پاريس و روشنفكران ايراني
شرق: «نامههايي از پاريس» با عنوان فرعي «پاريس در نامههاي روشنفكران ايراني» عنوان كتابي است از امير سعيدالهي كه بهتازگي در نشر كتابپاسه به چاپ رسيده است. آنطور كه از عنوان فرعي كتاب هم برميآيد، هدف اصلي اين كتاب مرور و بررسي فرازهايي از نامههاي چهرههايي چون علامه دهخدا، علامه قزويني، صادق هدايت، سهراب سپهري، علي شريعتي، غلامحسين ساعدي و شاهرخ مسكوب است كه در دورههاي زماني مختلف در پاريس بودهاند. نويسنده كتاب با انتخاب بخشهايي از نامههاي اين چهرهها، قصد داشته تا هم «روحيه و رفتار فردي و اجتماعي» آنها را نشان دهد و هم «انديشه و داوريشان در مورد فرهنگ و جامعه فرانسه» را. نويسنده در ديباچه كتاب به مسئلهاي تاريخي اشاره ميكند و مينويسد: «در بهار 1721 ميلادي كه در ايران، آفتاب دولت صوفيان تارجدار بر لب بام بود و درست در دوراني كه دولت فرانسه نظارت سختگيرانهاي بر انتشار كتابها برقرار كرده بود، كتابي در دو جلد، با قطع كوچك و بدون نام نويسنده در آمستردام؛ پايتخت هلند كه در همسايگي كشور فرانسه است، به صورت پنهاني منتشر شد و پس از چندي با استقبال بيمانند فرانسويها در سراسر آن كشور روبهرو و توزيع شد. عنوان آن كتاب نامههاي ايراني بود و بعدها مشخص شد كه نويسندهاش جواني حقوقدان به نام شارللويي دوسكوندا مونتسكيو است و هدفش از انتشار كتاب آن بود كه اوضاع آن زمان كشور فرانسه و فساد و تباهي دستگاه حكومتياش را از زبان دو ايرانيِ فرضي و ثروتمند، به نامهاي ازبك و ريكا كه به فرانسه رفتهاند و نامههاي خيالي به ايران (اصفهان) ميفرستند، نشان دهد». «نامههاي ايراني» با فرم رمانهاي مكاتبهاي است كه در سالهاي پاياني قرن هفدهم در اروپا رواج داشت. در آن دوران ايرانيان انگيزه چنداني براي سفر به اروپا نداشتند اما جهان غرب و ازجمله فرانسويان با خواندن سفرنامههاي مختلف با جهان شرق آشنا شده بودند. نويسنده «نامههايي از پاريس»، پس از نقل حكايت انتشار كتاب «نامههاي ايراني» نوشته: «شگفت آنكه مونتسكيو هرگز نميپنداشت كه حدود 200 سال بعد، نامههاي ايراني خيالياش به واقعيت ميپيوندند و نوشتن نامههاي ايراني واقعي از پاريس، اما اينبار به تهران آغاز ميشود». او در ادامه ايرانياني را كه در 300 سال گذشته به فرانسه رفتهاند، در دو گروه دستهبندي ميكند. گروه اول كه حدودا صد سال پس از انتشار رمان «نامههاي ايراني» به پاريس رفتند، اغلب بزرگان و اشراف و كارگزاران دولتي بودند. گروه دوم اما حدود 150 سال پس از انتشار «نامههاي ايراني» به فرانسه سفر كردند و بيشتر آنها دانشجويان ايراني بودند و بعدتر تعدادي از پژوهشگران هم به آنها اضافه شدند. در ايام انقلاب و سالهاي پس از آن نيز عده ديگري از ايرانيان و ازجمله برخي روشنفكران به فرانسه مهاجرت كردند. «نامههايي از پاريس» درواقع به چهرههايي از همين گروه دوم پرداخته كه براي مدتي در پاريس بودهاند و نامههايي نيز از آنها منتشر شده است. كتاب پيش از آنكه بهسراغ نامههاي پاريس برود، نگاهي اجمالي به زندگي و سرگذشت گروه بزرگتري از چهرههاي شاخص ايراني در پاريس انداخته است كه اگرچه چند سالي در پاريس به سر بردهاند اما هنوز نامههاي برخي از آنان منتشر نشده است. كمالالملك يكي از نخستين هنرمندان ايراني بود كه به پاريس رفت. چند سالي پس از بازگشت كمالالملك، علامه قزويني به پاريس ميرود و به اين ترتيب اين دو مواجههاي با هم ندارند: «گرچه او كمالالملك را نديد اما كمي پس از ورود او، خيل ايرانياني كه از استبداد صغير محمدعليشاه و بمباران تهران گريخته بودند به پاريس سرازير شدند و چيزي نگذشت كه جامعه بزرگي از دولتمردان فراري در آن شهر به فعاليتهاي سياسي پرداختند». در آغاز دوره دوم زندگي قزويني در پاريس صادق هدايت همراه با گروهي از دانشجويان ايراني به پاريس رفت و «با اينكه كمابيش چهار سال در اين شهر زندگي كرد اما به نظر نميرسد كه ديداري يا برخوردي با علامه قزويني داشته است. قزويني در نامههاي خود اسمي از او نبرده و هدايت هم چيزي در مورد او ننوشته است، ولي با توجه به چاپ قطعه مرگ در مجله ايرانشهر و كتاب فوايد گياهخواري كه يك سال پس از آن در برلين منتشر شد، بيگمان قزويني با نوشتههاي هدايت آشنايي داشت». محمدعلي جمالزاده، پرويز ناتلخانلري، جلال آلاحمد، احسان نراقي و... چهرههاي ديگري هستند كه در دوران معاصر مدتي را در پاريس به سر بردهاند و هنوز نامههاي تعدادي از آنها به چاپ نرسيده است. نويسنده كتاب، امير سعيدالهي، فارغالتحصيل رشته علوم سياسي از دانشگاه بهشتي است و در سالهاي مختلف در نمايندگيهاي سياسي ايران در هند، زيمبابوه و تايلند به فعاليت پرداخته است. او پيش از اين مقالات متعددي در حوزههاي مربوط به تاريخ و سياست نوشته است.