چطور سیمای شهری هویت خواهد یافت؟
مریم چرخچیان، کارشناسارشد معماری: در راستای بحثهای اخیر پیرامون مباحث شهری، بحث سیما و منظر شهری اهمیت تازهای یافته است؛ چراکه سیما و منظر شهری علاوه بر وضوح و خوانایی، هماهنگی، تداوم، مسائل بومی- اقلیمی و تکنولوژی هر منطقه دربردارنده هویت شهری ساکنان بوده که نقش بسزایی در مسائل اجتماعی- فرهنگی داشته و نماد و چهرهای از خصوصیات فرهنگی هر منطقه به حساب میآید. با توجه به این نکته که در جامعهشناسی نوین، جهانیشدن دنیا به معنی ازدستدادن خویش و غنای محیطی منطقهای نیست و مقصود از جهانیشدن، مطلقگرایی یا یکنواختی فرهنگی نبوده، به نظر میرسد که در هزارهای که امروز در آن بهسر میبریم، کثرت عقاید و عدم گرایشهای منطقهای و محلی باعث خلق فضاهایی متفاوت با هویتهای میانه شده و معماری به سمت تأکید هرچهبیشتر تمایزها و اختلافات سوق پیدا میکند و بهسوی فضاهایی با مفاهیم حسی پیش میرود و با نگاهی به این نکته که هیچ ارجحیتی در جهان وجود نداشته و هیچ اندیشه و تفکری بر دیگری مقدم نخواهد بود، فضا در معماری قابلیت برهمخوردن، واژگونشدن، پیوندزدن و گسترش و رشدکردن و حتی ایجاد فضاهایی که خارج از تصور ماست را پیدا خواهد کرد و در این راه تحولات تکنولوژیک از جمله مصالح و تکنیکهای ساخت بهعنوان ابزار به کمک معماری خواهد آمد (شایگان). شولتز به نوشتههای کافکا اشاره میکند: «مردان از روی پلهای تاریک میگذرند، از مقابل مکانهای مقدس عبور میکنند، از مقابل کلیساهای قدیمی میگذرند، با برجهایی که در فراز آسمان رنگ باختهاند، فردی که به جانپناهی تکیه داده و به غروب خورشید در آب نگاه میکند...» و میگوید: این شعر به ما خاطرنشان میکند که محیط تنها در صورتی به محیط اجتماعی بامعنایی مبدل میشود که امکاناتی غنی در تعیین هویت به ما ارزانی کند. زندگی بشر در هرجایی قرار نمیگیرد بلکه فضایی را که حقیقتا عالم کوچکی است یعنی نظامی از مکانهای بامعنا را پیشانگاری میکند. خاطره در لامکان شکل نمیگیرد و باوجود پیشرفتهای ارتباطات، وجود هویت مکان، خاطرات، وابستگیها و احساس ضروری است. «هویت» حس تعلق و اینهمانی با محیط بهلحاظ احساس، امنیت، خاطرهانگیزی، حس تعلق و وابستگی است. هویت برپایه علوم رفتاری (که از نگاه لینچ کافی نیست) و مطالعه محیط مصنوع (رویکرد و هویت کالبدی) شکل میگیرد. تعریف واژه هویت بهطور عام: 1- تمایز / تشابه: به معنای تمایز با غیر و تشابه با خود 2- تداوم / تحول: پیوند با گذشته در عین خلاقیت و نوآوری 3- وحدت / کثرت: پیوند اجزا در عین ناهمگونی و حتی تضاد هویت از مقایسه پدید میآید، به عبارت دیگر مادام که غیری در کار نیست، انسان به ویژگی خودش آگاه نمیشود. احساس هویت عبارت است از احساسی که انسان نسبت به استمرار حیات روانی خود دارد و یگانگی و وحدتی که در مقابل اوضاع و احوال متغیر خارجی همواره در حالات روانی خود احساس میکند. در دیدگاه روانشناسی هویت در مقابل غیریت و چندگانگی قرار میگیرد. بازشناسی خود در میان دیگران و تفاوتها. تعریف واژه هویت بهطور خاص در حوزه معماری و شهرسازی: 1- تمایز / تشابه: خوانایی، معنا، حس مکان و شخصیت 2- تداوم / تحول: مهم آن است که هر مکانی در ضمن هرگونه تغییر، هویت خود را حفظ کند و باوجود تغییرها چیزی پابرجا و ثابت بماند. از دیدگاه شولتز مکان هم ثبات دارد و هم برخوردار از تغییرپذیری است. ثبات همان روح مکان است و به تعبیری همان ارتباط ویژه آن مکان با فضا، فرم و صورتهای بهکاررفته در آن و تغییرپذیری و بیثباتی مکان به دلیل نیاز به تأویل و بازتأویل مکان به شیوههای مختلف و چهبسا متضاد است، چنانچه در مورد شهر رم با این پدیده مواجهیم. شهر رم که در اصطلاح شهر جاودانی نیز گفته میشود، با آنکه فرازونشیبهای فراوانی را در طول تاریخ طی کرده، همچنان هویت خود را حفظ کرده است. 3- وحدت / کثرت: الکساندر در کتاب «روش بیزمان ساختن معماری» توجه خود را به یک کل مبذول میکند و آن را «کیفیت بینام» میخواند که در ابتدای مقاله به آن اشاره شد. در اسلام نیز بهعنوان یک اصل توحید که اجزا در حکم یک کل در جهت کمال، هستند و نادر اردلان در «شهرسازی ایران» آن را مطرح میکند. منابع هویت: ملیت، قومیت، طبقه اجتماعی، جامعه و جنسیت رویکردهای مختلف به مسئله هویت: - زمینهگرایی: زمینهگرایی دیدگاهی است که به ویژگیهای خاص یک مکان توجه دارد درعینحال که بهگونهای ضمنی به تمایز مکانی نظر دارد، بهصراحت، تداوم ارزشهای کالبدی و غیرکالبدی مکان یا زمینه موجود را خواستار است. بااینحال ایجاد ارزشهای جدید را نفی نمیکند. زمینهگرایی سازگاری با زمینه کالبدی، تاریخی و اجتماعی- فرهنگی است که بر طبق آن ایدهها و اشکال گذشته در شکلدادن به کالبد شهرهای معاصر حضور دارند. - منطقهگرایی: منطقهگرایی، دیدگاهی تحلیلی و انتقادی است که بر حفظ ویژگیها و خصوصیات خاص مکان تأکید دارد و از این لحاظ در مقابل جهانیشدن و سبک بینالمللی قرار میگیرد. بهاینترتیب رویکردی است در طراحی برای هویت خاص منطقه در مقابل خصوصیات عام جهانی اولویت قائل است اما مانع پذیرش تأثیرات جهانی نیست. رویکرد اصلی آن آشتیدادن تأثیرات تمدن جهانی و خصوصیات ویژه مکان است و هدف آن تنوع در عین سودبردن از مزایای جهانیشدن است. بنابراین منطقهگرایی انتقادی، واژهای که بعدها به منطقهگرایی اضافه شد، به مفهومی که مورد نظر کانت بود به معنای میراث و ارزشهای زنده و پایدار و نه بازگشت تحجرآمیز به گذشته و ناسیونالیسم افراطی.