|

وزارت «تنهایی» یا «بی‌کسی»؟

محمدعلی آرامی. متخصص مغز و اعصاب

پس از انقلاب صنعتی به‌تدریج رابطه فرد با کارفرما/دولت نقش اصلی و پررنگی به خود گرفت. فرد خدمات اصلی مورد نیاز خود را از کارفرما/دولت دریافت کرد و خود را تنها وابسته و پاسخ‌گو به او یافت. از سوی دیگر «آزادی» که ابتدا مفهوم مهمی در اقتصاد لیبرالی داشت، به عرصه زندگی خصوصی افراد راه یافت. در این تعریف اومانیستی از آزادی، «حریم خصوصی» مانند عرصه‌ای مقدس شکل گرفت که دیگران به رعایت آن ملزم شدند و دولت پاسدار این حریم شد. در واقع انسان مدرن از قید هرگونه مداخله دیگران از‌جمله پدر و مادر و همسایه و... در زندگی فردی خود «آزاد» شد. به عبارت دیگر آزادی در تنهایی او معنی پیدا کرد. وقتی این ارتباطات انسانی مخدوش‌کننده آزادی فرد تلقی شدند، تلاش برای کاهش این ارتباطات انسانی سرعت گرفت. محصول این تلاش، گسترش خانه‌های سالمندان در جوامع مدرن بود. در این دنیا سالمند، حتی اگر پدر و مادر باشند، آزادی فرزندان جوان را محدود می‌کنند و دولت حامی آزادی فردی در راستای پاسداشت آزادی معهود موظف به مراقبت از والدین مسن یا از دیدگاه جامعه صنعتی «ازکارافتاده» است. ‌به این شکل انسانِ جامعه مدرن در تنهایی خود «آزاد» است و در جامعه به دلیل کاهش ارتباطات واقعی انسانی «غریبه». وقتی خبر تشکیل «وزارت تنهایی» در دولت انگلیس را می‌شنویم، بارقه امیدی در دل مردمان می‌درخشد؛ اما دقت در محتوای خبر نشان می‌دهد این تنهایی جوامع صنعتی در حقیقت همان غربت یا بی‌کسی است. البته سالمندان دارای فرزند از کسان نزدیک خود نیز بی‌خبر می‌مانند. از طرفی سالمندان بدون فرزند- که کم هم نیستند- از همسایگان خود نیز بی‌خبر می‌مانند. راه‌های مختلفی برای چاره‌کردن این نوع تنهایی در جامعه مدرن پیشنهاد شده است که شرح آنها در این نوشته نمی‌گنجد و مجالی دیگر می‌طلبد؛ ولی به اختصار می‌توان از تحول در فرایند کار و تولید (نظریه ازخودبیگانگی مارکس) و گسترش گروه‌های داوطلب اجتماعی و نهادهای مدنی و جلب مشارکت فعال مردم و... نام برد؛ اما نباید از یک سوءتفاهم زبانی غافل ماند. مفهوم تنهایی شامل چندین نوع تنهایی و معنی و ترجمه است. بدون روشن‌کردن مراد از واژه تنهایی نمی‌توان هدف این اقدام دولت مدرن را درک کرد. آنچه از جزئیات خبر به دست می‌آید، این است که وزارت فوق مشکل «بی‌کسی» را به‌این‌دلیل که سلامتی افراد و به‌ویژه سالمندان را تهدید می‌کند، برنامه‌ریزی و مدیریت خواهد کرد. در واقع پی می‌بریم که گروه مدنظر دولت عمدتا بی‌کسان سالمند خواهند بود. این گروه نه‌فقط در انگلستان؛ بلکه در بسیاری از کشورهای پیشرفته و صنعتی مورد توجه بوده است؛ هرچند تقویت این توجهات و مراقبت‌ها و متعهدسازی دولت‌ها گامی به پیش است. اما جناب دکتر «نجل‌رحیم» مسئله تنهایی را وسیع‌تر از مفهوم بی‌کسی کرده‌اند. ابتدا از منظر زیست‌شناختی تنهایی را زنگ خطری می‌دانند برای سلامتی جسم او و چاره را پناه‌بردن به جمع می‌دانند تا احساس امنیت کند. در واقع همان درمان بی‌کسی. سپس ایشان به معنای دیگری از تنهایی می‌پردازند و از دیدگاهی فلسفی وجه اگزیستانسیالیستی تنهایی را مورد توجه قرار می‌دهند و از تنها به‌دنیاآمدن و تنها‌مردن سخن می‌گویند و جست‌وجوی معنا و هدفی برای زندگی که بی‌شک این نوع تنهایی مد نظر وزارت تنهایی نیست. درمان این نوع تنهایی نه کار دولتمردان است و نه وظیفه آنان و نه اصولا در توان آنها. نویسنده محترم بدون آنکه در معنای تنهایی اگزیستانسیالیستی غور بیشتری کرده و رابطه آن را با نیهیلیسم تشریح کنند، ناگهان به ما درباره دوگانه‌پنداری روح و جسم هشدار می‌دهند و برای رد آن دوگانه‌پنداری از همان استدلال علمی استفاده می‌کنند که بی‌کسی را برای سلامتی مضر می‌داند. درحالی‌که خود این استدلال اساسا بر یک دوگانگی استوار است. در واقع در این فرض روح و روانی که تنها و بی‌هدف است، جسمی را که سازوکاری زیست‌شناختی و معین دارد، تحت‌ تأثیر قرار می‌دهد و در اینجا با خطر بیماری و مرگ زودرس مواجه می‌کند. تنهایی فلسفی یعنی صلح بین من و خود و زایش تفکر اصیل از پسِ این صلح اتفاق می‌افتد. از‌این‌رو تنهایی نه‌فقط مضر نیست؛ بلکه بسیار لذت‌بخش و شکوفاکننده آدمی است. از نظر سقراط کسی که نمی‌تواند یا نمی‌خواهد تفکر کند، از تنهایی می‌گریزد. در واقع فرد اندیشمند تنها نیست؛ بلکه هر آنچه این گفت‌وگوی درونی را خدشه‌دار می‌کند، این تنهایی مفید و ارزشمند را از بین می‌برد. گفت‌وگوی درونی برای افزایش و تقویت اعتماد‌به‌نفس بسیار مفید است. دوگانگی مد نظر سقراط و از معاصران یاسپرس که می‌تواند به دوگانه‌انگاری تعاملی ترجمه شود، اشاره به این دو تن در یک‌‌تن‌بودن دارد؛ انسانی که خود را پیوسته مخاطب قرار می‌دهد و با گفت‌وگو با خویشتن احساس تنهایی نمی‌کند. از طرف دیگر انسانی که قادر به درک چنین تنهایی نیست، با خود بیگانه است و در غیاب خویشتن به ‌سر می‌برد. اگر دنبال معنا و هدفی برای زندگی و تنهایی وجودی‌اش هستیم، از دل این گفت‌وگو می‌توان آن را کشف کرد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.