سپهر شرقگرایی و ملاحظات پیشروی آن برای ایران
احمد وخشیته . دانشآموخته مطالعات جهان
رئیسجمهور ایران در حاشیه نشست شانگهای در دیدار با همتای روس خود تأکید کرد که وضعیت خاورمیانه روابط نزدیکتر ایران و روسیه را ایجاب میکند؛ موضوعی که نشان میدهد دولت حسن روحانی در بنبست روابط خود با ایالات متحده و آسمان تیره اتحادیه اروپا، به سوی شرق و دو قطب قدرتمند آن در شورای امنیت سازمان ملل متحد؛ یعنی روسیه و چین امید دارد. این رویکرد در حالی است که سیاست خارجی دولت روحانی در سالهای ابتدایی که همزمان با دولت اوباما بود، نگاه مثبتی به ایالات متحده داشت و پیشبردن مذاکرات هستهای خود را به گفتوگو با آمریکا پیوند زده بود، اما با رویکارآمدن ترامپ تمرکز سیاست خارجی دولت بر اتحادیه اروپا معطوف شد و در نهایت سخن از اینستکس به میان آمد. در آن دوران اما آیتالله خامنهای نگاه به اروپا را بیفایده خواندند و بر سیاست شرقگرایی تأکید کردند. نهایتا روز جمعه روحانی نیز بر نگاه شرقگرایانه دولت خویش در اجلاس شانگهای تأکید کرد؛ اگرچه وی دو سال پیش از حضور در این نشست خودداری کرده بود؛ اجلاسی که طی آن سال نیز رؤسایجمهور روسیه و چین حضور داشتند، اما رئیسجمهور ایران به دلیل دلخوری عدم پذیرش تهران بهعنوان عضو دائمی شانگهای در آن شرکت نکرد و وزیر خارجه خود را فرستاد. اکنون دولت ایران نیز نگاه به غرب را بنبست و بیفایده میداند و بر این باور است که مسکو، پکن و تهران در یک موضوع اشتراک دارند و آن تقابل آمریکا و وضع تحریمها بر آنهاست؛ ازاینرو بر روابط نزدیکتر خود بر مسکو و پکن تکیه داده است. بدونشک نقش فعال در سازمانهای منطقهای و نگاه به شرق میتواند به کاهش فشارها و افزایش بازیگری ایران در نظام بینالملل کمک کند. بدونشک روسیه و چین دو کشور قدرتمند فرامنطقهای هستند که یکی بال سیاسی- نظامی گستردهتری دارد و دیگری بال اقتصادی؛ موضوعی که سبب شده حتی دیگر بازیگران منطقه خاورمیانه نظیر عربستانسعودی، امارات متحده عربی و بحرین که از شرکای ایالات متحده به شمار میآیند نیز نگاهی به شرقگرایی داشته باشند و مناسبات خود را با مسکو افزایش دهند و قراردادهای گسترده نظامی و اقتصادی امضا کنند. در سایه نگاه به شرق کنونی دولت حسن روحانی اما به نظر ملاحظاتی نیز قابلتأمل باشد: 1- مسکو نگاهی ایجابی به غرب دارد: با الحاق کریمه پس از سال ۲۰۱۴، روسیه با تحریمهای غرب علیه خود روبهرو شد و رویکرد نگاه به شرق را در سیاست خارجی خود پررنگ کرد. اما باید توجه داشت که چرخش کرملین به شرق ایجابی بود و در پی آن به دنبال ایجاد تعادل با اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا بوده است. این رویکرد در موضعگیریهای مقامات روسیه نیز به وضوح دیده میشود؛ بهعنوانمثال عموما اگر کرملین از یکسو از ایالات متحده انتقاد میکند، از سوی دیگر بر ضرورت گفتوگوها و افزایش همکاریها تأکید دارد. این رویکرد سبب شده است که قدرت بازیگری بالایی در سیاستهای فرامنطقهای خود در شرق و خاورمیانه نیز داشته باشد. ازهمینرو برخی کارشناسان بر این باورند که اگر نگاه منطقهگرایی از روی ناگزیری و به صورت سلبی با دیگر قطبهای نظام بینالملل تعریف شود، قدرت مانور یک بازیگر تکقطبی که با ادبار دیگر قطبها روبهرو شده است، پایین خواهد آمد؛ چراکه قدرتهای فرامنطقهای در کنار رقابتهای خود، همواره بر اساس توازن قوا و توازن تهدید به دنبال همکاری و همگرایی با یکدیگر رفتار میکنند. 