|

مردان هسته‌ای ایران از کجا آمدند

نزهت امیرآبادیان

کیلومترهای آخر همیشه سخت‌ترین بخش مسیر است، نفس‌ها به شماره می‌افتد، دونده‌ها از خستگی نفس‌نفس می‌زنند و بیننده‌ها از هیجان. پس از 12سال مناقشه هسته‌ای، در ماه‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری به خط پایان نزدیکیم. دوندگان آخرین کیلومتر‌ها، محمدجواد ظریف و تیم هسته‌ای او هستند. نمایندگان شش قدرت جهانی و ایران این روزها برای رسیدن به توافقی تلاش می‌کنند که در 12سال گذشته یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌های منطقه خاورمیانه بوده است. حل اختلاف غرب با ایران در مورد پرونده هسته‌ای، مناسبات جهانی را تغییر خواهد داد. پرونده قطوری که قطعا به سادگی بسته نخواهد شد اما بسیاری امیدوارند که به نتیجه‌ای حداقلی و البته دایمی برسد. تلاش برای استفاده از انرژی اتمی و ایجاد نیروگاه هسته‌ای در ایران به قبل‌ازانقلاب بازمی‌گردد. اما پس از انقلاب، مسیری پرفرازونشیب در تاریخ کشور داشته است. حسن روحانی رییس‌جمهوری، در کتاب خاطرات خود می‌نویسد که از سال 1357 گروهی از دانشجویان علوم هسته‌ای از آلمان نزد امام خمینی در نوفل‌لوشاتو آمدند و علیه سیاست‌های هسته‌ای رژیم شاه بیانیه صادر کردند. آنها به سه دلیل پرهزینه‌بودن، وابستگی این تکنولوژی به غرب و آلودگی‌های محیط زیستی از امام خواستند قرارداد نیروگاه بوشهر را لغو کند. با آغاز جنگ ایران و عراق و حمله عراق به بوشهر در سال 1361 نیروگاه بوشهر عملا تعطیل شد و پیمانکار آلمانی پروژه، ایران را ترک کرد. بر اساس خاطرات حسن روحانی، در سال 1366 تلاش‌هایی برای خرید فناوری هسته‌ای از چین صورت گرفت، اما به نتیجه نرسید. ولادیمیر پوتین بعد از روی‌کارآمدن، تلاش کرد سیاست خارجی جدیدی برای کشورش تدارک ببیند. ازاین‌رو درصدد تحکیم رابطه با کشورهایی برآمد که روسیه سال‌ها از آنها فاصله گرفته بود. در اوایل سال ۱۳۶۸ با سفر علی‌اکبر هاشمی‌رفسنجانی رییس‌جمهور وقت به روسیه، موافقت‌نامه همکاری هسته‌ای میان دو کشور تدوین شد و متعاقب آن در دو شهریور ۱۳۷۱ موافقت‌نامه کاملی از همکاری‌های هسته‌ای ایران و روسیه امضا شد. طرف روس متعهد شد تا سال ۲۰۰۰ ساخت نیروگاه را به‌پایان برساند، اما پیش از راه‌اندازی این نیروگاه به دلیل قصور روس‌ها به سال ٢٠٠٨ میلادی موکول شد. در دی‌ماه 1389 منوچهر متکی، وزیر امور خارجه پیشین، در گفت‌وگو با سردبیر هفته‌نامه «زافترا» ماجرای نیروگاه بوشهر را این‌گونه نقل می‌کند: «هنگامی ‌که ‌آقای ‌پوتین ‌به ‌قدرت ‌رسید، ‌او ‌تلاش ‌کرد تا ‌جایگاه ‌سابق ‌روسیه ‌را ‌احیا‌کند ‌و ‌سیاست ‌مستقلی ‌دنبال نماید ‌و ‌با ‌کشورهایی ‌که ‌روابط با آنها در سال‌های گذشته ‌سرد ‌شده ‌بود‌، روابط ‌برقرار ‌کند. ‌با ‌روی‌‌کار‌آمدن ‌آقای ‌پوتین ‌تعامل ‌ما ‌با ‌روسیه ‌رو ‌به ‌بهبود ‌گذاشت. ‌ما ‌در ‌همان ‌زمان ‌مذاکرات ‌جدید، ‌همکاری ‌راهبردی ‌را ‌آغاز ‌کردیم. ‌روسیه ‌ساخت ‌نیروگاه ‌اتمی ‌بوشهر ‌را ‌شروع ‌کرد ‌و ‌این ‌پروژه، ‌اساس ‌همکاری ‌انرژتیک ‌ما ‌را ‌تشکیل ‌می‌دهد. ‌بسیاری ‌از ‌پروژه‌های ‌ایران ‌توجه ‌روسیه ‌را ‌به ‌خود ‌جلب ‌کرد و روسیه علاقه‌مند شد تا ‌در ‌اجرای آنها ‌شرکت ‌کند.»

