|

سلامت زنان؛ سلامت جامعه

کامران باقري‌لنکراني

سلامت اساسي‌ترين جزء رفاه اجتماعي به شمار مي‌رود و بيش از مداخلات پزشكي، به عوامل اجتماعي و اقتصادي وابسته بوده است و يكي از مفاهيم محوري توسعه پايدار و از جمله اجزاي بسيار مهم سلامت، سلامت روان است.

در عصر حاضر سلامت روان يكي از مهم‌ترين شاخص‌هاي سلامت و بهداشت يك جامعه قلمداد مي‌شود و عميقا مورد توجه روان‌پزشكان، روان‌شناسان و ساير دانشمندان علوم رفتاري و اجتماعي قرار گرفته است. مراد از سلامت روان اين است كه فرد بتواند فعاليت‌هاي روزمره خود را به‌خوبي انجام دهد، با افراد خانواده و محيط خود ارتباط مناسب برقرار كرده و رفتار نامناسب از نظر فرهنگ و جامعه خود نداشته باشد. درنتيجه بهداشت روان دانش و هنري است كه به افراد كمك مي‌كند تا با ايجاد روش‌هاي صحيح از لحاظ رواني و عاطفي بتوانند با محيط خود سازگاري كرده و راه‌حل‌هاي مطلوب‌تري را براي مشكلات‌شان انتخاب كنند چراكه اگر فشارهاي رواني فرد را به‌طور مداوم تهديد كند، ديگر نمي‌تواند انسان بانشاط، نيرومند و توانا در انجام مسئوليت‌هاي اجتماعي خود باشد. سلامت رواني از آن جهت كه با بهبود و ارتقای عملكرد فردي و اجتماعي ارتباط دارد، از اهميت زيادي برخوردار است. در واقع تأمين سلامت رواني مي‌تواند به افزايش كارايي هم در زمينه‌هاي فردي و هم اجتماعي بينجامد. كارشناسان سازمان جهاني بهداشت بر اساس ضوابط علمي تخمين مي‌زنند بيش از هزارو 500 ميليون نفر از جمعيت جهان از اختلال‌هاي عصبي، رواني و رواني-اجتماعي رنج مي‌برند كه تعداد قابل توجهي از آنها با تدوين برنامه‌هاي جامع با بهره‌گيري از منابع محلي و اجتماعي قابل پيشگيري است. بر اساس بررسي‌هاي انجام‌شده، اختلالات رواني به عنوان يكي از مهم‌ترين و معني‌دارترين اجزاي بار كلي بيماري‌هاست و پيش‌بيني مي‌شود تا سال 2020 سهم اختلالات رواني و عصبي از بار كلي بيماري‌ها 50 درصد افزايش يافته و به 15 درصد كل بار درماني بيماري‌ها برسد. شايان ذكر است در دوران كنوني در بيشتر كشورهاي جهان، تلاش براي صنعتي‌شدن هر چه بيشتر از يك‌سو و از سوي ديگر رشد سريع جمعيت، شهرنشيني و مهاجرت به چشم مي‌خورد. به دنبال اين تغييرات بنيادين، روز به روز بر فشارها، مسائل و مشكلات رواني-اجتماعي جوامع افزوده شده و جهان شاهد تغييرات عمده در اپيدميولوژي بيماري‌هاي رواني، در صدر عوامل ايجادكننده ناتواني و مرگ‌هاي زودرس است. شيوع بالاي اين بيماري‌ها و ناتواني‌ها، باعث شده است اين مشكلات در همه جوامع به عنوان يك اولويت سلامت مورد توجه قرار گيرد. زنان نيمي از پيكره جهان را تشكيل مي‌دهند و نيمي ديگر از سوی آنان بزرگ مي‌شوند، از آنجايي كه زنان جزء لاينفك همه بخش‌هاي جامعه هستند، نقش آنان در جامعه آنها را در معرض خطر بيشتر ابتلا به مشكلات رواني قرار مي‌دهد. زنان بار مسئوليت‌هاي مرتبط با نقش‌هاي همسري، مادري و مراقبت از ديگران را بر عهده دارند. مسئوليت‌هاي زنان در نقش‌هاي چندگانه مي‌تواند سلامت ايشان را به خطر بيندازد، در جوامعي كه زنان علاوه بر كار در منزل براي كسب درآمد در خارج از منزل نيز فعاليت مي‌كنند، اين فشار مضاعف نقش‌ها ممكن است آنها را به لحاظ جسمي و روحي دچار مشكل كند. در حالي كه سلامت روان در زنان موجب شادي و نشاط و بالارفتن حس اعتماد به نفس در آنان مي‌شود، فقدان آن اضطراب، استرس، دلهره و نااميدي از زندگي را به همراه خواهد داشت. بانوان به دليل حساسيت‌هاي روحي و عاطفي بيشتر از مردان در معرض آسيب‌هاي رواني