كار نويسندگي کیرکگور
كتاب كوچك «سورن كيركگور» نوشته استيون كرايتس، چكيدهاي است از زندگينامه و آثار و انديشههاي اين فيلسوف دانماركي. اين اثر اولينبار در سال 1373 در مجموعه نسل قلم منتشر شد که با همكاري خشايار ديهيمي و چند نفر از دوستان او ترجمه شد. كتاب با طبقهبندي آثار سهگانه كيرگكور آغاز ميشود و سپس در حين نقل زندگينامه بهصورت مجزا به آثار مهم او ميپردازد. كيركگور سه دسته نوشته داشت. اكثر كتابهاي مشهور او در يك فاصله سهساله با سرعتي حيرتانگيز به زبان دانماركي انتشار يافتند. نخستين آنها كتاب دوجلدي حجيم «يا اين يا آن» بود كه در فوريه 1843 منتشر شد و آخرينشان مهمترين اثر فلسفي او، كتاب حجيم «تعليقه غيرعلمي نهايي» بود كه در 1846 از چاپ درآمد. ديگر آثار مشهور او كه در اين فاصله منتشر شدند، عبارتاند از: «ترس و لرز» و «تكرار» (1843)، «پارهنوشتههاي فلسفي» و «مفهوم اضطراب» (1844) و «مراحل راه حيات» (1845). كيركگور آثار ديگري هم در اين سالها منتشر کرد اما اين هفت كتاب بر روي هم مجموعهاي شاخصاند كه خود او آنها را «كار نويسندگيام» ميناميد. كيركگور هريك از اين كتابها را با نام مستعاري عجيبوغريب منتشر كرد. برخي از اين آثار شكلي شبيه رمان دارند و بقيه بيشتر استدلالياند اما از نظر مفاهيمي كه طرح ميكنند نوعي پيوستگي ميان آنها وجود دارد و در همه گرايش آشكاري به سمت مسائل روانشناختي به چشم ميخورد. او اندكاندك به نشر آثار ديگري روي آورد كه لحن و هدفشان با آثار قبلي كاملا متفاوت بود و خود آنها را «آثار سازنده» يا «تهذيبكننده» ميناميد: «گفتارهاي سازنده با روحيههاي متفاوت»، «خلوص دل يعني خواهش يك چيز» و «انجيل رنج» (1847)، «آثار عشق» (1847)، «گفتارهاي مسيحي» (1848) «بيماري تا دم مرگ» (1849)، «آموزش مسيحيت» (1850)، و «براي خودآزمايي» (1851) و «خودتان قضاوت كنيد» كه پس از مرگ كيركگور منتشر شد. او در اين آثار نوعي مسيحيت راديكال طرح كرد كه با آن مسيحيتي كه در كليساها موعظه ميشد، مدام تعارض آشكارتري پيدا ميكرد. كيركگور، به غیر از اين دو دسته، آثار خصوصي بسياري نيز تهيه كرد كه يادداشتهاي روزانه و پراكنده اوست. ظاهرا كيركگور نوشتن يادداشتهاي چندهزار صفحهاي را از دوران كودكي آغاز كرده بود. استوين كرايس، زندگي كيركگور را واجد بسياري از خصوصيات قصههاي گوتيك اسکانديناويايي ميداند و هركس بخواهد داستان زندگي گيركگور را بازگويد بايد همزيستي ويرانگر درد و رنج او را با كارش در مركز توجه قرار دهد. سورن كيركگور در 1813 در كپنهاگ به دنيا آمد. دو خصوصيت مهمي كه سورن از پدرش ميكائيل پذرسن به ارث برده بود، «دريافت حسي خام ولي نيرومندي از مسيحيت» و ماليخوليا بودند. پدر او در كودكي، هنگامي كه بچه دهاتي فقيري بود كه از گرسنگي و سرما به جان آمده بود، بر بالاي تپهاي كه گوسفندان را براي چرا برده بود خدا را به باد نفرين و ناسزا گرفته بود. او معتقد بود كه اين نفرين و ناسزا بر بالاي سر خانوادهاش چنبره زده است. از نظر مادي، در ادامه زندگي توفيقي استثنائي در تجارت نصيبش شد و بسيار ثروتمند شد. او ذهني تيز و تخيلي قوي داشت