|

مفاهیم علیت

علیت ازجمله مقولات منطقی و فلسفی است که در زندگی روزمره نیز بسیار کاربرد دارد. تقریبا همه افراد بدون اینکه به فرمول‌های فنی و صورت‌های منطقی روابط علت و معلولی آگاه باشند از این مقوله در صحبت‌های روزانه خود استفاده می‌کنند و به نتایجی هم می‌رسند؛ نتایجی که اغلب تأثیری مستقیم بر زندگی روزمره آنها دارد. کافی است در یک گفت‌وگوی روزمره وجود «الف» و «ب» را با هم مقایسه کنیم و نشان دهیم برای مثال «الف» چیزی است که تحقق «ب»، یعنی یک چیز دیگر، موقوف بر آن است. در واقع می‌گوییم «الف» علت و «ب» معلول آن علت است. یعنی اگر ب اتفاق افتاده، به خاطر الف است. به بیان دیگر، علیت یعنی رابطه بین یک رویداد، یعنی علت و رویدادی دیگر، یعنی معلول یا اثر، که رویداد دوم نتیجه رویداد اول است. کتاب‌های بسیاری در این زمینه به فارسی موجود است. به‌تازگی نشر اختران نیز کتاب «دو مفهوم علیت» اثر ند هال، منطق‌دان و استاد فلسفه دانشگاه هاروارد، را به مجموعه کتاب‌های فارسی در این حوزه اضافه کرده است. هال در این کتاب نشان می‌دهد که علیت دست‌کم دو نوع اساسا متفاوت دارد: «وابستگی» و «تولید». نوع اول علیت که در این کتاب «وابستگی» نامیده می‌شود، عبارت است از وابستگی خلاف‌ واقع بین رویدادهای کاملا مجزا. بدین معنا که فقط در شرایطی رویداد «الف» علت رویداد «ب» است که «ب» به «الف» وابسته باشد. یعنی در صورتی که رویداد «الف» اتفاق نیفتد، رویداد «ب» هم اتفاق نخواهد افتاد. اما توصیف نوع دوم علیت به سادگی نوع اول نیست و کمی پیچیده است. نوع دوم وقتی مطرح می‌شود که رویداد «الف» صرفا به ایجادکردن، یا موجب‌شدن یا تولیدشدن رویداد «ب» کمک ‌کند و به همین دلیل هال آن را «تولید» می‌نامد. نویسنده در کتاب حاضر تمایز بین وابستگی و تولید را برجسته، از آن دفاع و پیامدهای این تمایزگذاری را بررسی می‌کند. کتاب حاضر در هشت فصل تنظیم شده است. هال پس از مقدمه، در فصل دوم به برخی مقدمات می‌پردازد. نویسنده در این فصل کار را با نقد گسترده تحلیل‌های خلاف واقع علیت شروع و با شیوه‌ای نسبتا غیرمستقیم به نفع این تمایزگذاری استدلال می‌کند. او می‌کوشد در این فصل به چشم‌انداز این تحلیل و سایر تحلیل‌های نظیر آن بپردازد و همچنین بررسی کند که چرا امیدی نیست که بتوان آنها را به تحلیل‌هایی از یک مفهوم تک‌معنا از علیت رویدادی برگرداند. خصوصا نقد هال معطوف به تبیین این مطلب است که بهترین تلاش‌ها برای مصون‌نگه‌داشتن تحلیل‌های خلاف‌ واقع در برابر مثال‌های نقض معروف و دردسرساز بر پایه سه تز عام در مورد علیت استوارند: 1) تعدی: اگر رویداد «الف» علت رویداد «ب» باشد و «ب» علت رویداد «ج» باشد، آن‌گاه «الف» علت «ج» است. 2) موضوعیت: علت‌ها با معلول‌های خود از طریق توالی‌های پیوسته زمانی- مکانی واسط‌های علی پیوند دارند. 