قرار دارند. زنان اگر چه نسبت به مردان طول عمر بيشتري دارند اما در مقايسه با مردان بيشتر در معرض خطر اختلالات رواني از جمله افسردگي، اضطراب، نگراني و اختلالات اشتها هستند. كودكاني كه از مادران داراي اختلالات رواني به دنيا مي‌آيند، بيشتر در معرض اختلالات رواني از جمله افسردگي هستند و احتمال عدم موفقيت تحصيلي در اين افراد بيشتر است. اطلاعات به‌دست‌آمده از پژوهش‌هاي بانك جهاني نشان مي‌دهد در بين زنان كشورهاي در حال توسعه، اختلالات افسردگي 30 درصد از ناتواني‌هاي عصبي-رواني را تشكيل مي‌دهد در‌حالي‌كه اين رقم بين مردان 12.6 درصد است. از طرفي در تحقيقي در استراليا كه روي افراد بالاتر از 18 سال انجام شد، نشان داد اين روند در کشورهاي توسعه‌يافته نيز صادق است به‌طوري که در تحقيق انجام‌شده زنان بيشتر از مردان علائم نارسايي رواني را نشان داده‌اند. همچنين در اين تحقيق نشان داده شد که تفاوت بين نمرات سلامت عمومي 28 سؤالي در مردان و زنان در ارتباط با وضعيت تحصيلي يا شغل ايشان در ارتباط نبوده، اما با وضعيت ازدواج، شهري و روستايي‌بودن محل زندگي، مالكيت منزل و محل درآمد بين دو جنس ارتباط نشان داده است. آن‌گونه كه مطالعات نشان مي‌دهند، در ايران در سال‌هاي اخير با رشد روزافزون شيوع اختلالات رواني و رفتاري مواجه هستيم، چنان كه بر اساس اولين مطالعات انجام‌شده درباره سلامت روان در طول دهه 40، ميزان شيوع اختلالات رواني بين 11.9 تا 18.8 درصد برآورد شد. در تحقيقي که به سرپرستي دکتر نوربالا در استان‌هاي مختلف کشور انجام شد، نشان داد در سال 1378، 21 درصد از شرکت‌کنندگان دچار يکي از انواع ناراحتي‌هاي رواني بودند که اين آمار در بانوان حدود دو برابر آقايان بود (25.9 در برابر 14.9 درصد). تکرار اين تحقيق در سال 1394 نشان داد اين آمار افزايش 1.12 برابري داشته است که البته سهم آقايان در اين افزايش بيشتر از بانوان بوده است؛ 1.3 برابر افزايش در آقايان و 1.06 برابر افزايش در بانوان). همچنين طبق آمار به‌دست‌آمده از مطالعه فوق‌الذکر کشوري در سال 1394 مشخص شد جمعيت شهرنشين در مقايسه با جمعيت روستايي بيشتر در خطر ابتلا به اختلالات رواني قرار داشتند که برعکس نتايج حاصله از تحقيق سال 1378بود. در هر دو آمايش احتمال رخداد اختلالات رواني افزايش داشت. همچنين ارتباطي مستقيم با افزايش سن داشت که اين مسئله در افراد 65 سال و بالاتر بيشتر مشهود بود. اگرچه در مراكز بهداشتي درماني كشور به مراقبت‌هاي جسمي توجه مي‌شود، اما سلامت جسم در گرو سلامت روان است. همچنين تحقيقات به‌خوبي ثابت کرده‌اند سلامت روان مادر، ضامن سلامت خانواده به‌ويژه سلامت فرزندان است. شيوع اختلالات رواني و وسعت نياز مردم كشور به خدمات بهداشت رواني و همچنين محروميت نسبي مردم روستاها و شهرهاي متوسط و كوچك از خدمات بهداشت رواني، اهميت پرداختن به موضوع اين تحقيق را مطرح مي‌کند. پرواضح است توفيق در حل اين مشكلات مستلزم شناسايي عوامل مختلف فردي، خانوادگي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي است تا با اجراي مداخلات لازم به پيشگيري از اختلالات رواني پرداخته، نسل آينده سالم‌تري داشته باشيم. بنابراین بر آن شديم تا هشتمين کنفرانس بين‌المللي سلامت زنان را که در تاريخ 13 و 14 آذرماه سال جاري در تهران، فرهنگستان علوم پزشکي برگزار خواهد شد، به موضوع ارتقاي سلامت روان بانوان؛ چالش‌ها و راهکارهاي عملي در اين زمينه اختصاص دهيم.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.