|

بزرگداشت پژوهشگر و مستندساز، از سوی گروه «رخداد تازه مستند»

همایون امامی، گنجینه‌ای کوچک از اسناد سینمایی

گروه هنر: در نشستی، بزرگداشت «همایون امامی» به‌عنوان پژوهشگر و مستندساز از سوی گروه «رخداد تازه مستند» برگزار شد. اولین سخنران این نشست محمد تهامی‌نژاد بود که به معرفی آثار همایون امامی پرداخت. او با توجه به وسعت کارهای همایون امامی گفت: «مقاله شش‌صفحه‌ای درنگی بر سینمای اتنوگرافیک ایران، کتاب 590 صفحه‌ای یک عمر، یک راه، یک عشق که سال 1396 منتشر شده یا «گلدونه، مش‌رحیم و صغرا» که گزینش سه نمایش‌نامه درباره زندگی فرودستان است و درک همایون امامی از کارگاه نمایش و دلایل مواجهه‌اش با اسماعیل خلج، می‌تواند موضوع گفت‌وگوهایی طولانی باشد. درصورتی‌که همایون امامی ثمره یک عمر کار شبانه‌روزی و ارائه‌دهنده مجموعه‌ای از اسناد و دانسته‌هاست. به نظر من جوهره انتخاب‌ها و نوشته‌هایش جدا از آنکه اطلاع‌رسان هستند، طبع‌آزمایی و آزمایشگری در حیطه‌های مختلف نظری نیز هستند که به‌تدریج قوام یافته‌اند». تهامی‌نژاد ادامه داد: «امامی منتقد اجتماعی، منتقد فیلم، مصاحبه‌گر برنامه تلویزیونی گنجینه و داور چندین جشنواره فیلم مستند بوده است. ایشان گنجینه کوچکی از اسناد سینمایی را که فراهم آورده، بی‌دریغ در اختیار پژوهشگران سینمایی قرار می‌دهد. نویسندگانی از همایون امامی در مقدمه کتاب‌هایشان نام برده‌اند، از آن جمله: دکتر حمید نفیسی در مقدمه سینمای جامعه‌شناختی ایران و البته آقای عربستانی در مقدمه ترجمه کتاب فیلم مردمنگارانه کارل هایدر نوشته است که سی‌دی انتهای کتاب که شامل مجموعه‌ای از فیلم‌های مردمنگاری است را امامی فراهم آورد». تهامی‌نژاد بخش آخر صحبت‌های خود را به تاریخ سینمای مستند و ابزارهایش در کارهای آقای امامی اختصاص داد: «اهتمام آقای امامی به نگارش تاریخ مستند ایران است. ایشان در کتاب «پسِ قصه» تاریخ مستند ایران را از فیلم «جشن گل‌ها» شروع می‌کند و بلافاصله از فیلم علف (کوپر و شودزاک) یاد می‌کند. ایشان دهه 40 را مهم‌ترین دهه شکوفایی سینمای مستند ایران برشمرده‌اند و کانون‌های سینمایی در این دهه را در سه حلقه کلی طبقه‌بندی می‌کنند؛ اطرافیان ابراهیم گلستان، اطرافیان فریدون رهنما و وزارت فرهنگ و هنر. البته امامی زمینه‌های این خیزش را کمی به عقب‌تر برده و رشد سینمای مستند ایران را در شرایط سیاسی و اجتماعی واکاوی کرده است». روبرت صافاریان نیز در بیان نقاط قوت و ضعف کارهای آقای امامی بیان کرد: «به عقیده من بزرگ‌ترین تجلیل از یک هنرمند یا پژوهشگر، نقد اوست. نقد هم لزوما چیز بدی نیست. نقد از دورتر ایستادن و با فاصله‌ای بیشتر دیدن دستاوردها و ارزش‌های کارها و فعالیت‌هاست. احساس عمومی من این است که از آنجا که امامی بیشتر روی تاریخ سینمای ایران و به‌خصوص تاریخ پیش از انقلاب کار کرده، تا اندازه‌ای نسبت به تحولات جدید سینمای جهان و کشورمان کم‌توجه بوده است؛ برای مثال فیلم مقاله یا داستانی‌شدن فیلم مستند و حتی بحران‌هایی که در تعریف فیلم مستند این روزها مطرح می‌شوند همه مباحث نظری متأخری هستند که در آثار آقای امامی به آنها کمتر پرداخته شده است».