در ادامه تئاتر سرکوبشدگان
آگوستو بوال (2009-1939) نویسنده و کارگردان تئاتر اهل برزیل بود که از اوایل دهه 1970 سبکی جدید در تئاتر بنیان گذاشت به نام «تئاتر سرکوبشدگان». این سبک انقلابی در تئاتر به پا کرد. «تئاتر سرکوبشدگان» شکلها و تکنیکهای مختلفی دارد که شاید شناختهشدهترین تکنیک آن که در تمام دنیا اجرا میشود، «تئاتر جدلگاه» باشد. در این نوع تئاتر که مدخل خوبی برای آشنایی با «تئاتر سرکوبشدگان» است، کسانی را که «تماشاگر-بازیگر» مینامند، دعوت میکنند به روی صحنه بروند و افکار و امیال خود را، نهفقط از طریق کلمات، آشکار کنند و راهکارهایی را که برای حل مسئله مورد بحث در نظر دارند، به گروهی که خود نیز به آن تعلق دارند، پیشنهاد دهند. معالوصف، «تئاتر سرکوبشدگان» اشکال مختلفی دارد: ازجمله تئاتر نامرئی، تئاتر جدلگاه، تئاتر قانونگذار و تئاتر روزنامهای. «تئاتر سرکوبشدگان» در همه شکلهایش همواره به دنبال ایجاد دگرگونی اجتماعی در راستای رهایی سرکوبشدگان است. این تئاتر را میتوان یکی از نمونههای عملی تز یازدهم دانست. «تئاتر سرکوبشدگان» نهفقط درصدد فهم واقعیت؛ بلکه در پی تغییر آن مطابق با خواست سرکوبشدگان است. این سبک تئاتر
میکوشد تغییرات را در کنشهایی دنبال کند که به صورت تئاتری درک میشوند و به انجام میرسند. با این شیوه داستان در واقعیت و واقعیت در داستان وارد میشود. در این تئاتر بازیگران و تماشاگران در سطح یکسانی از گفتوگو و قدرت با هم رودررو میشوند و هیچ رابطه خصمانهای میان جایگاه تماشاگران و صحنه وجود ندارد و هر دو بر هم منطبقاند و در واقع یکی هستند. بوال با ابداع سبک خود جایگاه ویژهای در تئاتر جهان پیدا کرد. در سال 2009 پیام روز جهانی تئاتر از سوی او صادر شد. او از اواخر دهه 1960 به دلیل کودتای نظامی در برزیل تا 1985 اکثر کارهای خود را در آرژانتین، پرتغال و فرانسه اجرا کرد. او در سال 1981 نخستین جشنواره بینالمللی تئاتر سرکوبشدگان را برگزار کرد و بعد از بازگشت به برزیل در سال 1986 هسته مرکزی تئاتر سرکوبشدگان ریو را تشکیل داد. همچنین از سال 1992 تا 1996 «تئاتر قانونگذار» را با حکم نمایندگی مجلس پارلمانی به اجرا درآورد. «تئاتر قانونگذار» مجموعه فرایندهایی است که با هدف دستیابی به قاعدهای برای تصویب لوایح قانونی منسجم و ماندگار، «تئاتر جدلگاه» و مراسم معمول نشست قانونگذاری را تلفیق میکند. این تئاتر را
نقطه آغازی میدانند برای فشارآوردن به نمایندگان برای تصویب قوانین مردم. او با این روش موفق به تصویب پانزده قانون شهری و دو قانون دولتی در برزیل شد. بوال در ایران نیز کاملا شناختهشده است و برخی از مهمترین آثارش در کنار تعدادی مقاله به فارسی ترجمه و منتشر شدهاند: ازجمله میتوان به کتابهای «تئاتر مردم ستمدیده» (انتشارات نوروز هنر)، «رنگینکمان آرزو» (انتشارات نمایش) و «تئاتر قانونگذار» (انتشارات بیدگل) اشاره کرد. بهتازگی یکی دیگر از مهمترین آثار بوال به همت نشر اختران و با ترجمه نریمان افشاری به فارسی ترجمه و منتشر شده است: «زیباییشناسی سرکوبشدگان».
