بیضایی،«ارداویرافنامه» را در «استنفورد» روخوانی میکند
«کمدیالهی» ایرانی به روایت کارگردان مهاجر
فرزانه ابراهیمزاده : بهرام بیضایی «گزارش ارداویرافنامه» را در دانشگاه استنفورد نمایشنامه خوانی میکند. این خبری است که دانشگاه استنفورد به همراه انتشار دیوارکوب نمایش اعلام کرده. این نمایش قرار است بیستوچهارم و بیستوپنجمژانویه2015 در دانشگاه استنفورد کالیفرنیا خوانده شود. چهارسالی است که سینما و تئاتر ایران از حضور بهرام بیضایی غایب بوده است. اما او در همه این سالها مانند همیشه کارش را ادامه داده و در کنار تدریس در دانشگاه و برگزاری کلاسهایی درباره تئاتر و فرهنگ ایرانی پژوهشهایش را انجام داده است. اما حالا بیضایی به سراغ متن مهم ارداویرافنامه رفته؛ متنی که بیشک از مهمترین متون فارسی باستان و زردشتی است که علاوهبر ویژگیهای ادبی به اندیشه ایرانیان درباره زندگی بعد از مرگ میپردازد. این متن که در معرفی دانشگاه استنفورد به کمدیالهی ایرانی تشبیه شده است، یکی از متونی است که برخی از منتقدان معتقدند دانته در نوشتن سهگانه مشهورش از آن بهره جسته است. این متن که به زبان اوستایی نوشته شده، ماجرای سفر ذهنی ویراف از موبدان برگزیده زردشتی به عالم برزخ و بهشت است. او در این سفر بعد
از گذر از پل چینود- پلی که به اعتقاد زردشتیان مردم از آن رد میشوند و معادل اسلامی پلصراط است- و به دیدار مردم گناهکاری میرود که به پادافره گناهشان در طبقات پایین دوزخ در حال عذاب هستند. برخی از کارشناسان زبان معتقدند این متن بعد از اوستا و کارنامه اردشیر بابکان از مهمترین متون زبان فارسی باستان است. تاکنون ویرایشهای مختلفی از این کتاب منتشر شده که در میان آنها ویرایش فیلیپ ژینیو با ترجمه دکتر ژاله آموزگار در دسترس است. اما پژوهشگران ایرانی نیز «ارداویرافنامه» را ویرایش و ترجمههایی به زبان فارسی انجام دادهاند که بهرام بیضایی در گزارشی از ارداویرافنامه مانند سایر آثارش خوانش تازهای از این متن خواهد داشت؛ خوانشی که با توجه به نگاه دقیق و پژوهشگرانهاش نگاهی متفاوت به یکی از مهمترین متون فارسی است. او 10سال گذشته علاوهبر نوشتن نمایشنامه و فیلمنامههایش پژوهشهای بسیار مهمی داشته که از آن میان میتوان به کار بزرگی که درباره ریشههای هزارویکشب داشت و انتشار کتاب هزارافسان کجاست؟ اشاره کرد. او همچنین مطالعاتی درباره تئاتر سایهبازی یکی از گونههای فراموششده تئاتر ایرانی داشت که حاصل این مطالعات
نگارش و اجرای نمایشنامهای با عنوان «جانا و بلادور» به همین شیوه بود. این نمایش که با بازی مژده شمسایی به روی صحنه رفت، یکی از چهارنمایش از آثار جدید بیضایی است که در اداره کتاب متوقف شده است. جانا و بلادور نمایشی سمبلیک براساس اسطورههای ایرانی است که به جنگ و آمیختن چهارعنصر اصلی طبیعت یعنی آب، باد، خاک و آتش میپردازد. بهنظر میرسد ممیزان اداره کتاب برای خواندن این کتاب، سبک سمبلیک و اسطورهای آن را در نظر نگرفته و درباره آن قضاوت کردهاند. شهلا لاهیجی ناشر آثار بیضایی در ایران پیشتر به «شرق» با اعلام خبر توقف این کتاب به خاطر اصلاحات گفت: «قهرمانان کتاب چهرههای اسطورهای و سمبلیک هستند که در قالب اسطورهای قرار گرفتند و برای باورپذیرترشدن، نام انسانی دارند. مثلا یکی شده جانا و دیگری بلادور. اما کسانی که کتاب را بررسی کردند، این موضوع را متوجه نشدند و گفتند که نمیتوان آن را منتشر کرد.» البته علی شجاعیصایین، رییس اداره کتاب به «شرق» گفت هنوز هیچ تصمیمی برای کتاب جانا و بلادور گرفته نشده است. با این همه، تکلیف این کتاب و سهکتاب دیگر بیضایی که او بازگشت و فیلمسازیاش را منحصر به آنها کرده، در
وزارت ارشاد نامعلوم است.