|

محسن رفیق‌دوست:

با ریسک و جرئت اقتصادی وزارت سپاه و بنیاد مستضعفان را اداره کردم

محسن رفیق‌دوست درباره نظر امام خمینی(ره) درباره اقتصاد و همچنین شرایط حال حاضر خود با ایسنا گفت‌وگو کرده است که خلاصه آن در ادامه می‌آید.

‌‌پس از منصوب‌شدن به‌عنوان وزیر سپاه در دوران نخست‌وزیری، در یکی از جلسات، بحثی مطرح شد که فلان کار آیا به بخش دولتی سپرده شود یا بخش خصوصی؟ آقای نخست‌وزیر نظر بنده را جویا شد و بنده هم اعلام‌ نظر را به جلسه بعد موکول کردم. با پایان جلسه دولت، خدمت امام(ره) رسیدم و به ایشان عرض کردم «اقتصاد را پای منبرها و کتاب‌های علمای دین به‌ویژه کتاب اقتصاد نو آیت‌الله صدر آموخته‌ام و فارغ‌التحصیل دانشگاه نیستم. از نظر شما کشاورزی، تجارت و صنعت، بهتر است دست مردم باشد یا دست دولت؟ امام فرمودند «کشاورزی، مسکن، تجارت و صنعت باید دست مردم باشد»، یعنی امام «مسکن» را هم اضافه کردند. بنده ادامه دادم «دولت با پرداخت سوبسید 90درصدی، از خارج گندم وارد می‌کند و می‌فروشد، آیا انجام این کار هم به مردم سپرده شود؟» ایشان تأکید کردند «اگر این کار فساد ایجاد نمی‌کند، بدهید مردم انجام دهند». مکالمه بین بنده و امام طولانی شد و حاج احمدآقا چند بار تذکر دادند. در همین اثنا امام متذکر شدند «آقا، زندگی مردم را دست کارمند ندهید». این سخن امام به‌معنای غلبه اقتصاد غیردولتی بر اقتصاد دولتی بود که متأسفانه این مهم تا امروز چندان مورد توجه قرار نگرفته است. ‌‌روزی در جماران به ملاقات امام رفتم و هم‌زمان با ورود بنده چند نفر از اقتصاددانان مطرح سال‌های ابتدایی دهه 1360 از محضر امام خارج شدند. از دلیل حضور آنان سؤال کردم و پاسخ دادند این اقتصاددانان به‌صورت مرتب در زمان مشخصی خدمت امام رسیده و درباره مدل‌ها، کارکردها و آثار فرهنگی و اجتماعی اقتصادهای مطرح جهان به امام توضیح و مشاوره می‌دهند و امام نیز همچون یک شاگرد به سخنان آنان گوش کرده و سؤالاتشان را می‌پرسیدند. ‌‌امام به اقتصاد دولتی و اقتصاد هرج‌و‌مرج اعتقادی نداشتند. تأکید امام به مسئولان در حوزه اقتصادی «دخالت‌نکردن» در امور اجرائی بود. به عبارت بهتر امام برای دولت در حوزه اقتصادی نقش برنامه‌ریز، هدایتگر، کنترل‌کننده و حمایتگر قائل بودند، حتی در بخش «کنترل و نظارت» نیز معتقد به انجام کارها به دست مردم بودند. ‌‌رهبر فقید انقلاب اسلامی تأکید داشتند نیاز دولت در بخش کنترل و نظارت نیز باید به دست مردم انجام شود اما چهار دهه از استقرار انقلاب اسلامی می‌گذرد و هنوز که هنوز است، بسیاری از کارها دولتی مانده و 80 درصد اقتصاد در قبضه و کنترل اراده دولتمردان است. اقتصاد کشور «اسلامی» نیست و تشکل‌های مردم‌نهاد نقش بسیار کمرنگی در امور کشور دارند. ‌‌اقتصاد مورد نظر امام «اقتصاد مردمی» است و اقتصاد مقاومتی مدنظر مقام معظم رهبری نیز مصداق این اقتصاد است و راه برون‌رفت از چالش‌های عدیده و مفاسد متنوع اقتصادی کشور همان حرف 38 سال پیش من است که در هیئت‌های هفت‌نفره زمین بیان کردم و آن «فعال‌شدن تولید به دست مردم» است. اگر مزاحمت‌های دولتی کنار گذاشته و به مردم اجازه داده شود نیاز کشور در همه حوزه‌ها تأمین شود، تحریم‌ها اثر خود را از دست می‌دهد و اقتصاد داخلی پویا، مردمی، مقاوم و ضربه‌ناپذیر می‌شود. ‌‌با بسیاری از علمای اسلام و مراجع عظام تقلید صحبت کردم تا پاسخ این سؤالم را پیدا کنم که «در نظام اسلامی فردی که فکر باز و خلاقانه اقتصادی و توان اجرائی بالایی دارد و کارآفرین است، تا چقدر می‌تواند پولدار شود؟»، هر قدر بیشتر پرس‌وجو و تحقیق کردم، نتوانستم حدی برای ثروتمند‌شدن افراد پیدا کنم. علاوه‌ بر ‌آن درباره نگهداری این ثروت هم تحقیق کردم و به این نتیجه رسیدم که سرمایه‌دار و کارآفرین غیر از خمس و ذکات و وجوهات شرعی باید مالیات کسب‌و‌کار خود را به دولت بپردازد و تا جایی که می‌تواند مالش را بر اساس فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ که به نظر حقیر غیر از خمس و زکات است، صرف افراد نیازمند کند؛ بدین‌ترتیب شاهد جامعه‌ای توسعه‌یافته در امور اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خواهیم بود. ‌‌ قبل از انقلاب بنز سوار می‌شدم، حالا هم لکسوس شاسی‌بلند که به درد تردد در فاصله‌های طولانی رفت‌وآمد می‌خورد، سوار می‌شوم. این ماشین مدت‌ها قبل از گرانی‌های سال گذشته به مبلغ 80 میلیون تومان خریداری شد که البته عمرش را کرده و پیر شده و در صورت بهبود وضعیت مالی، عوضش می‌کنم. ‌‌ منزلم در خیابان فرمانیه است که سال 1373 خودم ساختم و حدود 55 میلیون تومان برایم تمام شد و به آقا هم اعلام کردم. برای فردی مثل بنده که کار اقتصادی می‌کند و کارش دائما با ریسک همراه است، باید حتما پشتوانه مالی وجود داشته باشد که این منزل به‌عنوان پشتوانه مالی‌ام است. به بنده ربطی ندارد که تورم امروز قیمت این خانه را خیلی بالا برده. ریسک و جرئت اقتصادی بالایی دارم که با اتکای به همین جرئت توانستم وزارت سپاه و بنیاد مستضعفان را اداره کنم. ‌‌ اندیشه امام درباره حضور روحانیت در کارهای اجرائی در اوایل انقلاب این بود که‎ روحانیت نباید در این امور شرکت داشته باشند اما عملکرد بنی‌صدر و جریان لیبرال موجب شد امام از این حرف خود استغفار کنند و بگویند «ما اشتباه کردیم و استغفار می‌کنیم. انقلاب از این ناحیه ضربه خورد، نمی‌شود که ما‎‏ حکومت اسلامی داشته باشیم و افراد اسلام‌شناس را از تصدی امور منع کنیم».

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.