|

چهره سال تجسمی: ابوالقاسم سعیدی

تبسم گل سرخ

پرویز براتی

ابوالقاسم سعیدی، چهره برگزیده تجسمی در سال 94 پس از 60 سال سکوت و احتیاط، با اولین نمایشگاهش- آن هم در تهران، نه در پاریس- نگاه‌ها را متوجه وجه دیگری از روحیات نسل قدیم مدرنیست‌های ایرانی کرد و تکانی داد به جریان کسالت‌بار تجسمی در داخل. او یکی از بقاعده‌ترین نمایشگاه‌ها را برگزار کرد. نمایشگاهش را در گالری نوبنیاد «شهریور» و با چیدمان و اجرائی منحصربه‌فرد برگزار کرد. انتخاب آثار به عهده خودش بود و حدود ٢٠ اثر را با بهترین کیفیت ارائه و نمایش، روی دیوار بُرد. در سال‌های گذشته یک بار، آن هم در پاریس نمایشگاه گذاشته بود. ابدا میلی به نمایش آثارش نداشت و احتمالا در تاریخ هنرهای تجسمی، اولین هنرمندی است که اولین نمایشگاهش را در زادگاه خود، در 90‌سالگی گذاشته است. تا قبل آن که به تهران بیاید، برای بسیاری، دوستی نادیده بود؛ همچنان که برای راقم این سطور. طی چند سال گذشته بیشتر تلفنی جویای احوال و آثار او بودم و حتی یک بار که در پاریس فرصت دیدار دست داد، این دیدار به دلایلی خارج از حوصله این بحث، میسر نشد تا روزی که به تهران آمد، برای انجام مقدمات برپایی نمایشگاهش. اول بار که شانه‌به‌شانه امیرحسین زندی (مدیر گالری شهریور)، از دل تاریکی ِراهروی انتهایی ِطبقه پایین ِموزه، بیرون آمد، سرزنده‌تر از آن بود که تصور می‌شد. دم‌دم‌های اردیبهشت بود. سعیدی در آن دیدار در وصف علاقه خود به میهن گفت که پاریس فقط آتلیه‌اش است نه خانه‌اش. ٢٢ خرداد گالری شهریور، افتتاحش را با نمایشگاه ابوالقاسم سعیدی جشن گرفت و طلسم نمایشگاه‌نگذاشتن این هنرمند در زادگاهش شکست. ابوالقاسم سعیدی شیوه زیستِ نامتعارفی را ظرف بیش از شش دهه فعالیت هنری در پیش گرفته است. او سادگی و استغنایی مثال‌زدنی دارد و در وجودش روحیه‌ای مستقل و بی‌اعتنا به فضای مرسوم نقاشی را نمایندگی می کند. حوالی سال 1330 در حالی از ایران رفت که اتفاقات گوناگونی در آن سوی دنیا در حال رخ دادن بود. آنچه به هنر نقاشی مربوط می‌شد، گوناگونی پیدایش مکتب‌هایی بود که هم‌نسلان سعیدی به ‌غلط اسم آنها را می‌شنیدند. جوانی امروزی نمی‌تواند با وسایلی که در دسترس دارد، رابطه فقر اطلاعاتی آن زمان سعیدی را با دنیای متحرک غرب محاسبه کند. روح مُتجسس نقاش جوان ما وادارش کرده بود هر طور شده، خود را به آن دیار برساند. با شش ‌سال کارکردن در دهی در اطراف تهران و از شانسی که به او رو آورد، موفق شد امکان دو سال زندگی را در فرانسه برای خود مهیا کند. تابستان سال ٣٠ خود را در پاریس ‌دید. همان سال، کنکور مقدماتی بوزار را گذراند و سال بعد، باز با گذراندن کنکوری دیگر، شاگرد رسمی مدرسه شد. سه سال بعد، اولین کارش در سالن پاییز که سابقه پرشکوهی داشت، پذیرفته شد. منتقدان آن زمان از آن اثر به‌خوبی یاد کردند و همین، اعتماد به نفسی خوب برایش ‌آورد. در یک کلام شور کار و تحرک جوانی با وجود نقاش جوان عجین شد. پس از مدتی کوتاه، کارش در تمام سالن‌های مهم آن ‌زمان پاریس شناخته و عضو فعال آن سالن‌ها شد. بر اثر همین فعالیت‌ها، برای همیشه عنوان هنرمند نقاش پاریس را پذیرفت که ماهانه مبلغی اندک هم برایش به همراه داشت. سعیدی از همان سال های ابتدایی سکونت در پاریس، هنرمندی بیگانه با «سالن » بود. در آخرین گفت‌وگویمان تأکید کرد این نگاه به گالری، حاصل تصمیمی شخصی است. اواخر سال‌های ٣٠ که جایزه نقاشان جوان فرانسه را به او دادند، پیشنهاد‌های زیادی برای بستن قرارداد با زمان‌های طولانی به او ‌رسید. بازار پاریس گرم و فعال بود و نقاش جوان، یکی از آن قراردادها را که بیشتر به سلیقه‌اش نزدیک بود، امضا کرد. همان شش