گفتوگو میکنیم؟
ساسان کریمی
هفته گذشته، متعاقب مصاحبه وزیر خارجه کشورمان با نشریه آلمانی اشپیگل، حواشی پرسروصدایی برای وی و دستگاه تحت مدیریت او ایجاد شد. فارغ از حواشی و جزئیات مربوط به سیاست داخلی آن، همواره باید از این فرصتها برای بحث محتوایی و واکاوی راهبرد و تاکتیک بهره جست. آیا ما در تنش حاد پیشآمده با ایالات متحده واقعا با سهگانه جنگ، مقاومت و مذاکره روبهروییم؟ و اگر چنین است، واقعا انتخاب صحیح از بین این سه کدام است؟
اگر از سطح رها شده و به عمق مسئله بپردازیم نتیجهای که حاصل میشود باید متوجه تنشهای ساختاری و مفهومی فیمابین در 41 سال گذشته باشد. اما این دقت نظر در خط سیر 40 سال کمابیش تنشآلود این رابطه، ضمنا این نکته را یادآور میشود که اختلاف نظر فیمابین که ظاهرا متوجه خاستگاه ایدئولوژیک طرفین است، در بزنگاههایی به واسطه اقتضائات منافع ملی در حاشیه قرار گرفته و به نوعی مدیریت شده و مجددا با برهمخوردن محاسبات یک یا هر دو سوی ارتباط فاصله زیاد شده و توافق نوشته یا نانوشته تأثیر خود را تا حد زیادی از دست داده است. عقلا ما در روابط خارجی کشور، در برابر دولتها و نهادهایی که به رسمیت میشناسیم، نمیتوانیم واجد تعصب و موضع از پیش تعیینشده باشیم. به این معنا که قاعدتا موضع، رویکرد و عمل ما تابعی از مواضع، رویکرد و عملکرد طرف مقابل خواهد بود. این موضوع در مورد تمامی دولتها و نهادهایی که توسط دولت ایران به رسمیت شناخته میشوند، برقرار و صادق است: اگر نزدیکترین دولت به ما، نسبت به مواضع و رویکردهای خود روشی دیگر اتخاذ كرده و عملکردی متفاوت و مثلا خصمانه از خود نشان دهد، طبعا درِ دیپلماسی ما نیز با این دولت سابقا دوست بر همان پاشنه دوستی نخواهد چرخید و دستگاه دیپلماسی موظف خواهد بود با سرعت و قاطعیت نسبت به این چرخش موضع واکنش مقتضی را نشان دهد. عینا به وقت تغییر رویکرد دولتی که خصم کشور ما بوده یا هست و احیانا تغییرات ملموسی را در عمل میتوان از او مشاهده کرد نیز همین تغییر مقتضی و متناسب از وزارت خارجه مورد انتظار خواهد بود. بنابراین میتوان گفت در هر شرایطی، حتی جنگ با دولتی که به رسمیت میشناسیم، درهای دیپلماسی به طور حتمی و غیرقابل تغییر بسته نیستند. بلکه به عنوان امری پذیرفتهشده در روابط بینالملل، ارتقای روابط دوجانبه از نظر سطح و نیز کیفیت همواره منوط به مواضع و عملکرد طرفین خواهد بود و از این منظر نمیتوان خردهای بر کلام مشروط وزیر امور خارجه گرفت.بنابراین در پاسخ به پرسش اصلی این یادداشت و متعاقب نکاتی که ذکر شد، میتوان اینطور نتیجه گرفت که ما هیچگاه و با هیچ دولتی که به رسمیت میشناسیم، جنگ، مقاومت و مذاکره را به عنوان هدف یا حتی اصل در سر نداریم. بلکه هم هدف و هم اصل اساسی ما در روابط خارجی، صرفا منافع ملی است و تمام گزینهها که نمونههایی از آن ذکر شد تنها به عنوان ابزار مورد استفاده این هدف قرار خواهند گرفت و اتفاقا خوب است به یاد آوریم که دیپلماسی نوعا گامهای نهایی این مسیر است.تحریمهای حال حاضر تحت کمپین فشار حداکثری نیز در همین چارچوب بیش از گذشته به هر دو طرف این رابطه تنشآلود نکاتی را یادآور شده است: از یک طرف ایران در سطح حاکمیت و نیز مردم بیشازپیش به طور انضمامی متوجه نقش واقعی - حق یا ناحق- ایالات متحده در تعاملات بینالمللی شده است و همچنين این نکته را دریافته که حتی تعامل با دوستان و نزدیکان نیز در حوزه بینالملل بدون مزاحمت این کشور بسیار دشوار خواهد بود.از طرف دیگر ایالات متحده نیز ناچار توهم ایجاد تحولات ساختارشکنانه را به واسطه فشار تحریمی و انقباض اقتصادی ایران از سر بیرون کرده است. چراکه با تمام فشارهایی که امروز در حوزههای مختلف بر مردم و دولت ایران تحمیل میشود، این واقعیت را نیز نمیتوان نادیده گرفت که با اعمال تمام فشار ممکن و همهجانبه به این کشور، باز هم زندگی در شکل واقعی خود در ایران در جریان است و خواهناخواه اقتصاد و در یک کلام توان ایران بیش از آن شده که بتوان با فشار اقتصادیتحریمی، حتی با جلوگیری از صادرات نفت آن فرش را از زیر پای دولت آن کشید یا بر زانوانش به اتاق مذاکره آورد.با انضمامیشدن هر چه بیشتر تصویر دو طرف از صحنهای که در آن قرار دارند، شاید بازدیدن موضوع ضرورت بیشتری پیدا کند. اگرچه به نظر میرسد کار اینک برای هر دو طرف دشوارتر از شش ماه نخست سال جاری است، اما هنوز با توجه به موضع اروپا، ثبات نسبی اقتصاد ایران و انتخابات پیشرو در آمریکا موقعیت برای تغییر در مسیر فرسایشی جاری وجود دارد؛ گویی که با ابتکار عمل دیپلماتیک بايد توپ را در زمین طرف مقابل انداخته و او را مجبور كرد تا عملکرد انضمامی خود را اصلاح کرده و بدوا - ولو با «تعلیق تحریمها»- از این مسیر بازگردد. *دانشآموخته دکترای فلسفه سیاسی از دانشگاه تهران
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.