گفتوگو با حسین پاینده درباره کتاب «تحلیل گفتمان کاربردی» اثر آرتور آسا برگر
گفتمان و روابط قدرت
گروه اندیشه: حسین پاینده نویسنده، منتقد ادبی و استاد نظریه و نقد دانشگاه علامه طباطبائی است. رویکرد پاینده در کارهایش عموما میانرشتهای است و در همین زمینه چندین اثر ترجمه و تألیفی دارد. ازجمله کتابهایی که ترجمه کرده میتوان به «روانکاوی فرهنگ عامه» اثر بری ریچاردز (انتشارات مروارید) و «مطالعات فرهنگی درباره فرهنگ عامه» اثر جان استوری (انتشارات آگه) اشاره کرد. آخرین ترجمه پاینده امسال با عنوان «تحلیل گفتمان کاربردی: فرهنگ عامه، رسانهها و زندگی روزمره» اثر آرتور آسا برگر به همت نشر مروارید منتشر شد. کتاب حاضر با هدف معرفی جدیدترین شکل تحلیل گفتمان نوشته شده که اصطلاحا «تحلیل انتقادی - چندوجهی گفتمان» نامیده میشود. «تحلیل انتقادی - چندوجهی گفتمان» حاصل تحول تدریجی تحلیل گفتمان و عبور آن از مرحلهای انتقادی به مرحلهای جدید است که در آن علاوه بر کاویدن زبان و برملاکردن ایدئولوژی و قدرت در متون و رفتارهای اجتماعی، جلوههای گوناگون فرهنگ عامه نیز بررسی میشوند. این کتاب نهفقط منبعی جدید برای شناخت متأخرترین شکل تحلیل گفتمان است، بلکه با ارائه نمونههای کاربردی از تحلیل گفتمان در حوزه ارتباطات
اجتماعی، فرهنگ عامه، ادبیات، رسانهها و زندگی روزمره میتواند الگویی برای انجامدادن پژوهشهای مشابه هم باشد. به همین منظور سراغ حسین پاینده رفتیم و با او درباره این کتاب گفتوگویی مکتوب انجام دادیم.
چه شد تصمیم به ترجمه کتاب «تحلیل گفتمان کاربردی» گرفتید؟
تحلیل گفتمان از جمله موضوعاتی است که در چند رشته مختلف دانشگاهی تدریس میشود و لازم بود که منبع جدیدی درباره متأخرترین شکل آن (تحلیل انتقادی - چندوجهی گفتمان) به فارسی در اختیار پژوهشگران این حوزه قرار گیرد. در کشور ما، همچون کشورهایی که زادگاه تحقیق درباره گفتمان محسوب میشوند، به تحلیل گفتمان ابتدا در گروههای آموزشی زبانشناسی توجه شد و این کاملا طبیعی است، زیرا کارکرد گفتمانی زبان و اساسا خودِ مفهوم «گفتمان» ریشه در مطالعات زبانشناختی دارد. اما به مرور زمان، این موضوع از حوزه زبانشناسی به سایر رشتههای علوم انسانی تسری پیدا کرد، به گونهای که امروزه گفتمان به یکی از پرکاربردترین اصطلاحات نقد ادبی، علوم اجتماعی و علوم سیاسی تبدیل شده است. به همین دلیل، طیف متنوعی از دانشجویان و پژوهشگران با این موضوع سر و کار دارند. در واقع، میتوان گفت تحلیل گفتمان به حلقه وصل نقد ادبی با چند رشته مهم از رشتههای علوم انسانی تبدیل شده است. رویکرد خود من در کارهایم عموما میانرشتهای است و لذا به نظرم رسید ترجمه این کتاب میتواند به همکاری میانرشتهای در ایران دامن بزند. این روح میانرشتهای در مطالب کتاب
نمایان شده است. برای مثال، آسا برگر در تحلیلهای کاربردیاش در این کتاب، هم نمایشنامه «هملت» را از منظر تحلیل انتقادی - چندوجهی گفتمان بررسی میکند و هم رمان «شاهین مالت»، سریال «زندانی» و شوهای تلویزیونی، مد لباس، دلالتهای ارتباطی سیگار کشیدن و غیره را. ضرورت ترجمه این کتاب از نظر خود من بیشتر این بود که چشماندازی از این قبیل تحلیلهای چندوجهی و میانرشتهای برای ما باز کند.
آیا منابع قبلی تحلیل گفتمان نمیتوانست همین هدف را برآورده کند؟ پیشتر کتابهای تألیفی هم درباره تحلیل گفتمان در ایران داشتهایم.