بر اساس آنچه حسن روحانی در خاطرات خود می‌نویسد، اگرچه دولت هاشمی‌رفسنجانی اولین اقدامات را برای رسیدن به فناوری هسته‌ای انجام می‌دهد، اما سازمان اداری و نهاد‌های رسمی هسته‌ای در ایران در سال 1376 و در دوران ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی تاسیس می‌شود. در سال 1380 میرحسین موسوی و حسن روحانی به عنوان اولین مقام‌های ارشد حکومتی سفری محرمانه به اصفهان می‌کنند تا پیشرفت نیروگاه هسته‌ای اصفهان را به «شورای‌عالی فناوری‌های نوین» گزارش کنند. اما مناقشه بر سر پرونده هسته‌ای ایران با غرب از سال 2002 آغاز شد. در اگوست 2002، مرداد 1381، منافقین اقدام به انتشار گزارشی نمود که در آن از وجود تاسیسات غنی‌سازی نطنز و آب سنگین اراک خبر می‌داد. بااین‌حال نیویورک‌تایمز در این مورد نوشت که تلاش‌های سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا، انگلیس و اسراییل منجربه کشف این مرکز در سال 2002 شد که بعدها این خبر به دست منافقین افتاد. محمدجواد ظریف، وزیر امورخارجه کنونی در کتاب «آقای سفیر» این ماجرا را با دیدگاهی متفآگوست مطرح می‌کند. ظریف می‌گوید: «در زمانی که بحث حمله آمریکا به عراق مطرح بود، یعنی در فاصله سال‌های 2001 تا 2003 میلادی (1380 تا 1382)، مجموعه‌ای در داخل و خارج آمریکا تلاش می‌کردند که به جای عراق به ایران حمله شود. شعار معروف نومحافظه‌کاران این بود: «مردان واقعی به تهران می‌روند»، «Real men go to Tehran». گفته می‌شود شارون هم به بوش گفته بود بغداد آدرس غلط است و باید به فکر تهران باشید. لابی اعراب هم به‌شدت دست‌به‌کار بود تا مانع حمله به عراق شود و ایران را هدف حمله کند. نتیجه این ائتلاف نامقدس هم در مصاحبه منافقین در واشنگتن در آگوست 2002 (مرداد 1381) و افشای برنامه نظنز با اطلاعات داده‌شده از سوی اسراییلی‌ها و محافل تندرو آمریکا درجهت منحرف‌کردن بحث از عراق به سمت ایران بود.» درواقع همین نحوه افشای فعالیت‌های هسته‌ای باعث شد، این موضوع تا امروز به مساله‌ای ملی و حیثیتی برای ایران تبدیل شود؛ تاجایی‌که علی لاریجانی آن را با جریان ملی‌شدن نفت ایران مقایسه کرد. اما نگاه صفر و صدی دولت احمدی‌نژاد به سیاست، نه‌تنها در داخل کشور بلکه در حوزه دیپلماسی نیز دردسرهای زیادی آفرید. در واقع تبدیل‌شدن پرونده هسته‌ای ایران از یک پرونده در حوزه حقوق بین‌الملل به پرونده‌ای امنیتی و انتقال آن به شورای امنیت سازمان‌ملل، نتیجه تندروی‌های محافظه‌کاران داخلی و خارجی در عرصه سیاست خارجی بود. به همین‌دلیل شاید بد نباشد مناقشه هسته‌ای را از نگاهی نو مورد بررسی قرار دهیم و نگاهی تاریخی به مواضع سیاسی و حزبی مسوولانی که هدایت و رهبری این پرونده را به عهده داشته‌اند، بیندازیم. از مهر 1382 با نظر وزارت خارجه، مسوولیت پرونده هسته‌ای به شورای‌عالی امنیت ملی سپرده شد؛ بدین‌ترتیب دبیر شورای‌عالی امنیت ملی، حسن روحانی، مسوول مستقیم این پرونده شد و اولین تیم مذاکره‌کننده ایران با معرفی با نفوذ‌ترین شخصیت‌های وزارت خارجه یعنی علی‌اکبر ولایتی سیاستمداری از طیف راست سنتی و کمال خرازی سیاستمداری از جریان اصلاح‌طلب تشکیل شد. تیم معتدلین سابقه سیاسی دکتر حسن