال گذشته را (شامل قوانين مصوب مجلس، مصوبات دولتي، آراي وحدت رويه ديوان عالي و ديوان عدالت اداري و ديگر تصميمات مهم حقوقي) به ترتيب ماه و روز، تنظيم و معمولا در سالنامه روزنامه «شرق» منتشر مي‌کرد. در سال 1394 به همراه يکي از دوستان در «مؤسسه حقوقي شهر دانش»، جلساتي را به‌منظور نقد و بررسي کتب حقوقي برگزار مي‌کرديم. وقتي پيشنهاد برگزاري جلسه‌اي براي نقد کتاب «هنر دفاع» را به ايشان داديم، با آغوش باز پذيرفتند و اجازه دادند جواناني که سن آنها کمتر از حدود نيم‌قرن تجربه کاري ايشان است، کتاب را نقد کنند! در پايان در پاسخ به پرسش يکي از کارآموزان درباره معيار وکالت حرفه‌اي گفتند: «ببينيد شب‌ها راحت مي‌خوابيد يا نه!» که اگر خواب آسوده نداريد، روش خود را تغيير دهيد. استاد جز با ذکر «وکيل دادگستري» (و حتي بدون قيد «پايه‌يک») نوشته‌هاي خود را امضا نکرد؛ حتي به رسم علماي پيشين (ظاهرا شيخ مرتضي انصاري) در انتهاي يادداشت‌ها عبارت «و الله اعلم» را مي‌آوردند که نشانه‌اي از عدم تعصب نويسنده به نظر خود است. اين رفتار را مقايسه کنيد در کنار اصرار برخي از نويسندگان براي قيد عباراتي مانند «حقوق‌دان» در کنار نام خود يا تأکيد بعضي از پيش‌کسوتان صنفي که بايد نامشان در زير بيانيه‌ها، پیش از ديگر نام‌ها بيايد. در واقع «بزرگ» کسي است که بزرگي در چشم او «کوچک» باشد. با خاطره‌اي ديگر از فروتني کم‌نظير ايشان مطلب را به پايان مي‌برم. در سال 1384 و در جريان انتخابات هيئت‌مديره کانون وکلاي دادگستري مرکز، به همراه دوستي در انتهاي خيابان زاگرس مشغول پخش بروشور تبليغاتي يکي از نامزدها بوديم. از دور استاد را ديديم که مسافت زيادي را به سمت ما حرکت مي‌کند. هنگامي که نزديک رسيد، دو سيب را از جيب خود بيرون آورد و با احترام تعارف کرد و در پاسخ به نگاه متعجب ما دو نفر گفتند: براي پذيرایي ميوه آورده بودند، ديدم شما ساعت‌ها سر پا هستيد، برايتان آوردم.

مرد اخلاق و حقوق هوشنگ پوربابايي.عضو هيئت‌مديره کانون وکلاي دادگستري مرکز مرحوم بهمن کشاورز را مي‌توان از ماندگار‌ترين شخصيت‌هاي حرفه‌اي وکالت دانست؛ چرا‌که در عين ساده‌‌زيستي، سجاياي اخلاقي حرفه‌اي بي‌شماري داشت که وصفش در اين مقال کوتاه نمي‌گنجد. نگارنده که در سال‌هاي وکالت با استاد معاشرت داشتم، در مقالات متعدد از دانش ايشان استفاده مي‌کردم و از نزديک نيز با او آشنا بودم، نمي‌توانم از اخلاق حرفه‌اي ايشان سخن بگويم ولی شجاعت ايشان را ستايش نکنم؛ بنابراین لازم است شناخت خود را در چند بخش به استحضار خوانندگان محترم برسانم: شخصيت اخلاقي: مرحوم کشاورز، مخاطب خود را بماهو انسان مي‌نگريست؛ فارغ از آنکه شغل، ميزان تحصيلات، رنگ، مذهب و گرايش سياسي او چه باشد، برایش احترام خاص قائل بود. بسيار شنونده بود و مسائل را به‌درستي و با دقت استماع و با ريز‌بيني پاسخ مي‌گفت. مرحوم کشاورز در عين آنکه انسان شوخ‌طبعي بود، هيچ‌گاه از دايره ادب خارج نمي‌شد و بسيار مؤدب و فرهيخته و داراي هوش و حافظه بالايي بود. از خاطرات گذشتگان خصوصا کساني که در منصب قضا يا حرفه وکالت اشتغال داشتند، به شيريني ياد مي‌کرد و جوانان را مدام به مطالعه کتب حقوقي و ادبي توصيه مي‌كرد. شخصيت حرفه‌اي: مرحوم کشاورز در محاکم به همکاران احترام بسياری مي‌گذاشت و به تکرار توصيه مي‌کرد همکاران وکالتي را در مقام خطاب به‌عنوان همکار دانشمند، همکار پيش‌کسوت و همکار ارزشمند ياد کنيد. مطالعات عميق و وافري داشت و از مسائل اجتماعي روز آگاه بود و هرگونه کنش يا واکنش اجتماعي را ضمن رصد دقيق، با مقررات حقوقي منطبق و برای اطلاع و آگاهي مردم به رشته تحرير در‌مي‌آورد. صاحب قلمي رسا و شيوا بودند؛ ضمن بهره‌مندي از الفاظ و عبارات سخت حقوقي، چنان مقالاتي مرقوم مي‌داشتند که هر خواننده‌اي را با اشتياق به مطالعه عميق وا‌مي‌داشت و در‌عين‌حال از موضوعات حقوقي روز نيز آگاهي خاص پیدا می‌کرد. طبع و روي متواضع داشت؛ با شجاعت کامل و اشراف بي‌نظيري که به مسائل حقوقي داشت، تلاش مي‌کرد از تضييع حقوق ملت، چه در محاکم و چه در تدوين مقررات، جلوگيري کند. مرحوم کشاورز به آزادگي معنا داد. راهش پر رهرو و الله اعلم

