تکنیک کودتای مالاپارته و مدیا کاشیگر
از ترجمههای مدیا کاشیگر، یکی هم کتابی است از کورتسیو مالاپارته با عنوانِ «تکنیک کودتا»، که در ایران بیشتر با رمانهای معروفش، «پوست» و «قربانی» شناخته میشود. مالاپارته نویسنده جنجالی فاشیست از همان اثر نخست خود، «درود بر کاپورتا» که در سال 1921 منتشر شد و طی سه سال بعد، با تغییر نام به «شورش قدیسان نفرینشده» سهبار توقیف میشود، نشان میدهد در صحنه ادبیات و سیاست متفاوت است. در همین سالها یعنی 1922 است که مالاپارته رسما به حزب فاشیست موسولینی میپیوندد و فاشیسم را نوعی «سندیکالیسم سیاسی» ميخواند. او چندين سال قبل از همینگوی و انتشار وداع با اسلحه (1929) راهگشای نوعی از نوشتار میشود که در سده بیستم بهعنوان متعهد شناخته خواهد شد.» مالاپارته بعدها، در 1929 «آقای آفتابپرست» را مینویسد که نقد تند موسولینی است که خودش را همچون آفتابپرست همیشه همرنگ محیطش میکند و روزبهروز واپسگراتر میشود. بعدتر مالاپارته «تکنیک کودتا» را در فرانسه نشر میدهد که ازجمله نقدِ تند هیتلر است: هم نسبت به قدرتگیری او هشدار میدهد و هم حذف فیزیکی آس.آ.ها توسط هیتلر را پیشبینی میکند، اگرچه همین اس.آ.ها او را به قدرت رساندهاند و ظاهراً شالودههای قدرت او هستند. پیشبینی تاریخی او کمتر از سه سال بعد در «شب دشنههای بلند» محقق میشود. مالاپارته در «تکنیک کودتا» که نخستین کتاب ضدهیتلری در اروپاست، مینویسد: «هرچند قصدم از نوشتن این کتاب، نشاندادن شیوههای براندازی و نگهداری دولت نوین یعنی مضمون کتاب شهریار ماکیاولی است، اما تکنیک کودتا تقلیدی از شهریار نیست، بهویژه تقلیدی نوین یعنی ناماکیاولیایی از شهریار، شاید در برخورد اول، چنین بنماید که تاریخ سیاسی دهسال گذشته اروپا چیزی بهجز سرگذشت پیمان ورسای، اجرای این پیمان، پیامدهای اقتصادی جنگ و داستان تلاش دولتها برای حفظ صلح در اروپا نیست. حال آنکه تاریخ، تاریخ کارزار میان مدافعان اصل آزادی دموکراسی، یعنی مدافعان دولت پارلمانی و دشمنان آن است. رویکردهای حزبها نیز بهجز جنبههای سیاسی این کارزار نیست. اگر بخواهیم بسیاری از رویدادهای سالهای اخیر و تحول اوضاع داخلی بسیاری از کشورهای اروپا را بفهمیم، تنها چاره این است که این رویکردها را از این دیدگاه بسنجیم.» ماحصل این دو کتاب، «تکنیک کودتا» و «شب دشنههای بلند»، برای نویسندهاش محکومیتی ششماهه به زندان بود و پنج سال تبعید به جزایر لیپاری، اما این تبعید 18 ماه بیشتر طول نمیکشد و تبعید او با آزادی مشروط تمام میشود و روزنامهنگاری را از سر میگیرد. مالاپارته در ادبیات طرفدار شاتوبریان و شیفته مارسل پروست فرانسوی است و هم به فرانکو ساکتی و همولایتی سده چهاردهمی خودش، جوانی بوکاچیو تمایل دارد. مالاپارتهی سرشار از تناقض «ناسیونالیست بود و جهانوطن، صلحطلب بود و جنگافروز، نخبهگرا بود و عوامگرا، نویسندهای سیاسی بود با نثری پیراسته و رماننویسی بود با تخیلی باروک، کهنالگوی ایتالیایی بود و ایتالیاییستیز [...] مدرن بود و هر قرارداد پذیرفتهشده را به چالش میکشید.» اینهمه شاید جدا از رمانهای درخشان او «پوست» و «قربانی» در «تکنیک کودتا» منعکس است که بهقلم مدیا کاشیگر به فارسی درآمده است و بیشک در تاریخ اروپا و نیز در میان آثار مالاپارته اثری درخشان و یکه است.