ماه اول احساس کرد از عهده رضایت قرارداد ١٠ساله برنمی‌آید؛ با وجود اینکه به شهادت اطرافیانش، نقاشی پرکار بود، امضاکردن چهار تابلو در ماه با رضایت وجدان هنری، برایش میسر نبود. آن قرارداد با اشکالات حقوقی پرهیاهو خاتمه یافت و این اشکالات طوری برایش گران آمد که هنوز تلخی آن را در ذهن دارد و تا امروز رابطه‌اش با سیستم گالری، تلخ بوده. با وجود این برخورد منفی با گالری، در حضور و لزوم فعالیت گالری تردیدی ندارد، ولی شاید بیشتر محتاج رابطه مستقیم با دوست‌داران کارش است که از نظر روحی رابطه‌ای قدیمی است و به او رضایت بیشتری می‌دهد. سعیدی نقاش خوش‌مشربی است و در سال‌های اقامت در فرانسه، معاشرت خود را با دیگر نقاشان ایرانی از قبیل ناصر عصار و حسین زنده‌رودی و بهمن محصص (که در رم اقامت داشت) حفظ کرده است. فقط در مدت تحصیل در مدرسه بوزار بود که به غیر از فرانسوی‌های جوان هم‌کلاسش، با نقاشان ایرانی رابطه نداشت. سال دهم اقامتش در پاریس که جایزه مهمی به او دادند از او دعوت شد برای مسافرتی یک‌ماهه به ایران بازگردد. به ایران بازگشت. پری صابری مقالاتی راجع‌ به نقاشی‌های او در یکی از روزنامه‌های آن زمان منتشر کرد. همان زمان با ابراهیم گلستان آشنا شد و گلستان پیشنهاد کرد در صورت تمایل، در استودیوی او نقاشی کند. این دعوت را پذیرفت و همین باب آشنایی‌اش با فروغ فرخزاد شد. یک روز آفتابی پاییزی به محض ورود به منزل گلستان، شخصی را دید که در کف استخر خالی باغ ایستاده. او کسی نبود جز سهراب سپهری. گلستان، سپهری را به سعیدی معرفی کرد و سعیدی یاد دو بار تماس سپهری برای ملاقات با او در پاریس افتاد. این اتفاق نیفتاده تا آن روز آفتابی پاییزی. رفاقت آن دو همان جا شکل گرفت؛ رفاقتی که سعیدی آن را «شانس بزرگ زندگی» اش می‌نامید. گفته می‌شود «سهراب سپهری» اولین تأثیراتش را در نقاشی از سعیدی گرفته است، اما سعیدی، عبارت «تأثیرپذیری» را درست نمی‌داند و در عوض به یک نوع همبستگی روحی والا بین خود و نقاش کاشانی قائل است. هر دو توجهی ویژه به درخت دارند. برعکس سهراب که به تنه درخت‌ها چشم می‌دوخت، سعیدی در پیچ‌وتاب شاخه‌ها غرق شد. سپهری اولین تنه درختی را که کشید، به سعیدی نشان داد و او هم بی‌اندازه از آن اثر خوشش آمد. ‌خواست اثر را به سعیدی هدیه کند. وضع مادی هر دو تعریفی نداشت و بالاخره آن نقاشی را به پری صابری فروختند که هنوز در مجموعه‌اش می‌درخشد. پس از این جریان، سپهری هر تنه درختی را که می‌کشید نشان سعیدی می‌داد و هر دو از این جریان پرشور بازیگوشانه خوشحال بودند. ابوالقاسم سعیدی را یک نقاش «فیگوراتیو ِ طبیعت‌گرا» نامیده‌اند. او با عناصر طبیعی رابطه‌ای نزدیک برقرار می‌کند؛ چرا‌که خویشتن را عنصری از همین قافله می‌بیند، خود را در آینه بیرون و طبیعت نگاه می‌کند و در نتیجه، بیرون را هم در خود می‌بیند. نقاشی او فیگوراتیوی است که در همسایگی نقاشی انتزاعی قرار می‌گیرد. اصل کارش ترکیب‌بندی از عناصر مربوط به نقاشی است که در فضایی هندسی جا می‌گیرند. دایره‌های کوچک نقش‌بسته بر نقاشی‌های این هنرمند، آرام‌آرام شکل می‌گیرند و برگ‌وبار درختان را حجم می‌دهند. از انتزاع به مفهومی که معطوف به تمایلات نگارگری اصیل ایرانی است، حرکت می‌کند. این‌گونه، سعیدی از ناکجاآباد مدرنیسم به باغ‌های ایرانی می‌رسد. سعیدی همواره گفته خیلی بدبین‌تر از آن است که بخواهد با فریاد‌زدن، دنیا را اصلاح کند. نگاهش خیام‌وار است و از‌همین‌رو، فریادزدن را بیهوده می‌داند. در یکی از دیدارهایمان گفت: «هنرمند با شک می‌خوابد، با شعف بیدار می‌شود». و او شعفِ مُجسّم ِنقاشی ایران است.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.