2- جایگاه موازنه قدرت در رابطه مسکو با قدرتهای خاورمیانه: سطح تحریمها و اجماع علیه ایران بیش از روسیه است و این در حالی است که تراز تجاری مسکو با دیگر کشورهای اروپایی و حتی ایالات متحده بسیار قابل ملاحظهتر نسبت به مسکو-تهران است. ایران و روسیه اگرچه به یک همکاری تاکتیکی در پروژه سوریه دست یافتهاند که ظرفیت تبدیل به همکاری استراتژیک در سپهر روابط دو کشور را دارد، اما باید به این موضوع نیز توجه داشت که روسیه در فرایند صلح سوریه به منظور رسیدن به نتیجه مطلوب، تلاش کرده است تا توازن قدرت را میان تمامی بازیگران منطقه اجرائی کند. گسترش روابط روسیه و سعودی به خوبی مؤید این موضوع است؛ بهعنوانمثال وزیر انرژی روسیه هفته گذشته در دیدار با همتای سعودی خود از پیشنهاد کشورش برای فروش سوپرجت سوخو و جنگنده MC-21 پرده برداشت؛ یا مسکو که دو سال پیش در جریان سفر پادشاه عربستان به روسیه قرارداد اس- ۴۰۰ را امضا کرده بود، اکنون این سامانه را به ترکیه و هند نیز فروخته است. برایند این رفتارها بیانگر نگاه کرملین به تمامی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای است. 3- مسکو رویکرد همکاری دارد و نه میانجیگری: به نظر میرسد که کرملین به دنبال میانجیگری در موضوع ایران و آمریکا نیست؛ سیاستی که درخصوص اختلافات میان چین و آمریکا نیز اتخاذ کرده است؛ ازهمینرو بود که دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، تأکید کرد جنگ تجاری آمریکا و چین جنگ تجاری ما نیست. این موضوع نشان میدهد که روسیه همکاری با شرکای خویش را بر اساس منافع ملی کشورش دنبال میکند؛ رویکردی که از اینسو میتواند برای ایران یک فرصت باشد. بدونشک روسیه توجه بسزایی به بازار ایران و کریدور شمال-جنوب دارد و ازاینرو ترجیح میدهد با یک ایران به دور از تحریم روبهرو باشد تا دوستی با تهران اختلالی در روابط با دیگر بازیگران برای آنها ایجاد نکند. ازهمینرو تهران میتواند با اتخاذ رویکردی سازنده، حمایت روسیه و چین را در شورای امنیت سازمان ملل به دنبال خود داشته باشد. 4- جایگاه برجام در نگاه کرملین: روسیه حفظ برجام را بسیار مهم میخواند و آن را ضرورتی برای ثبات منطقه میداند. ازهمینروست که از یکسو همواره خروج آمریکا از برجام را محکوم میکند، اما از سوی دیگر بر ضرورت پایبندی همه طرفها به اجرای تمامی تعهدات تأکید دارد؛ تأکیدی که روی ایران نیز معطوف است، چراکه ضرورت حفظ برجام و پایبندی به تعهدات تهران حتی در دکترین سیاست خارجی روسیه در بند مربوط به ایران نیز اشاره شده است. همین ملاحظه سبب شد تا پوتین در نشست شانگهای و سیکا نیز بر اهمیت این موضوع تأکید داشته باشد که برهمخوردن برجام از یکسو باعث بیثباتی اوضاع در خاورمیانه میشود و از سوی دیگر آسیبرسیدن به رژیم عدم گسترش هستهای. ازاینرو برخی کارشناسان بر این باورند که کاهش تعهدات برجامی ایران، حتی زیر سایه شرقگرایی نیز شاید نتواند در میانمدت با حمایت پکن و مسکو روبهرو شود.