سیامک مرهصدق، نماینده کلیمیان در مجلس:
ما شهروند کامل ایرانیم
وحید عظیمنیا: سیامک مرهصدق نماینده جامعه «ایرانیان یهودی» در مجلس است. او در سال ۱۳۸۵ بهعنوان رئیس انجمن کلیمیان انتخاب شد و در سال ۱۳۸۷ بهخاطر شرکت در انتخابات مجلس از این مقام کنارهگیری کرد و بهعنوان نماینده کلیمیان ایران در دوره هشتم وارد مجلس شد. مرهصدق در این مدت مسئولیت ریاست بیمارستان دکتر سپیر را هم به عهده داشته است. او در این گفتوگو از تاریخ مهاجرت یهودیان به ایران سخن میگوید و بر تفاوت بین یهودیت و صهیونیزم، تأکید دارد.
اجازه دهید اولین سؤالم را در مورد آمار جامعه «ایرانیان یهودی» بپرسم، آمار دقیقی از تعداد و پراکندگی یهودیان ایران وجود دارد؟ آمار دقیقی از تعداد جمعیت «کلیمیان ایرانی» نداریم، ولی به صورت تخمینی جمعیت «ایرانیان یهودی» حدود ۲۵ الی ۳۰ هزار نفر است. ۶۰ درصد جمعیت ایرانیان یهودی در تهران ساکن هستند، حدود ۳۰ درصد در شیراز، پنج تا شش درصد اصفهان و چهار تا پنج درصد در کرمانشاه، کامیاران، سنندج، رفسنجان، یزد، ارومیه، میاندوآب، رشت و سایر شهرهای ایران به صورت پراکنده حضور دارند. محوریترین تشکل جامعه ایرانیان کلیمی انجمن کلیمیان تهران است که شماره تأسیس آن شش است و این نشانه قدمت این تشکل بوده که در سال ۱۳۰۶ تشکیل شده است، این انجمن ثبتشده، تغییرشکلیافته انجمن غیرثبتشده انجمن کلیمیان ایرانی است که از سال ۱۲۷۰ به اسم «هربرا» فعالیت میکرد. اطلاعات دقیقی از تاریخچه حضور یهودیان در ایران وجود دارد؟ بعد از اینکه معبد کلیمیان در بیتالمقدس توسط «بُختُ النّصر» تخریب میشود، یهودیان به بابل به اسارت میروند، زمانی که کوروش بابل را فتح میکند و اعلامیه مشهور خود راجع به «آزادی ادیان» را مطرح میکند، یهودیان آزاد بودند که تصمیم بگیرند به ایران بیایند یا در بابل به زندگی ادامه بدهند یا به بیتالمقدس بروند. محل اصلی یهودیان بیتالمقدس است و بعد از این عدهای به بیتالمقدس بازگشتند و عدهای به ایران آمدند و عدهای نیز در جاهای دیگر پراکنده شدند، همان موقع که بیتالمقدس اول توسط «بُختُ النّصر» تخریب میشود، همه یهودیان به بابل نمیآیند، خیلیها به شمال آفریقا میروند، بهطوریکه ما الان در تونس، یهودی داریم که از زمان خرابی معبد آنجا زندگی میکردند و جزیرهای به اسم «جربا» در تونس است و در این جزیره قدیمیترین کنیسه آفریقا وجود دارد. عدهای هم به رم و ایتالیا میروند حتی قبل از خرابی معبد و حتی یکسری مستندات تاریخی وجود دارد که قبل از خرابی معبد هم یکسری از یهودیان در ایران به صورت پراکنده زندگی میکردند، بهویژه در ناحیه افغانستان و سیستانوبلوچستان امروزی. یکسری ادله تاریخی مبنی بر حضور بیش از سههزارساله یهودیان در ایران وجود دارد و از نظر شهروند و ایرانیبودن، از یکی از قدیمیترین گروههایی که ایرانی محسوب میشوند یهودیان ایرانی هستند. گویا موجی از مهاجرت یهودیان به ایران در قرنهای اخیر داشتهایم. در قرون وسطی تعدادی از یهودیان اروپایی بهخاطر مسائل و مشکلاتی که توسط کلیسای کاتولیک به رهبری پاپها در قرون وسطی ایجاد شده بود، به ایران میآیند؛ اگر به کاشان و یزد بروید، میتوانید در گورستان کلیمیان مقبرههایی ببینید که متعلق به رهبران یهودی اروپایی است که در زمان «انگیزاسیون» (تفتیش عقاید) به ایران پناهنده شدند. در زمان جنگ جهانی دوم تعداد قابلتوجهی از یهودیان اروپایی با دریافت گذرنامه ایرانی به ایران میآیند. الان اگر به گورستان یهودیان تهران سربزنید، مقبره بیش از ۴۰ یهودی لهستانی وجود دارد که در جنگ جهانی دوم به ایران آمدند که بعد از پایان جنگ عدهای از آنها به زندگی در ایران ادامه دادند و تا سال ۱۳۶۶ در تهران زندگی میکردند که فوت کردند. نگاه جامعه «ایرانیان یهودی» به ایران پس از انقلاب چگونه است؟ ما شهروندان کامل ایران هستیم و سرنوشت سیاسی ما با سرنوشت سیاسی سایر مردم ایران گره خورده است. همواره در فعالیتهای سیاسی همه یهودیان در چارچوب دفاع از منافع ملی و حفظ ارزشهای توحیدی حضوری فعال داشتهاند و این مربوط به امروز نیست و در طول تاریخ وجود داشته است. میثاق ملی مردم ایران قانون اساسی است. وضعیت اقلیتها هم در این قانون مشخص شده است (اصل ۱۳ قانون اساسی). نماد و ستون این نظام، طبق قانون اساسی مقاممعظمرهبری است، بههرحال ستونهای اصلی را در اعتماد سیاسی و ارتباط بین ایرانیان یهودی و حاکمیت، چارچوب قانون اساسی و دستورات مقاممعظمرهبری تشکیل میدهد، حتی مقاممعظمرهبری برای حل برخی مشکلاتمان توجه خاصی داشتهاند و برخی مشکلات اقلیتهای مذهبی با فتوای ایشان حل شده است. موضوع برابری دیه پیروان ادیان الهی یکی از فتاوی راهگشا و کارگشایی بود که توسط مقاممعظمرهبری مطرح شد و توانست مشکلاتی را که ما داشتیم، مقداری حل کند. برخی از مسائل قانونی و حقوقی در رابطه با اقلیتهای مذهبی ایران وجود دارد و خوشبختانه ما احساس میکنیم که مسائل در حال حلشدن است و رویکرد مسئولان نظام برای حل این موضوعات مثبت است و ما هم برای حل این قضیه خوشحال هستیم. یکی از این موضوعات ماده ۸۸۱ مکرر قانون مدنی است؛ قانونی که در سال ۱۳۰۷ تصویب شده است و ما فعالیتهایی میکنیم که این ماده تغییر کند، طرحی توسط نمایندگان اقلیتها و گروهی دیگر از نمایندگان مجلس در کمیسیون قضایی در حال پیگیری است و یکسری رایزنیها با روحانیون و مراجع داشتیم و امیدواریم حل شود. وضعیت فعلی بودجهای اقلیتها بهویژه جامعه «ایرانیان یهودی» به چه صورت است؟ هزینه جامعه اقلیتها به مراتب از مقدار دو میلیارد تومانی که در بودجه در نظر گرفته میشود، بیشتر است. برای سال ۹۴ بودجه دو میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومانی پیشنهاد داده شده است، به هرحال بودجه فرهنگی را نمیتوان براساس تعداد، سرشکن کرد. برخی هزینههای ابتدایی با هم تفاوتی ندارد که مثلا یک یهودی باشد یا صد یهودی، مثل نگهداری یک کنیسا برای ۱۰ نفر یا هزار نفر، چرا که اگر محل کنیسا ثابت باشد، هزینه تفاوتی نخواهد کرد، شاید پیشبینی بودجه برای اقلیتهای دینی از نظر نمادین اهمیت دارد و به همه دنیا ثابت میکند که اقلیتهای دینی مثل سایر مردم برای فعالیتهای مذهبی از سوی دولت بودجه دریافت میکنند. شما همزمان ریاست بیمارستان سپیر را هم بر عهده دارید، وضعیت این بیمارستان به چه صورت است؟ بیمارستان سپیر متعلق به اقلیت کلیمیان است، میزان زیان سالانه این بیمارستان به مراتب از ردیف بودجهای که به این بیمارستان تعلق میگیرد، بیشتر است. به طوری که سالی حداقل دو میلیارد تومان ضرر میدهیم ولی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در چند سال اخیر به ما کمکهای خوبی کرده است. سال گذشته جناب فریدون (دستیار ارشد رئیسجمهور) به همراه وزیر بهداشت، از این بیمارستان بازدید داشتند و مقدار قابل توجهی برای بهبود وضعیت این بیمارستان به ما کمک کردند. سپیر تنها بیمارستان خیریه کلیمیان در کل آسیا و جهان است که تمامی بیماران را به صورت خیریه میپذیرد. در اروپا و آمریکا تعدادی بیمارستان خیریه وجود دارد ولی فعالیت خیریه فقط مربوط به جامعه کلیمیان است، ولی بیمارستان سپیر کمتر از پنجدرصد بیمارانش را جامعه کلیمیان تشکیل میدهد و ۹۵ درصد بیماران این بیمارستان را هموطنان غیریهودی تشکیل میدهند، نه تنها ایرانیها بلکه خیلی از میهمانان و مهاجران ایران در این بیمارستان مداوا میشوند. اکثریت کارکنان بیمارستان سپیر مسلمان هستند و جامعه کلیمی بیشتر نقش حمایتکننده (اسپانسری) دارد. دولت هم کمکی به این بیمارستان میکند؟ با تورمی که در زمینه بهداشت و درمان داشتیم، در پنج الی شش سال اخیر اگر کمکی از سوی دولت جمهوریاسلامی و وزارت بهداشت، صورت نمیگرفت، امکان ادامه حیات این بیمارستان وجود نداشت. تعرفههایی که ما در این بیمارستان دریافت میکنیم، در برخی موارد حتی از تعرفههای مصوبه دولت هم کمتر است. پنجهزار خانواده که فاقد پوشش بیمه دیگری هستند، تحت پوشش واحد مددکاری این بیمارستان قرار دارند که در هزینه، ۵۰ تا صددرصد به آنها تخفیف میدهیم و از این تعداد چهارهزار و ۷۲۰ خانوار مسلمان هستند، تنها محدودیت ما در انتخاب خانوادهها برای تحتپوشش بیمه قراردادن توسط بیمارستان سپیر محدوده جغرافیایی است و محدوده بیمارستان سپیر، درحالحاضر یکی از کمجمعیتترین مناطق یهودیان است، یک زمانی در این منطقه یهودیان زیادی بودند ولی با تحولاتی که انجام شد، از سال ۴۶- ۴۵ به سایر مناطق تهران کوچ کردهاند. ما در ایران چیزی به اسم «گتو» نداشتیم، یعنی اقلیتهای دینی مجبور شوند در یک نقطه خاصی زندگی کنند، بلکه به صورت پراکنده در تمام سطح تهران یهودیان زندگی میکنند ولی بیشتر آنها در مناطق مرکزی شهر تهران- محدوده میدان فاطمی- ساکن هستند. فارغ از مسائل مربوط به یهودیان داخل ایران، نظر شما در مورد نسبت «یهودیت» و «صهیونیست» چیست؟ دو گروه در دنیا هستند که اعتقاد نژادپرستانه خود را به اشکال مختلف نشان میدهند، یک گروه افراد ضدیهودی مثل نازیسم و نئونازیسم هستند که آنها اعتقاد دارند یهودیان با بقیه متفاوت هستند و در سطح پایینتری از جامعه بشری دارند، مانند تفکر هیتلری که جوامع بشری را به نژاد برتر یا نژاد آریایی و نژادهای میانی و نژادهای پست طبقهبندی میکند. در این تقسیمبندی، تمامی نژاد سامی در نژاد پست قرار میگیرند. از نظر تئوریهای نژادپرستانه هیتلر، بهغیراز یهودیان، اعراب هم در ردیف نژاد سامی جا دارند. نژاد سامی به فرزندان حضرت ابراهیم(ع) اطلاق میشود، اسحاق و اسماعیل و از نظر دیدگاه نژادپرستانه هیتلری، عرببودن هم مثل یهودیبودن به حساب میآید. شاید جالب باشد که بدانید یکی از بدترین کلماتی که در کمپهای نسلکشی هیتلر در طی جنگ جهانی دوم به عنوان توهین بهکار میرفت، واژه «فردمسلمان» و «محمدی» بود. در سیستم نژادپرستی، تمام ساکنان خاورمیانه را بهعنوان انسانهای پست در نظر میگیرند. اما گروه دوم تفکرات نژادپرستی در دنیا متعلق به یکسری تفکر افراطی صهیونیستی است که اعتقاد دارند یهودیان بهخاطر یهودیبودن با دیگران متفاوت هستند و بالاتر از دیگران قرار دارند که هردو این تفکرات نژادپرستانه است. در کشورهایی مثل ایران هیچوقت تبلیغات صهیونیستی موفق نبوده است، تبلیغات صهیونیستی میزان موفقیتشان در کشورهایی بوده که یهودیان مورد ستم شدید قرار داشتند. هرکس در گوشهای از دنیا به عنوان یک دین، ادعاهای سیاسی کند، نمیتوانیم آن را به حساب پیروان آن دین بگذاریم. من به هیچوجه اهل تسنن را با داعش یکی نمیکنم و رفتارهای برخی گروههای افراطی را به حساب تشیع نمیگذارم و به هیچوجه این رفتارهای اسرائیل را به حساب یهودیت نمیگذارم.همیشه در طول تاریخ از ارزشهای الهی سوءاستفاده مختلفی شده است.