بله، داشتهایم اما این هیچ منافاتی با معرفی منابع جدیدتر ندارد. برخی از کتابهای تألیفی درباره تحلیل گفتمان را کسانی نوشتهاند که به دلیل رشته تحصیلشان آشنایی درست یا عمیقی با زبانشناسی ندارند. این قبیل اشخاص در نوشتههایشان تحلیل گفتمان را عمدتا با هدف نشاندادن تباین جریانهای سیاسی در نظر گرفتهاند. البته مقصود من این نیست که همه کتابهای تألیفی در زمینه تحلیل گفتمان چنین ماهیتی دارند یا بیثمرند، اما اعتقاد دارم کتابهای نوشتهشده با انگیزه یا دستور کار سیاسی نتوانستهاند اهداف مشخصا علمی را اجابت کنند یا الگویی از انجام پژوهشهای علمی در حوزههای متنوع تحلیل گفتمان به دست دهند. کتاب آسا برگر نخستینبار حدود سه سال پیش به زبان اصلی منتشر شد و لذا منبع جدیدتری است، ضمن اینکه شکل جدیدتری از تحلیل گفتمان (تحلیل انتقادی- چندوجهی) را هم معرفی میکند که در منابع موجود در کشور ما به وجهی شایسته به آن پرداخته نشده است.
اقبال به رویکرد تحلیل گفتمان روزبهروز در محافل دانشگاهی بیشتر میشود و هر ساله انتشارات معتبر جهان کتابهای بسیاری در این زمینه منتشر میکنند. «تحلیل گفتمان» چه زمانی به وجود آمد و چرا؟ آیا رویکردی چندرشتهای در علوم انسانی است؟ هدف و کلیدواژه اصلی آن چیست؟
از اقبال به تحلیل گفتمان در میان اصحاب آکادمی نباید تعجب کرد. تحلیل گفتمان ابتدا کاری بود که زبانشناسان در بررسی پارههای کوچک زبان (در حد جمله) انجام میدادند، اما از زمانی که تحلیل گفتمان به جنبههای عام ارتباطات انسانی معطوف شد، طبیعتا هم ماهیتی چندرشتهای پیدا کرد و هم اهدافش تغییر کردند. اگر زبان را صرفا به گفتار و نوشتار محدود نکنیم و برای مثال لباس هر کسی را نوعی «زبان» بپنداریم، آنگاه تحلیل گفتمان میتواند چشمانداز بسیار تأملانگیزی درباره دلالتهای گفتمانی لباس انسانها برایمان باز کند. مفهوم «زبان» را در اینجا برای اشاره به هر گونه نظام نشانگانی به کار میبرم و لذا حتی معماری هم نوعی بیان و به همین سبب واجد گفتمان است. میبینیم که «زبان»، به مفهوم گسترده و همهشمول آن، کلیدواژه این رویکرد است. تحلیل گفتمان در مطالعات ادبی هم افقهای جدید برای فهم معانی و دلالتهای آثار ادبی باز کرده و به یکی از پرطرفدارترین رهیافتهای نقد ادبی معاصر تبدیل شده است.
نقش «گفتمان» در زندگی روزمره چیست؟ و مفاهیم، نظریهها و موضوعاتی که تحلیلگران گفتمان مطرح میکنند چه کارکردی در جهان واقعی پیرامون ما دارند؟
گفتمان همه وجوه حیات فردی و اجتماعی ما را در بر میگیرد و سایه سنگینی بر ارتباطات ما با یکدیگر میاندازد. در واقع میتوان گفت هیچ جنبهای از زندگی ما نیست که به نحوی از انحاء تحتتأثیر گفتمان قرار نگیرد. زمانی که از مفهوم «گفتمان» سخن به میان میآید، شاید در وهله نخست باورها یا منظومه ارزشهای فردی بهمنزله شکل بارزی از گفتمان به ذهنمان متبادر شود، اما گفتمان فراتر از ایدئولوژی به قدرت و روابط قدرت (و البته تبلورهای زبانی قدرت و روابط قدرت) مربوط میشود. هر جا که با کسی وارد ارتباط کلامی میشویم، نشانی از گفتمان هم هست. از این منظر، گفتمان شیوهای از فهم کردن جهان و سخن گفتن درباره پدیدههای پیرامونمان است که موجد نوع خاصی از روابط قدرت میشود. در هر موقعیت اجتماعی، زبان به شکل خاصی به کار میرود. پس گفتمان یکی از اجزاء ساختار جامعه و بخش ثابت و همیشه حاضری در ارتباطات اجتماعی است. حتی زمانی که با فروشنده سوپرمارکت وارد عادیترین گفتوگو میشویم (مثلا پرسش از اینکه بابت خریدمان چقدر باید بپردازیم، و به طریق اولی نحوه پاسخگویی فروشنده به این پرسش) باز هم با گفتمان مواجهایم، کما اینکه در محیط
کار یا در برنامه اخبار تلویزیون هم گفتمان کارکردی تعیینکننده و محسوس دارد و واکنشهای ما به رویدادها و پدیدههای پیرامونمان را رقم میزند.