روحانی، رییس‌جمهور کنونی ایران و رییس اولین گروه مذاکره‌کننده هسته‌ای شاهد خوبی بر اعتدال فکری و حزبی اوست. «شیخ دیپلمات» مردی متین است. دقیق و شمرده سخن می‌گوید و تک‌تک کلماتش را حساب‌شده بر زبان می‌آورد. با وجود جدیتی که در تک‌تک حرکات و کلماتش وجود دارد، ته‌مانده لبخند آمیخته با اجزای صورتش خیالت را راحت می‌کند که این مرد جدی، اهل تساهل و تسامح است. او در سال ۱۳۵۱ دانشنامه لیسانس خود را در مقطع کارشناسی در رشته حقوق قضایی اخذ کرد. حسن روحانی با ادامه تحصیل در انگلیس مدرک کارشناسی ارشد (M. Phil) در رشته حقوق عمومی و دانشنامه دکتری (Ph. D) در رشته حقوق اساسی را از دانشگاه کلدونیان گلاسکو دریافت کرد و با کسب پروانه وکالت از کانون وکلا در سال ۸۶، وکیل پایه یک دادگستری شد. حسن روحانی در سال 1358 وارد حزب جمهوری اسلامی شد و تا سال 1366 در این حزب باقی ماند. نام او در لیست انتخاباتی حزب جمهوری اسلامی در اسفند 1358 برای انتخابات مجلس اول موجود است. حسن روحانی عضو جامعه روحانیت مبارز متعلق به اصولگرایان و درعین‌حال رهبر حزب اعتدال‌وتوسعه و از چهره‌های نزدیک به اصلاح‌طلبان است؛ حزبی که پیش از برگزاری انتخابات دوره ششم مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۷۸ تشکیل شد. او در دوره اصلاحات، محافظه‌کار قلمداد می‌شد اما پس از کناره‌گیری از دبیری شورای امنیت ملی به سیاستمداری منتقد تبدیل شد و از محمود احمدی‌نژاد انتقادهای شدیدی کرد. روحانی در کتاب «سیاستمداران جوان» می‌گوید که به پیشنهاد کمال خرازی، اصرارهای سیدمحمد خاتمی و نظرموافق رهبری نظام، مسوولیت پرونده هسته‌ای را پذیرفته است. او دو سال پس از ریاستش بر پرونده هسته‌ای ایران در کتاب «سیاستمداران جوان» می‌گوید از عملکرد خود در این پرونده راضی است و به تیم مذاکره‌کننده نمره 20 می‌دهد. او دلیل سیاه‌کاری مخالفان را جهالت، سیاسی‌کاری یا منافع سیاسی و جناحی می‌داند و می‌گوید: «مدیریت این کار بر عهده من است؛ تصمیم در جای دیگری گرفته می‌شود. سران نظام این را تصویب می‌کنند یا حداقل مصوب شورای‌عالی امنیت ملی است. شورای‌عالی امنیت ملی یعنی حداقل سران سه قوه و در نهایت مصوبات ما در شورای‌عالی امنیت ملی را رهبری باید تایید کنند. این را همه می‌دانند.» او اصرار دارد که تاریخ، ثابت می‌کند که مذاکره‌کننده‌های ما خیلی خوب مذاکره کردند. امیرحسین موسویان، دیپلمات سابق و معاون و سخنگوی اولین تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای در دوران ریاست حسن روحانی از چهره‌های خبرساز در پرونده هسته‌ای ایران است. زمانی که حسن روحانی مسوولیت پرونده هسته‌ای ایران را بر عهده داشت موسویان را به عنوان رییس کمیته بین‌الملل به همکاری دعوت کرد. موسویان در سال ۱۳۵۵ برای ادامه تحصیل راهی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در سکرمنتو شد و درحالی‌که یک ترم به پایان تحصیلات او مانده بود با پیروزی انقلاب ایران (۱۳۵۷) به ایران بازگشت. او در آمریکا عضو انجمن‌های اسلامی دانشجویان ایرانی در آمریکا بود و پس از بازگشت به ایران بلافاصله به عضویت حزب جمهوری اسلامی درآمد. او نخستین رییس جهاد سازندگی کاشان، مدیر مسوول روزنامه