دلايل كبير ناميدن بريتانيا
بریتانیا قدرت استعماری و متکبر قرنهای 18 و 19 و بخش مهمی از قرن بیستم، خشمها و کینههای بسیاری در دلهای مردم جهان سوم پرورانده است که موجب میشود مردم این کشورها، از جمله ایران، در هر دعوایی که یک سوی آن بریتانیا باشد، بیاختیار حق را به طرف مقابل بدهند. یعنی معتقدند از این انگلیسیهای پدرسوخته هیچ کاری بعید نیست، و به قول داییجان ناپلئون هرچه هست، زیر سر همین انگلیسیهاست! از جمله در قضیه ایرلند شمالی، که اسمش هم ایرلند و بخش کوچکی از شمال جزیره ایرلند است، و حالا دلش میخواهد به مام میهن بازگردد، و اصلا انگلستان را سَنَنَه؟ به آنها چه ربطی دارد که دست از سر اینها بر نمیدارند! چرا با این میهنپرستانی که در راه استقلال کشور خودشان جاهایی را منفجر میکنند و کسانی را میکشند، مبارزه و آنها را اسیر میکنند؟ اما اگر حقیقت غیر از این پیشفرض ساده باشد چه؟ به یاد دارم که چگونه همین صفت کبیر که به دنبال نام بریتانیا میآید، برای جوانان تحریکآمیز و خصومتبرانگیز بود. چرا کبیر؟ پدرِ ما و جهان سوم را درآوردهاند، حالا انتظار دارند، و به ما تحمیل میکنند، که به آنها کبیر هم بگوییم؟ غلط کردهاند! باور کنید این عین سخنانی است که در دوران جوانی ما نیز ردوبدل میشد. در این واژه عربی کبیر زنگ و رنگی نهفته است که گویی میخواهند کشورشان را در کنار داریوش و شاپور و شاهعباس و فردریک کبیر قرار دهند و آنچنان عظمتی را القا کنند! سالها طول کشید تا دانستم، و شاید در میان خوانندگان این یادداشت هم باشند کسانی که هنوز هم ندانند، که این عنوان در پس نام بریتانیا هیچ بار تبلیغاتی و تحمیلی ندارد. درواقع در دورهای مهاجرانی از همین جزیره بریتانیا به سواحل فرانسه در کناره اقیانوس اطلس، در خلیج گاسکونْی کوچ کردند و آنجا را به نام میهن پیشین بریتانی نامیدند که به فرانسه اکنون هم آنجا را برُوتانْی مینامند. به این ترتیب بریتانیاییها برای تمایز، کشور خودشان را بریتانیای بزرگ و آن استان کوچک همنژاد فرانسوی را بریتانیای کوچک مینامند! به همین سادگی. یعنی اگر بدانند کسانی در آن سوی دنیا با تخیلات خودشان با تبدیل بزرگ به کبیر به نام کشورشان دشنام میدهند و اعتراض دارند اصلا حیرت میکنند و دلیلش را هم نمیفهمند.