اسطوره علم و اخلاق محمود حبيبي.عضو هيئت‌مديره کانون وکلاي دادگستري مرکز در طول تاريخ بشر، همواره اشخاصي بوده‌اند که با عزت و شرافت زندگي خود را سپري کرده و هيچ‌گاه از آرمان‌هاي اخلاقي و انساني فاصله نگرفتند. استاد کشاورز در سال 1323 در تهران ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي را در دبستان فردوسي سپري کرد و در دارالفنون دوره متوسطه را گذراند. پس از فارغ‌التحصيلي از دانشکده حقوق دانشگاه تهران، به شغل وکالت پرداخت و سال‌های متمادي به‌عنوان وکيلی حرفه‌اي و خوشنام، مشغول فعاليت بود. در طول عمر پربرکت خويش، بيش از 10 اثر علمي و صنفي بر جاي گذاشت. در کارنامه او مي‌توان عضويت در ادوار مختلف هيئت‌مديره، رياست کانون وکلاي دادگستري مرکز و رئيس اتحاديه کانون‌هاي وکلاي دادگستري را مشاهده كرد. مرحوم کشاورز را بايد کنشگری صنفي و مدني دانست. او درباره تمام مسائل اجتماعي و حقوقي، به قلم پناه مي‌برد و انديشه‌ها و افکار خود را بدون هيچ ترس و واهمه‌اي در رسانه‌ها و خبرگزاري‌هاي رسمي اعلام مي‌کرد. در دوران وکالت، «اخلاق حرفه‌اي» را سرلوحه کار خود قرار داده بود و پيوسته وفاق و همدلي را به مديران نهاد وکالت متذکر مي‌شد. توصيه اصلي او به وکلاي جوان، عزت‌نفس در برخورد با موکلان و صلابت در گفتار و کردار در مراجعه به دستگاه قضائي بود. حفظ کيان و استقلال کانون را مي‌توان دغدغه اصلي او در تمام دوران زندگي دانست. در دوران وکالت خود، دفاع يکي از پرونده‌هاي مهم و سرنوشت‌ساز را بر عهده گرفت. موکل او شهردار وقت تهران، آقاي غلامحسين کرباسچي بود؛ بااین‌حال بايد توجه داشت که مرحوم کشاورز از اين دادگاه کسب اعتبار نکرد، بلکه وجود شخصيت بي‌نظير ايشان بود که به دادگاه اعتبار و منزلت بيشتري بخشيد. همچنين، سمت‌هاي مختلف او، به‌ويژه رياست کانون مرکز و رياست اتحاديه، هيچ‌گاه به منزلت و اعتبار او چيزي نيفزود، بلکه اين شخصيت بي‌بديل استاد بود که به صنف و نهاد وکالت اعتبار بخشيد. درست است که اين استاد بزرگ ديگر در ميان ما نيست، اما ديدگاه‌هاي او براي جامعه وکالت چراغ راه است. روحش شاد و يادش گرامي باد

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.