تهران‌تایمز، از بنیانگذاران روزنامه رسالت و مسوول مرکز احیای اندیشه‌های اسلامی زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بود. در سال ۱۳۶۴، از سوی اکبر هاشمی‌رفسنجانی به سمت مدیرکل امور مالی و اداری، سرپرست ادارات کل و رییس سازمان اداری مجلس منصوب شد سپس به وزارت خارجه رفت و مدیرکل غرب اروپا شد. موسویان در جریان پرونده میکونوس، سفیر ایران در آلمان بود. موسویان در فروردین ۱۳۸۷ به اتهام «اخلال در امنیت ملی» به دو سال حبس تعلیقی و ۵ سال محرومیت از خدمات دولتی محکوم شد. موسویان از منتقدان تیم جدید مذاکره‌کننده هسته‌ای در دولت نهم و دهم بود. احمدی‌نژاد طی سخنانی در مورد پرونده موسویان گفته بود که اگر دادگاه فرآیند قانونی خود را طی نکند اسنادی را افشا خواهد کرد. در پی این موضوع، دادستان تهران انجام این عمل را غیرقانونی دانست و وزارت اطلاعات را از این عمل منع کرد.سر انجام در ۲۰ فروردین ۱۳۸۷ دادگاه انقلاب تهران موسویان را به اتهام «اخلال در امنیت ملی» مجرم شناخت. در ۳۱ مرداد ۱۳۸۹ پس از آنکه علی‌اکبر صالحی رییس سازمان انرژی اتمی اعلام کرد که در تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای دولت اصلاحات، جاسوسی وجود نداشته، وزارت اطلاعات دولت احمدی‌نژاد در اطلاعیه‌ای بار دیگر بر قطعی‌بودن جاسوسی موسویان با توجه به رأی دادگاه تاکید کرد. موسویان ‌اکنون در آمریکا زندگی می‌کند و به‌عنوان پژوهشگر در دانشگاه پرینستون فعالیت می‌کند. محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه و مسوول کنونی پرونده هسته‌ای ایران نیز عضو ارشد تیم مذاکره‌کننده ایران در زمان حسن روحانی بود. دیگراعضای تیم مذاکره‌کننده آن زمان سیروس ناصری، امیرحسین زمانی‌نیا، محمدرضا البرزی، علی‌اکبر صالحی، محمد سعیدی، مجید تخت‌روانچی و علی ماجدی بودند. محمد البرادعی، مدیر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در فوریه 2003 به ایران سفر کرد تا گفته تهران را مبنی‌براینکه برنامه اتمی‌اش صلح‌آمیز است، تایید کند. البرادعی پس از چند ماه اظهار کرد که بازرسی‌ها نشان داده که ایران برخی از مواد و فعالیت‌های اتمی خود را گزارش نداده است و خواستار همکاری تهران شد. بااین‌حال این گزارش اعلام نکرد که ایران مفاد معاهده منع تکثیر تسلیحات اتمی را نقض کرده است. اما در آن‌سو، دولت راست‌گرای جورج دبلیو بوش با سیاست خارجی تهاجمی خود ایران را محور شرارت جهان نامیده بود و تندروهای آمریکایی سیاست تغییر حکومت ایران را دنبال می‌کردند. در ژوئن 2003 «آری فلیشر»، سخنگوی کاخ سفید، توسل به گزینه نظامی در برخورد با ایران را منتفی ندانست. اگرچه محمد خاتمی، رییس‌جمهوری وقت ایران اعلام کرد که تسلیحات اتمی هیچ جایگاهی در راهبرد نظامی کشورش ندارد، اما محافظه‌کاران آمریکایی تصمیم خود را گرفته بودند. واشنگتن اعلام کرد که ایران پایبند توافق‌نامه‌های بین‌المللی منع تکثیر هسته‌ای نیست، ولی پیشنهاد بریتانیا، آلمان و فرانسه را پذیرفت که تا آخر اکتبر 2003 به جمهوری اسلامی وقت داده شود تا فعالیت‌های اتمی خود را کاملا افشا کند و بازرسی‌های سرزده را بپذیرد. در آوریل 2004 غلامرضا آقازاده، رییس سازمان انرژی اتمی