آیا میتوان کتاب «تحلیل گفتمان کاربردی» را تکمیلکننده مباحث قبلی در زمینه «تحلیل گفتمان» دانست؟ این کتاب چه تفاوتی با سایر کتابهای متعارف درباره تحلیل گفتمان دارد؟ مشخصا به چه موضوعاتی میپردازد و برای پژوهش در چه حوزههایی سودمند است؟
بله، با معرفی تحلیل انتقادی- چندوجهی، این کتاب آشنایی ما با شکلهای قبلی تحلیل گفتمان را تکمیل میکند. عمدهترین تفاوت این کتاب با سایر منابع این است که دایره شمول تحلیل گفتمان را به طیف متنوعی از موضوعات بسط داده است، موضوعاتی که تا پیش از این گمان نمیکردیم بتوان از منظر تحلیل گفتمان بررسیشان کرد. برای مثال، آسا برگر در این کتاب نهفقط محتوای رسانهها، بلکه همچنین گفتمان مستتر در لطیفهها را با آوردن نمونههایی تحلیل میکند. باید اضافه کنم که حتی موضوعی مانند استعاره که جزء ثابت کتابهای سنتی بلاغت را تشکیل میدهد، در این کتاب با نگاهی نو و از زاویه گفتمانهایی بررسی شده است که استعارهها تلویحا القا میکنند.
همچنین درباره روابط قدرت در درون جامعه؟ آیا «تحلیل گفتمان» میتواند مناسبات قدرت و استثمار را برملا کند؟
بله، قدرت و مناسبات مبتنی بر قدرت در زمره اصلیترین موضوعاتی هستند که در تحلیل گفتمان بررسی میشوند. اتفاقا همین موضوع یکی از چالشهای معرفی تحلیل انتقادی گفتمان و بهخصوص تحلیل انتقادی- چندوجهی گفتمان در کشور ماست. در همه جای دنیا اصحاب قدرت این قبیل حوزههای علوم انسانی را برای خودشان دردسرساز میدانند؛ زیرا قدرتمداران و بهطور کلی اهالی سیاست برملا شدن این جنبهها را خوش نمیدارند. اصحاب قدرت همیشه وجود استثمار و تبعیض و ظلم را انکار میکنند، اما تحلیل انتقادی گفتمان میتواند بهنحو بسیار متقاعدکنندهای نشان بدهد که پایههای قدرت دقیقا کجا استوار شده است. هم ترجمه منابع تحلیل گفتمان و هم ترویج این رویکرد نقادانه در مطالعات ادبی و اجتماعی با موانع سیاسی مواجه میشود. این موانع را نمیتوان نادیده گرفت، ولی از سوی دیگر انتشار دانش هم مسئولیتهای جدی بر دوش پژوهشگران و اصحاب علم میگذارد که نباید از آن شانه خالی کنند.
به نظرتان کتاب حاضر چه کمکی میتواند به فضای پژوهشی ایران بکند؟
من با علائق خودم در جایگاه پژوهشگر نظریه و نقد ادبی این کتاب را ترجمه کردم، ضمن اینکه البته متوجه بودم به علت چندرشتهای و میانرشتهای بودن تحلیل گفتمان، طبیعتا از سایر رشتههای علوم انسانی و بهویژه از جانب دستاندرکاران علوم اجتماعی (بهطور خاص ارتباطات) به موضوع این کتاب توجه میشود. آن مقدار که به حوزه نقد ادبی مربوط میشود، این کتاب میتواند مشوق انجام دادن پژوهشهای جدید درباره متون ادبی بر پایه رویکردی باشد که هدفی کاملا متفاوت با مطالعات متعارف ادبی را دنبال میکند. متأسفانه در مطالعات ادبی آنچنان که باید به تحلیل گفتمان توجه نکردهایم. انبوهی از پایاننامهها و رسالهها در کشور ما به مباحث تکراری و بیثمری اختصاص پیدا کردهاند که همگی با آن آشنا هستیم. در جلسات نقد رمان و شعر و فیلم غالبا از گفتمان و تحلیل گفتمان غفلت میشود. از اینرو، عطف توجه به کارکرد گفتمانی ادبیات و هنر میتواند مسیر جدیدی را پیش روی منتقدان ادبی باز کند و یافتههای پژوهشی جدید در پی داشته باشد. انتشار این ترجمه همچنین شاید استادان و پژوهشگران علوم اجتماعی را سوق بدهد به سمت تحلیل مسائلی که تا پیش از این اصلا در حیطه
کار خاص خودشان محسوب نمیکردند. برای مثال، آن نوع خوانشی که آسا برگر از نمایشنامه «هملت» به دست میدهد، بهطور معمول در نوشتههای جامعهشناسان ایرانی و متخصصان ارتباطات، انسانشناسی و سایر رشتههای علوم اجتماعی در کشور ما به چشم نمیخورد، ولی یکی از اهداف من دقیقا همین بود؛ با ترجمه این کتاب زمینه مناسبی را برای نزدیکتر شدن حوزه نقد ادبی به مطالعات اجتماعی ایجاد کنم.