سرودي جاودانه
نسيم آصف: «سرگذشت رباعيات» با عنوان فرعي درنگي بر رباعيات خيام با ترجمه ادوارد فيتزجرالد، عنوان كتابي است كه با گردآوري و ترجمه مصطفي حسيني بهتازگي در نشر آگه منتشر شده است. اين كتاب شامل چند مقاله و جستار درباره ادوارد فيتزجرالد و شاهكارش يعني «رباعيات عمر خيام» است. ترجمه فيتزجرالد از رباعيات خيام كه در سال 1859 منتشر شد، مشهورترين ترجمه از زبان فارسي به انگليسي است و البته برخي هم معتقدند كه اين اثر مشهورترين ترجمه از هر زباني به انگليسي است. جستار اول كتاب با عنوان «ادوارد فيتزجرالد، مترجم- شاعري خلوتگزيده» از شلدن گلدفارب، مدخلي است كه گلدفارب براي «دانشنامه زندگينامه شخصيتهاي ملي طبع دانشگاه آكسفورد» نوشته و در پنج بخش به دورههاي مختلف زندگي و فعاليتهاي فيتزجرالد پرداخته است: مقدمه، تحصيلات و سالهاي آغازين، رباعيات، ازدواج و زندگي بعد از آن و اهميت تاريخي. مقاله دوم كتاب با عنوان «فيتزجرالد و ادب كهن پارسي» نوشته محقق ايراني، اسماعيل زارعبهتاش، است و در آن به مواجهه و برداشت فيتزجرالد از شاعران مهم و كلاسيك ايراني پرداخته است. هرست فرنتس در مقاله سوم كتاب با عنوان «اشلگل، تيلر و فيتزجرالد»، فيتزجرالد را در كنار دو مترجم مهم اروپايي قرار داده و به بررسي جايگاه و آثار آنها پرداخته است: «هر سه مترجم - اشلگل، تيلر، و فيتزجرالد- اساسا به دليل آثارشان بهعنوان مترجم به شهرتي جهاني دست يافتند. هر سه مترجم در ارتباط با كاري كه ترجمه كردند رنج فراوان بردند؛ و اگرچه دو نفر نخست آثار دو غول ادبيات را ترجمه كردند، ولي فيتزجرالد، شاعر نهچندان معروف شرقي را به همميهنانش شناساند و نشان داد كه چگونه يك مترجم ميتواند در دادوستدهاي ادبي جهان افقهاي جديدي بگشايد». «نكاتي تازه در باب رباعيات عمر خيام اثر فيتزجرالد»، نوشته هرن آلن، تحليلي دقيق از شعر فيتزجرالد به دست داده است. «سرودي جاودانه» عنوان جستار ديگري از اين مجموعه به قلم آ.ج.آربري است كه در آن به تاريخچه آشنايي فيتزجرالد با شعرهاي خيام و نيز شهرت ترجمه او پرداخته است. مقاله بعدي كتاب «تاثير رباعيات عمر خيام بر ادبيات و جامعه غرب» نام دارد. نويسنده اين جستار، يوس بيخستراتن، به تاثير اشعار خيام بر ادبيات و جامعه غربي توجه كرده است. آخرين مقاله كتاب نيز به «وايتلي استوكس، اولين مروج رباعيات عمرخيامِ فيتزجرالد» مربوط است. نويسنده اين مقاله جان درو است و او در اينجا نشان ميدهد كه استوكس اولين كسي بوده که نسخهاي از رباعيات خيام را از جعبه كتابهاي حراجي نجات ميدهد و به ارزش آن پي ميبرد. در پايان كتاب جستار ديگري هم با عنوان «تقويم احوال و آثار ادوارد فيتزجرالد» به قلم دنيل كارنيل آمده است. كارنيل كه يكي از فيتزجرالدپژوهان مشهور معاصر است، در اين جستار كارنامه فيتزجرالد را به دقت بررسي كرده است. در بخشي از مقاله «تاثير رباعيات عمر خيام بر ادبيات و جامعه غرب» ميخوانيم: «بيهيچ گمان، عمر خيام بيشترين تاثير را بر ادبيات و جامعه كشورهاي انگليسيزبان داشته است. ت.س.اليوت و ازرا پاوند از جمله شاعراني بودند كه از خيام فيتزجرالد عميقا تاثير پذيرفتند. اما عمر خيام در ساير كشورها، بهويژه در فرانسه و آلمان، نيز ترجمه شد و موضوع بحث و پژوهش قرار گرفت. پاتر در كتاباش از ترجمه 114 رباعي، به 25 زبان مختلف ياد ميكند؛ كه از آن ميان، 18 ترجمه به فرانسه و 37 ترجمه به آلماني است. موج بيپايان چاپها و ترجمهها در سالهاي بعد از 1929 نيز همچنان ادامه داشت... اگرچه تاثير عمر خيام بر محافل ادبي و اجتماعي نتوانست جذابيت اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم را دوباره به دست آورد، اما اقبال به زندگي، فلسفه و شعر خيام تا به امروز باقي مانده است. آزادانديشان، هنرمندان تصويرگر، نويسندگان، خطاطان و شاعران سراسر جهان از رباعيات خيام و بهويژه از ترجمه فيتزجرالد ملهم و متاثر بودند. در سال 1990 انجمن جديدي در هلند تاسيس شد. اعضاي اين انجمن دوبار در سال گرد هم ميآيند و فعاليتهاي انجامشده را سامان ميدهند. انجمن مزبور تاكنون توسط انتشارات آوالن، ناشري خصوصي متعلق به يكي از اعضا، به زبان هلندي چهار سالنامه منتشر كرده است. و افزونبراين، دو نمايشگاه درباره عمر خيام، يكي در موزه كتاب لاهه و ديگري در كتابخانه دانشگاه ليدن برپا داشته است. بيشك سال 2009، دويستمين زادروز ادوارد فيتزجرالد و صدوپنجاهمين سالگشت اولين ترجمه رباعيات عمر خيام، امر خطيري كه تا به امروز نقشي شگرف در آفرينش و نگهداشت علاقه جهانيان به عمر خيام داشته است، در بسياري از كشورها گرامي داشته ميشود».