ایران اعلام کرد که جمهوری اسلامی داوطلبانه تولید سانتریفیوژ را متوقف می‌کند. در ماه ژوئن همان سال ایران اعلام کرد که تسلیم فشارهای بین‌المللی نخواهد شد و از جهان خواست که این کشور را عضو باشگاه هسته‌ای بداند و پس از بی‌نتیجه‌ماندن تلاش‌ها برای شفاف‌سازی فعالیت‌های هسته‌ای خود در ماه جولای پلمپ آژانس روی سانتریفیوژها را فک و تولید سانتریفیوژ در نطنز را آغاز کرد. در سپتامبر 2004 هم ایران اعلام کرد که فراوری گسترده کیک زرد را که گامی به سوی غنی‌سازی است، از سر گرفته است. در ژانویه 2005 بازرسان آژانس از تاسیسات پارچین در جنوب شرقی تهران بازدید کردند. درست در یک پیچ تاریخی مهم یعنی زمانی که معتدلین ایرانی ازیک‌سو درحال اعتماد‌سازی با آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای بودند و ازسوی‌دیگر روند فناوری هسته‌ای بر اساس برنامه، درحال پیشرفت بود محمود احمدی‌نژاد در مردادماه به‌عنوان رییس‌جمهور جدید ایران سوگند یاد کرد و اعلام کرد که فراوری را ظرف چند روز آتی از سر خواهد گرفت؛ کاری که چند ماه قبل بدون تبلیغات و سروصدا توسط دولت اصلاحات انجام شده بود. وقتی اصولگرایان سنتی مذاکره می‌کند در ابتدای دولت نهم، علی‌اردشیر لاریجانی، یکی از رقیبان ناکام محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست‌جمهوری، دبیر شورای‌عالی امنیت ملی و مسوول مذاکره در مورد پرونده هسته‌ای شد. سیاست‌مداری از بطن اصولگرایان سنتی. لاریجانی در سال 1371 با حکم رهبری، به عنوان رییس سازمان صداوسیما منصوب شد و تا سال ۱۳۸۳ به مدت 12 سال مدیریت این سازمان را برعهده داشت. در انتخابات سال ۱۳۸۴ حزب موتلفه یعنی بازاری‌های اهل سیاست، علی لاریجانی را به عنوان نامزد حزب برای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری معرفی کردند. لاریجانی در میان هفت کاندیدا جایگاه ششم را با یک‌میلیون و هشتصدهزار رای به‌دست آورد و همزمان در شهریور 1384 با حکم رییس‌جمهور به سمت دبیری شورای‌عالی امنیت ملی منصوب گردید. جواد وعیدی رییس تیم مذاکره‌کننده در زمان علی لاریجانی بود. او پیش از آن سردبیر همشهری دیپلماتیک بود و درحال‌حاضر نیز رییس دفتر حوزه ریاست سازمان بازرسی کل کشور است. سیدعلی حسینی‌تاش، محمدمهدی آخوندزاده، محمد جعفری، کاظم غریب‌آبادی، محمد سعیدی و عباس عراقچی از اعضای تیم مذاکره لاریجانی بودند و همگی به‌نوعی با راست سنتی در ارتباط نزدیک بودند. لاریجانی در طول دو سال ریاست خود بر شورای‌عالی امنیت ملی، بارهاوبارها تقاضای استعفا کرد و سر انجام در روز ۲۸مهر ۱۳۸۶ درخواست استعفای او پذیرفته شد و مسوولیت ۲۶ماهه او در این پست پایان یافت. محمود احمدی‌نژاد و علی لاریجانی اختلافات عمیقی در سیاست داشتند که شامل مساله هسته‌ای نیز می‌شد. دوران دوساله ریاست لاریجانی بر پرونده هسته‌ای ایران، دوره‌ای پرتنش بود. اولین و دومین قطعنامه سازمان‌ملل که حاوی تحریم برنامه هسته‌ای ایران است در دوران ریاست لاریجانی تصویب شد؛ اما در اواخر این دوره بسته‌ای از سوی شش کشور غربی پیشنهاد شد و سولانا مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، مذاکرات در این‌باره را با علی لاریجانی بر عهده گرفت. در