این قائلبودن به تفاوت بین یهودیت و صهیونیسم، منحصر به یهودیان خاصی است یا عمومیت دارد. این مخالفت به یک محدوده جغرافیایی و یک گروه فکری خاص محدود نمیشود، از یهودیان شدیدا مذهبی ارتدکس تا یهودیان سوسیالیستی چپ نحلههایی هستند که با صهیونیسم مخالف هستند یا انتقاد شدید به رفتار صهیونیستها دارند. در میان روشنفکران آمریکایی میتوان از «وودی آلن» را نام برد که خودش یهودی است، ولی بارها مخالفتش با رفتارهای اسرائیل را اعلام کرده است. نوام چامسکی یا روحانیونی مثل آقابابا که یکی از روحانیون یهودی مطرح عراق بود، در سال ۱۹۲۰ با اسرائیل مخالفت کرده است. نگاه «ایرانیان یهودی» به اینکه گفته میشود اسرائیل باید از بین برود، چیست؟ ما در مسائل سیاسی، موضعگیری خارج از موضعگیری رسمی وزارت امور خارجه ایران نداریم و شهروندان ایران هستیم و در جهت منافع ملی حرکت میکنیم، در هیچ کجای دنیا هم شهروندان بهتنهایی در مورد مسائل سیاست خارجی ورود نمیکنند. نظر شخصی بنده این است که من شهروند ایران هستم و چارچوب کلی، خطمشی سیاسی ایران را دولت ایران تعیین میکند و ما هم از هر سیاستی که دولت ایران در پیش گیرد، حمایت میکنیم، چون منافع ملی برای ما مهم است. یکی از موضوعات مورد بحث در عرصه سیاست خارجی ایران، مسئله «هولوکاست» است، نگاه شما به این مسئله چگونه است؟ ما از همان اول به موضوع نفی هولوکاست اشکال داشتیم. من با همه ارادتم به دکتر احمدینژاد مخالفتم با این قضیه را به صورت مکتوب و شفاهی به اطلاع ایشان رساندم، چون اولا هولوکاست یک نسلکشی غیرقابل انکار است، شککردن به هولوکاست مثل شککردن به بدیهیترین اتفاقات در تاریخ است، هنوز پیرمردها و پیرزنهایی که در نوبت ورود به اتاق گاز برای کشتار توسط هیتلر بودند، زنده هستند. هنوز اردوگاههایی که در آن، اتاقهای گاز وجود داشته، کورههایی که برای ازبینبردن جنازه قربانیان وجود داشته و حتی کفشهای قربانیان هولوکاست در موزهها وجود دارد. وجود مقبره ۴۰ یهودی لهستانی در گورستان کلیمیان تهران اگر نشانه این نیست که زمانی یهودیان لهستانی تحت فشار بودند و به ایران پناه آوردند، نشانه چیست؟! قضاوت در مورد یک مسئله تاریخی کار مورخان است، اما من فکر نمیکنم هیچ استدلال متقنی برای عدم وجود هولوکاست وجود داشته باشد، آنچه ما تا به حال شنیدهایم، بیشتر در حد شعار بوده است، منتها اینکه شما قربانی یک نسلکشی باشید، به شما اجازه نمیدهد یک نفر دیگر را بکشید. هولوکاست به هیچوجه مجوزی برای رفتارهای غیرانسانی رژیم صهیونیستی به حساب نمیآید، یکسری افراد در جنگ جهانی دوم قربانی شدند؛ جنگی که حدود پنجمیلیون نفر کشته داشت و در جنگ جهانی دوم فقط یهودیان نبودند، بلکه افراد دیگری نیز کشته شدند، مثل کولیها، سوسیالیستها و یهودیان هم بخشی از آنها بودند. هیتلر شخصی نیست که بشود از آن دفاع کرد و از بار گناهانش کاست. به نظر من دامنزدن به این قضیه و انکار هولوکاست نهتنها کمکی نمیکند و در جهت منافع ملی ما نیست، بلکه یک ابزار خوبی دست صهیونیستها میدهد که منافع ملی ما را تهدید کنند. ما اعتقاد داریم رفتاری که دولت و ارتش اسرائیل دارد، با آموزههای یهودیت سرِ سوزنی سازگاری ندارد. دولت اسرائیل به هیچوجه در مقامی نیست که خودش را مدافع یهودیان دنیا و نماینده جامعه یهودیان دنیا یا سخنگوی یهودیان دنیا اعلام کند، بلکه سخنگوی وحشیترین جناح امپریالیسم است.