3) ذاتیت: ساختار علی یک فرایند را مشخصه ذاتی غیرعلی آن تعیین می‌کند. هال بر این باور است که این سه تز، خصوصا دومی و سومی، نیازمند بحث و موشکافی بیشتری است و برای نمونه به تزی اشاره می‌کند که در بطن همه تحلیل‌های خلاف ‌واقع از علیت مستتر است که نوع اول علیت در این کتاب نامیده می‌شود، یعنی وابستگی: «وابستگی خلاف ‌واقع بین رویدادهای کاملا مجزا شرط کافی برای علیت است». معمولا در ساده‌ترین تحلیل خلاف ‌واقع این نیز افزوده می‌شود که وابستگی برای علیت شرط لازم است. مع‌الوصف، هال معتقد است که این تحلیل در جایگاه یک تحلیل عام از علیت با شکست روبه‌رو است. هرچند تز وابستگی را سنگ بنای هر تحلیل خلاف‌ واقعی می‌دانند. اما نقد هال به این تحلیل چیست؟ او می‌گوید مشکل این است که یک دسته مثال‌های تاکنون مغفول‌مانده، از جمله مثال‌هایی که به تعبیر او حاوی «ممانعت مضاعف» هستند، تضادهایی عمیق و لاینحل را بین تزهای تعدی و موضوعیت و ذاتیت، از یک ‌سو و تز وابستگی از سوی دیگر برملا می‌کند. فصل چهارم کتاب به این بحث اختصاص دارد. با این‌حال، نویسنده در فصل پنجم مدعای خود را بسط می‌دهد و این را نیز اضافه می‌کند که سه تز گفته‌شده، علاوه بر تز وابستگی، با تز «نبودگی‌ها» نیز تضادهای دقیقا مشابهی دارند: «نبودگی‌ها» - روی‌ندادن رویدادها - می‌توانند هم علت و هم معلول باشند. اولین نتیجه‌ای که هال می‌گیرد این است: تحلیل‌های خلاف‌ واقع محکوم به شکست‌اند، «چون این تحلیل‌ها برای همخوان‌‌شدن با مثال ‌‌نقض‌های شناخته‌شده شامل تعین چندعاملی نیازمند سه تز اول هستند، حال آنکه اگر بنا باشد با مثال‌‌ نقض‌های شناخته‌شده شامل ممانعت مضاف سازگار شوند دیگر نمی‌توانند از آن تزها تبعیت کنند». او حتی تأکید دارد که اگر نبودگی‌ها را به‌عنوان علت و معلول بپذیرند هم نمی‌توانند از این تزها تبعیت کنند. اگرچه این نتیجه‌گیری‌ها مهم است، اما در نظر هال تحت‌الشعاع مطالب مهم‌تری است چراکه همه پنج تز مذکور را صادق می‌داند. این موضوع فصل ششم کتاب است. در نظر هال رویدادها فقط می‌توانند در یک نوع رابطه علی - یعنی وابستگی - ظاهر شوند که برای توضیح این نوع علیت تحلیل خلاف واقع کاملا مناسب است و در این نوع علیت، نبودگی‌ها می‌توانند طرفین رابطه‌ کاملا مناسبی باشند. اما رویدادها همچنین می‌توانند طی یک نوع رابطه علی کاملا متفاوت - یعنی تولید - ظاهر شوند که مستلزم نوع تحلیل کاملا متفاوتی است، و در این رابطه علی، نبودگی‌ها طرفین رابطه مناسبی نیستند. هال فصل ششم را با دفاع از این ادعا به پایان می‌رساند که «تزهای وابستگی و نبودگی‌ها در رابطه علی نخست صادق هستند؛ و تزهای تعدی، موضعیت، ذاتیت در رابطه دوم صادق هستند». اما تولید و وابستگی را چطور می‌توان تحلیل کرد؟ هال در فصل هفتم می‌کوشد به این سؤال پاسخ دهد. در نظر نویسنده، وابستگی خلاف واقع است، نه بیشتر و نه کمتر. تا اینجای کار ساده است. اما تولید دشوارتر است و از این‌رو نویسنده در فصل هفتم پیش‌طرحی نظری برای تحلیل آن ارائه می‌کند. با این‌حال، هال بیش از اینکه به تفسیر از تولید بپردازد، به مناسب‌بودن تمایز این دو رابطه می‌پردازد. به همین دلیل، در فصل هشتم چند رابطه برای عملی‌کردن تمایز بین تولید و وابستگی پیشنهاد می‌دهد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.