این بسته پیشنهادی، علاوه بر مشوق‌ها، ایران اجازه ادامه غنی‌سازی تحقیقاتی را هم داشت. پیشنهاد جدید غرب، نظر مقامات ایرانی را جلب کرد و علی لاریجانی آن را فرصتی برای مذاکره نامید. اما در میانه مذاکرات یک سخنرانی جنجالی باعث توقف مذاکرات شد. روز جمعه 13 مهر 1386 احمدی‌نژاد در سخنرانی قبل از خطبه‌های نماز جمعه تهران با تاکید بر اینکه موضوع هسته‌ای ایران را تمام شده می‌داند، گفت: «عده‌ای سرخود می‌روند و می‌گویند که می‌خواهند مذاکره کنند و دشمنان نیز چون در بن‌بست قرار گرفته‌اند از آنها استقبال می‌کنند و می‌خواهند دستاویزی برای خروج خود از بن‌بست پیدا کنند.» این سخنان درحالی ایراد شد که علی لاریجانی درحال مذاکرات با خاویر سولانا بود. دو هفته بعد لاریجانی استعفا داد و سعید جلیلی تنها با فاصله یک روز جانشین او شد. پرونده هسته‌ای در دست دانش‌آموختگان دانشگاه امام صادق)ع( جلیلی مرد میانسال ۴۷ساله‌ای است که پس از علی لاریجانی دبیر شورای‌عالی امنیت‌ملی و مسوول پرونده هسته‌ای ایران شد. او از حلقه نزدیکان محمود احمدی‌نژاد بود. تحلیل‌گران غربی او را فردی صبور و غیرمنعطف می‌نامیدند. سعید جلیلی تحصیلات دانشگاهی خود در مقطع دکتری را در رشته معارف اسلامی‌وعلوم سیاسی از دانشگاه امام صادق(ع) گرفته و در دانشگاه امام صادق(ع) به تدریس «دیپلماسی پیامبر» می‌پردازد. علاوه‌بر جلیلی، علی باقری، معاون و سخنگوی او در هیات مذاکره‌کننده اتمی ایران نیز دانش آموخته دانشگاه امام صادق(ع) است. دیگر اعضای تیم مذاکره‌کننده جلیلی عبارتند از: علی‌اصغر سلطانیه، محمدهادی زاهدی‌وفا، مهدی صفری، سیدعباس عراقچی، مهدی محمدی و محمد جمشیدی. نخستین بار نام سعید جلیلی پس از انتخاب محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۴ در عرصه عمومی مطرح شد. او از گزینه‌های تصدی وزارت امورخارجه ایران در کابینه احمدی‌نژاد بود؛ اما سرانجام این صندلی به منوچهر متکی رسید که خود رییس ستاد انتخاباتی علی لاریجانی رقیب انتخاباتی احمدی‌نژاد بود. جلیلی معاون وزیر امور خارجه در امور اروپا و آمریکا شد که از حساس‌ترین مناصب در این وزارتخانه پس از وزیر است. البته جلیلی پیش از آن نیز در وزارت امور خارجه مسوولیت‌هایی به عهده داشت. اولین گفت‌وگوی تیم هسته‌ای جلیلی در ژنو با خاوریر سولانا مسوول وقت سیاست خارجی اتحادیه اروپا انجام شد؛ اما خیلی زود در سومین دور مذاکرات در ژنو، سولانا جای خود را به کاترین اشتون دیپلمات بریتانیایی داد و سلسله‌دیدار‌های بی‌پایان و بی‌نتیجه سعید جلیلی و کاترین اشتون آغاز شد. در دوره ریاست جلیلی بر تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای، عملا سیاست تقابل با غرب دنبال شد و نتیجه‌ای جز صدور چندین قطعنامه علیه ایران در بر نداشت. بازگشت معتدلین در کیلومترهای آخر محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه و مسوول کنونی پرونده هسته‌ای در سال ۱۳۳۸ در تهران به دنیا آمد. ظریف از نظر سیاسی، گرایش به حزب خاصی ندارد؛ اما منش سیاسی او به معتدلین نزدیک است. او در کتاب «آقای سفیر» در مصاحبه با «محمدمهدی راجی» می‌گوید: «من در مدرسه با کسانی که گرایش‌های سیاسی داشتند، مانند چند نفر