|

خيام در شعر معاصر

شرق: «خيام و پساخياميان» عنوان كتابي است از فيض شريفي كه مدتي پيش در نشر نگاه منتشر شد. انديشه و جهان‌بيني خاص خيام كه در قالب رباعي‌هايش بيان شده، او را به شاعري جهاني بدل كرده كه همواره مورد توجه بوده است. فيض شريفي نيز در كتابش با تأكيد بر انديشه خيام رد تأثير او را در شاعران معاصر بررسي كرده است. او در ابتداي كتاب درباره پيشينه تاريخي درون‌مايه شعر خيام نوشته: «اصطلاح غنيمت دم نخستين‌بار در غزلي از هوراس، شاعر نامدار رومي، آمده و هم او به پرداخت ژرف‌تر اين بن‌مايه ادبي، همت گمارده است. اين مضمون، در ادبيات يونان باستان و در آثار ادبي ساير ملل نيز به كرات رخ نموده و بر كوتاهي عمر و ناگزيري مرگ، تاكيد داشته است. چه بسا اين دورن‌مايه مكرر را بتوان پژواك انديشه‌هاي فلسفي اپيكور دانست». بسياري شعر را از اساس ترجمه‌ناپذير مي‌دانند و از اين‌رو از اصطلاح بازآفريني شعر در زباني ديگر استفاده مي‌كنند چراكه ترجمه لغت به لغت شعر را ناممكن مي‌دانند. ترجمه ادوارد فيتز جرالد از رباعيات خيام از موفق‌ترين نمونه‌هاي بازآفريني شعر در زباني ديگر است و حتي برخي اين بازآفريني را شعري مستقل از فيتز جرالد مي‌دانند. فيتز جرالد رباعي‌هاي خيام را در سال 1859 ترجمه و منتشر كرد. او در بازآفريني‌ شعر خيام، بيش از آنكه به اصل رباعي‌هاي خيام پايبند باشد به «عصاره روح» جاري در آنها توجه كرده است. ترجمه فيتز جرالد از رباعي‌هاي خيام شهرت بسياري يافت و تأثير آن را مي‌توان حتي در شاعران انگليسي‌زبان هم ديد. با اين‌حال درون‌مايه انديشه خيام و قالب رباعي پيوندي عميق با هم دارند و اين نكته‌اي است كه فيض شريفي با اشاره به آن مي‌نويسد: «درون‌مايه انديشه خيام و قالب رباعي، دو عنصر تفكيك‌ناپذيرند. تعامل اين دو فرم و محتوا در طول تاريخ ادبيات، گوياي اين مطلب است كه رباعي در اين مضامين، بهتر پرورده شده؛ چنان‌كه اين نوع انديشه نيز در اين قالب بيش از هر قالب ديگري، شكوفا و ناب، جلوه كرده است». «خيام و پساخياميان» كتابي است كه محور اصلي‌اش درباره انديشه خيام و شاعران پساخيامي است و در اين ميان به سه شاعر معاصر كه به اعتقاد شريفي به صورت برجسته و خاص به قالب رباعي توجه داشته‌اند پرداخته شده است: «نيمايوشيج به اين دليل كه تقريبا در همه مضامين خيامي رباعي‌هايي سروده و ايرج زبردست و ايرج صف‌شكن از اين جهت كه مي‌توان گفت پس از خيام شاعراني بوده‌اند كه اين قالب را (رباعي) به تحول و دگرگوني نزديك كرده‌اند». البته فيض شريفي به صادق هدايت و نصرت رحماني هم اشاره مي‌كند كه اگرچه خارج از حيطه رباعي‌اند اما «ملهم» از خيام‌اند. در اين كتاب آن‌چه مورد توجه بوده نه تكنيك شعر شاعران بلكه به‌كارگيري و كاربرد «درون‌مايه‌ها و كرشمه‌سازي‌هاي فكري خيام» است. كتاب در ابتدا به بررسي كوتاه تاريخچه رباعي مي‌پردازد و به رودكي به عنوان اولين كسي كه به رباعي توجه داشت اشاره مي‌كند. «خيام و حافظ» عنوان بخشي ديگر از كتاب است و در آن به ارتباط شعر اين دو شاعر كلاسيك و نيز وام‌گيري حافظ از خيام پرداخته شده است. بخش بعدي كتاب به خيام و نيما اختصاص دارد و در بخشي از آن مي‌خوانيم:‌ «رباعي‌هاي خيام و نيما شيوا و روان‌اند. در اين رباعي‌ها، هيچ‌يك در پي آرايه و تصويرهاي شاعرانه نيستند. هر دو از طبيعت الهام مي‌گيرند و از ويژگي‌ آن‌ها نوعي طنز فلسفي است. ويژگي خيام و نكته جالب توجه در رباعي‌هاي او من‌هاي فلسفي و انساني اوست. در مورد نيما من‌هاي اجتماعي نيز با توجه به موقعيت تاريخي و سياسي شاعر، بروز مي‌كنند. خيام ناب‌ترين رباعي‌هايش را به جاي گذاشته، اما در رباعي‌هاي نيما اشعار دست دوم و سوم هم ديده مي‌شوند». كتاب به مضامين مشتركي كه در رباعي‌هاي نيما و خيام وجود دارد اشاره مي‌كند و آنها را ذيل عناويني خاص كنار هم قرار مي‌دهد. «خيام و زبردست» بخش ديگري از كتاب است كه به رباعي‌هاي ايرج زبردست و انديشه خيامي در آنها اختصاص دارد: «انديشه‌هاي خيامي در محدوده يك‌پنجم اشعار زبردست، به چشم مي‌خورد. با ديدگاه امروزي و با نوآوري‌هاي شگفت‌انگيز در اشعار او ايجازها چنان خلاقانه رخ مي‌نمايند كه به نظر مي‌رسد اين شاعر، قادر به سرودن شعرهاي بلند نباشد. زبردست در كتاب باران كه بيايد همه عاشق هستند با 52 رباعي، به افرادي كه رباعي را مجال و عرصه هنرنمايي و صور خيال نمي‌دانند پاسخ داده است و با ديدگاه خيامي به شيوه نوين بدون آن‌كه در كار او تصنع و تقليد صرف باشد هم موضوع‌هاي فلسفي را طرح مي‌كند هم خواننده را با آن ذوق استتيكي به اوج مي‌برد». «خيام و ايرج صف‌شكن» بخش پاياني كتاب است كه در آن به مضامين مشترك رباعي‌هاي خيام و صف‌شكن پرداخته شده است.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.