در «تئاتر سرکوبشدگان» همبستگی با همتایان بخشی ضروری از آن است. اگر «تئاتر سرکوبشدگان» را یک درخت در نظر بگیرید، تنه آن را بازیها تشکیل میدهند؛ زیرا دو مشخصه اصلی زندگی اجتماعی را با خود دارند؛ یعنی بازی نیز مثل اجتماع قواعدی دارد که برای انجام بازی ضروری است؛ ولی برای اینکه بازی یا زندگی به اطاعت بردهوار تبدیل نشود، نیازمند آزادی هم است. در واقع بدون قواعد، بازیای در کار نیست و بدون آزادی زندگی. همچنین بازیها جدای از داشتن این دو مشخصه استعاری مهم، توان بالایی در خارجکردن بدنها و اذهان از حالت ماشینی دارند، بدنها و ذهنهایی که امور تکراری هرروزه، بهویژه کار و فعالیتهای اقتصادی یا امور محیطی یا شرایط اجتماعی، آنها را از خود بیگانه کرده است. طبق تعاریف بوال، ازآنجاکه بازیها در چارچوب قواعد ضروری نوعی دیالوگهای حسی هستند که نیاز به خلاقیت را در ذات خود دارند، عمل زدودن حالت ماشینی را تسهیل میکنند و در واقع آن را به کار میاندازند. ریشههای این درخت نیز تصویر، کلام و صداست. خاک آن نیز سیاست، تاریخ، فلسفه، اخلاق و همبستگی است. کنشها مستقیم در «تئاتر سرکوبشدگان» شامل تئاتریکردن تظاهرات
اعتراضی، راهپیمایی دهقانان، رژهها و میتینگهای کارگری یا دیگر گروههای سازماندهیشده است که از همه عناصر تئاتری موجود نظیر صورتک، رقص، موسیقی و... بهره میبرند. بوال بعد از پروژه «تئاتر سرکوبشدگان» پروژه جدید «زیباییشناسی سرکوبشدگان» را به راه انداخت که قصد داشت با فرارفتن از محدودههای معمول تئاتر نهفقط با تئاتر؛ بلکه از طریق همه هنرها ظرفیتهای آنها را برای درک جهان توسعه دهد. «زیباییشناسی سرکوبشدگان» برای این کار بر کلمات (همه شرکتکنندگان باید شعر و داستان بنویسند)، اصوات (ابداع آلات موسیقی و اصوات جدید) و تصاویر (نقاشی، مجسمهسازی، عکاسی) تمرکز میکند.
طبق تعریف بوال، در «زیباییشناسی سرکوبشدگان» مهمترین چیز فرایند زیباییشناختی است که موجب رشد درک و فهم انسانی میشود که آن را انجام میدهد و البته به دلیل قدرت اجتماعی توانافزای آن بسیار مطلوب خواهد بود که منجر به محصول هنری هم بشود. او در کتاب حاضر نشان میدهد که تلاش برای ثمردادن در قالب اثر هنری هدفی برانگیزاننده است و همانند جستوجوی یک رؤیا یا جستوجوی آرمانشهر عمل میکند؛ «وقتی فرایند به این مرحله انجامید، مؤلفان و سازندگان آن از مزیت ارجشناسی دیگران بهرهمند میشوند که آنها را به انجام کارهای بیشتر ترغیب میکند». در نظر بوال، فرایند زیباییشناختی به سوژهها اجازه میدهد خود را در فعالیتهایی که عمدتا اجازه حضور در آن را نیافتهاند، بیازمایند و بهاینترتیب قابلیتهای ادراکی و بیانی خود را توسعه دهند. او تأکید میکند که محصول یا اثر هنری باید بتواند حتی برای کسانی که در فرایند زیباییشناختی شرکت نداشتهاند، هم آگاهیبخش باشد. البته آنها هم باید بتوانند از طریق محصول هنری همان ایدهها، عواطف و اندیشههایی را دریابند که منجر به خلق اثر به دست هنرمند شده است. بوال تأکید دارد که فرایند
زیباییشناختی همان اثر هنری نیست و اهمیت ارزش آن در توسعه و انگیزش قابلیتهای ادراکی و خلاقهای نهفته است که ممکن است در سوژه تضعیف شده و رو به زوال رفته باشد؛ یعنی قابلیت سوژه در استعاریکردن واقعیت. بوال معتقد است که همه ما هنرمندیم؛ اما فقط تعداد کمی از ما قابلیت زیباییشناختی خود را به کار میگیریم.