از فرزندان سردمداران حسینیه ارشاد ارتباط داشتم و در هر فرصتی از آنها کتاب می‌گرفتم و می‌خواندم. مرحوم مطهری هم به مدرسه علوی می‌آمدند، اما من هیچ‌گاه سعادت دیدن ایشان را نداشتم. در مدرسه علوی دیدگاهای مرحوم غفوری و بازرگان رواج داشت و ما اندیشه‌های آنها را به‌عنوان افراد متدین مطالعه می‌کردیم. همچنین کسانی که سیاسی‌تر بودند کتاب‌های مرحوم طالقانی را می‌خواندند. بنده کتاب‌های سنتی و انقلابی را هم‌زمان مطالعه می‌کردم و از معدود شاگردان علوی بودم که هم در جلسات حجتیه و هم در جلسات انقلابیون شرکت می‌کردم.» ظریف در بخش دیگری می‌گوید: «بحمدالله من در هیچ زمانی به حزبی وابسته نبوده و نیستم؛ ان‌شاءلله پس از این نیز نخواهم بود.» محمدجواد ظریف از شاگردان ممتاز علوی بود. از معروف‌ترین فارغ‌التحصیلان مدرسه علوی می‌توان از محمدرضا نعمت‌زاده وزیر صنعت و معدن، علی‌اکبر محتشمی‌پور، محمدمهدی مفتح، احمد مسجدجامعی، علی مطهری، محمدعلی نجفی و محمد نهاوندیان نام برد. ظریف در سال ۱۳۵۵ با ویزای دانشجویی به آمریکا رفت و تا مقطع دکترا در رشته روابط بین‌الملل و مطالعات بین‌المللی در دانشگاه ایالتی سان‌فرانسیسکو و دانشگاه دنور تحصیل کرد. ظریف سفیر و نماینده دایم ایران در سازمان‌ملل متحد از 14 مرداد سال 1381 تا 5 تیر سال 1386 بود. محمدجواد ظریف از 22سالگی و در سال 1982 به نمایندگی ایران در سازمان‌ملل رفت و سربازی‌اش را به عنوان کارمند محلی دفتر نمایندگی ایران در سازمان‌ملل گذراند. اما مهم‌ترین فعالیت محمدجواد ظریف که او را به دکتر حسن روحانی نزدیک می‌کند نقشی بود که در مذاکرات هسته‌ای سال‌های 82 تا 84 ایفا کرد. ظریف در این مدت عملا در کنار سیروس ناصری، ریاست تیم مذاکره‌کننده را بر عهده داشت. هنری کیسینجر، مشاور امنیت ملی سابق ایالات‌متحده آمریکا یک جلد از کتابی که چندی پیش نوشته است را به ظریف هدیه داده و در صفحه نخست آن نوشته است: تقدیم به دشمن قابل احترام، ظریف. پس از انتخاب حسن روحانی به ریاست‌جمهوری و برسرکارآمدن دولت یازدهم، رییس‌جمهور عملا برنامه هسته‌ای را در صدر برنامه‌های خود قرار داد. روحانی همان‌گونه که در برنامه‌های انتخاباتی خود اعلام کرده بود درمان دیپلماسی بیمار ایران را در اولویت قرار داد. تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران به ریاست محمدجواد ظریف توانست در 3 آذر 1393 به توافقی موقت با قدرت‌های جهانی دست یابد. بر اساس این توافق، ایران برنامه هسته‌ای خود را محدود کرد و در مقابل بخش عمده‌ای از تحریم‌های نفس‌گیر وضع‌شده علیه ایران به حالت تعلیق درآمد و تحریم جدیدی نیز علیه ایران وضع نمی‌شود. در تیم مذاکره‌کننده کنونی عباس عراقچی بیشتر نقش سخنگو را ایفا می‌کند و در کنار او مجید تخت‌روانچی، حمید بعیدی‌نژاد، داوود محمدنیا، محمد امیری، پژمان رحیمیان، امیرحسین زمانی‌نیا، جمشید ممتاز و امیرحسین رنجبریان دیگر اعضای تیم مذاکره‌کننده هستند. اکنون بسیاری از مردم در ایران و بقیه دنیا به نتیجه این مذاکرات چشم دوخته‌اند؛ مذاکراتی که حالا همان کسانی آن را هدایت می‌کنند که از ابتدا این مسیر را آغاز کرده بودند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.