در ادامه نشست خسرو سینایی صحبت کوتاهی خطاب به مخاطبان و آقای امامی داشت: «امشب لازم دیدم از فردی که بیش از 30 سال او را می‌شناسم تشکر کنم. اولین دلیل این تشکر این است که وقتی امروز برخی از فیلم‌های بسیار خوب نسل جوان را می‌بینم، با خودم فکر می‌کنم که تلاش نسل ما برای ساختن یک راه به ثمر نشسته است. راهی که امثال امامی‌ها در ساختن آن نقش بسیاری داشته‌اند. دوم آنکه به عقیده من اولین چیزی که در هنر باید بیاموزیم، این است که هرکس باید اجازه داشته باشد تفکر و سلیقه خودش را داشته باشد. طبق تجربه‌ای که از همنشینی با آقای امامی داشتم، دیدم ایشان در مورد اختلاف سلیقه‌ای که داشتیم، با من تعارف نداشت و نظرش را بی‌هیچ تعارفی بیان می‌کرد و من هم نظرات خودم را می‌گفتم. به‌طورکلی اینکه ما اختلاف‌نظر داشته باشیم، مسئله مهمی نیست؛ مهم این است که افکار مخالف در برابر هم قرار بگیرند تا از برخورد آنها افکار تازه‌ای شکل بگیرند. اهتمام به این مسئله به نظرم از دیگر شاخص‌های مهم امامی است. اگر از من بپرسید امامی کیست، می‌گویم یک انسان شریف که از تمام حواشی رنگارنگ سینما خودش را دور نگه داشته و هرگاه کاری را شروع کرده با احساس مسئولیت تمام و پیگیری مستمر واردش شده است». در بخش نشست، همایون امامی نیز گفت: «وقتی این همه لطف و صفای شما را دیدم، از خودم پرسیدم که آیا واقعا کارهایم شایسته این همه لطف بوده است یا نه؟ به عقیده من مستند‌سازی را همچنان نمی‌توان به‌مثابه یک حرفه در نظر گرفت چراکه به چیزی حرفه می‌گویند که نیاز مالی خالق اثر را تأمین کند. اتفاقی که به‌جز موارد معدودی هرگز در مستند‌سازی ما نیفتاده است. درست است که همه کار ما عشق و علاقه ماست اما واقعیت ماجرا این است که کسان دیگری هم در کنار ما در این راه در حال زندگی هستند. شاید به دلیل محرومیت‌ها به تعبیری محکوم به زندگی با ما هستند. ما برای ساختن یک فیلم یا نوشتن کتاب نیاز به آرامش فکری داریم و همیشه این همراهان ما هستند که این فضا را برای ما فراهم می‌کنند. بدون هیچ مداهنه‌ای باید بگویم که اگر همسرم ویدا در طول این سال‌ها در کنارم نبود، من الان نویسنده این کتاب‌ها نبودم. اگر یک‌سری مقاطع طی نمی‌شد امشب اینجا نبودم. در سال 1375 محمدرضا اصلانی عزیز مرا به مجله نقد سینمایی دعوت کرد و به دلیل شرایطی که بر آنجا حاکم شده بود، رغبتی برای رفتن به آنجا نداشتم. اما پافشاری و اصرار همسرم باعث شد قبول کنم. همین شد که اولین مقاله‌ام را برای آنجا نوشتم و همان اولین مقاله جرقه‌ای شد که نظرم به تاریخ سینمای مستند جلب شود و این اتفاق آغاز راه شد. در آخر باید اشاره کنم تنها دو چیز است که باعث می‌شود به ادامه زندگی امید داشته باشم. اولی همسرم و تلاش برای جبران آنچه از او دریغ کردم و نوشتن دو کتاب تاریخ تحلیلی سینمای مستند ایران و فرهنگ تفسیری سینمای مستند ایران».

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.