و سورن اين خصوصيات را به همراه دلهرهها و اضطرابها از او به ارث برده بود. نفرين شومي كه بالاي سر خانواده كيركگور حضور داشت به واقعيت پيوست و تا 21 سالگي پنج خواهر و برادر سورن مردند. او در دانشگاه رشته الهيات را برگزيد. اما شوق و ذوقي در اين رشته نشان نميداد و ظاهرا مشغوليات پرجنبوجوشتري يافته بود كه به آنها بپردازد. عاشق ادبيات، موسيقي و تئاتر بود و مقالاتي مينوشت كه بيشترشان مربوط به موضوعات ادبي بودند و آنها را در مجلات محلي روشنفكرپسند آنروزها به چاپ ميرساند. شهرت نورس ادبي او و گفتارهاي جاندار و پرشورش درهاي سالنهاي ادبي پررونق را به رويش گشود. وقتي در 25سالگي پدرش هم مرد او همچنان تحت تأثير اين احساس بود كه خانوادهاش سرنوشتي شوم دارد. چند هفته بعد از مرگ پدرش بررسي انتقادي رمانهاي هانس كريستيان اندرسن را تحت عنوان «از ميان يادداشتهاي كسي كه هنوز زنده است، منتشرشده برخلاف ميل او توسط س. كييركگور» به چاپ رساند. در زمستان 1841 پاياننامه مفصلش را تحت عنوان «مفهوم آیرونی: با ارجاع مدام به سقراط» براي دريافت ليسانسش ارائه داد. در همين دوران عاشق رگينه اولسن شد اما 13 ماه بعد نامزدياش را با او به هم زد و جنجال و رسوايي زيادي بر پا كرد. با اينهمه در باقي عمر همچنان شيفته و واله رگينه بود. اين نامزدي بههمخورده سه بار موضوع روايت كيركگور در سه كتابش شد. سه داستاني كه تنها در قهرمان مرد تفاوت دارند: خاطرات مرد اغواگر در «يا اين يا آن»، رساله كوتاه «تكرار»، و بخش سوم از كتاب «مراحل راه حيات» با عنوان خاطرات كوئيدام. «يا اين، يا آن» كه در ميان مجموعه آثار كير كگور شاهكاري به حساب ميآيد، پيش از آنكه به 30سالگي برسد، انتشار يافت. اين اثر بنيان کل «كار نويسندگي» او با نام مستعار قرار گرفت و اكثر درونمايههاي ويژه اين كارها ازجمله رابطه هنر با زندگي براي اولین بار در آن مطرح شد. جلد دوم «يا اين يا آن» شامل دو رساله بلند است كه مردي متأهل در دفاع از ازدواج نوشته است. اين دو رساله بهصورت نامههايي هستند كه خطاب به نويسنده جلد اول نوشته شدهاند. قاضي ويليام در رساله نامهوار دومش، «تعادل ميان ساحت زيباشناختي و اخلاقي در تركيب شخصيت» چنين دنباله بحث را ميگيرد كه فقط شخصي اخلاقي كه شهامت انتخاب دارد ميتواند زندگي سرشار از تجربه و درك داشته باشد و هستي را زیبا ببيند: «پس آن چيزي كه من در «يا اين يا آن» خودم بازميشناسم چيست؟ آيا خير و شر است؟ نه، من فقط تو را به نقطهاي ميرسانم كه در آن انتخاب ميان خير و شر براي تو معنا و اهميت پيدا ميكند». (ص 41) درونمايههايي همچون انتخاب، اضطراب، نوميدي، زمان و اولويت آينده، آزادي بنيادي و عاملانه به خود رسيدن كه نخستينبار از زبان «قاضي ويليام بلغممزاج» در اين رسالهها مطرح شدند و در نوشتههاي بعدي كيركگور بيشتر شرح و بسط يافتند؛ هرچند در قرن نوزدهم نفوذ و تأثير بسزايي نداشتند ولي در قرن بيستم بهعنوان منابع مكتب فكري مهمي با عنوان كلي «اگزيستانسياليسم» قرار گرفتند. كيركگور بر خلاف آنكه هرگز نميخواست پدر چيزي يا كسي باشد، به عنوان پدر اين مكتب فكري معرفي شد.