|

داوود هرمیداس‌باوند در گفت‌وگو با «شرق»:

روابط شاه با دموکرات‌ها، گرم نبود

طیبه‌سادات میرحسینی

دوحزب «جمهوریخواه» و «دموکرات‌» در آمریکا از دهه۱۸۶۰ تاکنون سیاست‌های انتخابی این کشور را کنترل کرده و بر تمامی جنبه‌های ساختاری و فرآیندی نظام سیاسی و همچنین سازمان‌های دولتی مسلط بوده‌اند. نهاد ریاست‌جمهوری، کنگره، فرمانداری‌ها و نهاد قانونگذاری ایالتی، اجزای این تسلط است. بین دموکرات‌ها (کبوتر‌ها) که عمدتا لیبرال هستند و جمهوریخواهان (باز‌ها) که دارای مشی محافظه‌کاری‌اند، تفاوت‌های زیادی در ایدئولوژی و نحوه برخورد با مسایلی از قبیل اقتصاد، دفاع ملی، سیاست خارجی و... وجود دارد. در نتیجه، روسای‌جمهور آمریکا، بسته به اینکه از کدام حزب باشند، سیاست‌های متفاوتی را در پیش می‌گیرند. «شرق» برای بررسی نوع رفتار و میزان گرایش حکومت پهلوی‌اول و دوم به این دوحزب و نوع روابط ایران و‌ آمریکا در دوره رضاشاه و محمدرضاشاه گفت‌وگویی با داوود هرمیداس‌باوند، استاد دانشگاه و دیپلمات‌ارشد سابق وزارت خارجه انجام داده است. وی ضمن بررسی فرازوفرود حضور جمهوریخواهان و دموکرات‌ها در هیات حاکمه آمریکا در دوران پهلوی، در پایان به سوالی درباره انتخابات اخیر میان‌دوره‌ای سنا و کنگره در آمریکا پاسخ داده است. ‌روابط ایران و آمریکا در دوره اول پهلوی بر چه مبنایی استوار بوده است؟ آیا انتخابات آمریکا و نتیجه آن اعم از اکثریت‌یافتن دموکرات‌ها یا جمهوریخواهان در سنا و کنگره یا رسیدن گزینه آنها به ریاست‌جمهوری، بر نوع رفتار آمریکا با ایران تاثیرگذار بوده است؟ شاید اولین رابطه ایران و آمریکا در دوره پهلوی اول دعوت از کار‌شناسان آمریکایی به کشور بود که «آرتور میلسپو» برای مدیریت امور مالی در سال۱۹۲۱ به ایران آمده و کار خود را شروع کرد ولی رضاشاه چندان رضایتی از او نداشت. بعد از نخست‌وزیرشدن قوام‌السلطنه اعتقاد به حضور یک قدرت سوم در ایران به‌منظور کاهش تحمیلات روسیه و انگلیس قوت گرفت. قوام‌السلطنه در سال۱۹۲۲ قراردادی درباره مناطق نفتی شمال ایران با شرکت استاندارد اویل‌نیوجرسی آمریکا منعقد کرد که انگلیس در مقام شکایت برآمد. در نتیجه مذاکراتی که در واشنگتن نمایندگان شرکت نفتی انگلیس با آمریکا انجام دادند، موافقت می‌شود که به‌صورت مشترک از منافع نفت شمال ایران بهره‌مند شوند. اما دولت ایران این قرارداد را قبول نکرد و در سال۱۹۲۴ قرارداد دیگری با شرکت «سینکلر» که یک کمپانی نفتی آمریکایی بود، منعقد کرد. طبق آن، امتیاز نفت شمال به شرکت سینکلر تعلق می‌گرفت، ولی این قرارداد به سرانجام نرسید. درواقع همه شرایط برای به‌نتیجه‌رسیدن این قرارداد مساعد بود که انگلیسی‌ها قضیه «سقاخانه نوروزخان» را ایجاد کردند. چندروز قبل از تصویب قرارداد یکی از پیش‌نماز‌ها می‌گوید خواب دیده که سقاخانه شیخ‌هادی در تهران معجزه می‌کند. از این‌رو عوام تحریک می‌شوند و جمعیت زیادی در آن محل تجمع می‌کنند. نایب کنسول آمریکا که نماینده نشنال جئوگرافی مگزین (National Geographic Magazine) نیز بود، با تشویق انگلیسی‌ها برای عکاسی به آن محل می‌رود. مردم هم با دیدن وی می‌گویند که او کافر است و نباید وارد محل مقدس شود و با هجوم به سمتش، او را می‌کشند. با کشتن نایب کنسول آمریکا مساله رسیدگی به قرارداد سینکلر متوقف و روابط بین ایران و آمریکا تیره می‌شود. از طرفی دیگر در آذرماه سال۱۳۱۴شمسی غفار جلال‌علا (جلال‌السلطنه) وزیرمختار ایران در واشنگتن به علت سرعت غیرمجاز هنگام رانندگی، توسط مامور راهنمایی متوقف می‌شود و او خود را وزیر مختار ایران معرفی می‌کند، اما چون در زبان انگلیسی این کلمه معنی کشیش را هم می‌دهد، مامور گمان می‌کند او کشیش یکی از دهات اطراف است و برای او احترامی قایل نمی‌شود. همسر انگلیسی جلال‌السلطنه با کیف‌دستی خود به سر مامور می‌کوبد و مامور عصبانی هم به غفار جلال دستبند می‌زند و او را به پاسگاه پلیس شهر الکتون می‌برد که در آنجا به محض شناسایی، او و همسرش را آزاد می‌کنند. ‌واکنش پهلوی اول به این اتفاقات چه بود؟ براساس عرف دیپلماتیک؛ ایران از آمریکا تقاضای عذرخواهی می‌کند، ولی نه‌تنها آمریکایی‌ها عذرخواهی نمی‌کنند، بلکه «کردل هال» وزیر امورخارجه وقت آمریکا در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام می‌دارد دولت ما همیشه به ماموران سیاسی خود سفارش می‌کند مصونیت سیاسی نباید موجب رفتار غیرمسوولانه، توهین‌آمیز و همچنین خلاف مقررات کشور خارجی محل ماموریتشان شود. خودداری از عذرخواهی، اظهارات کردل هال و توهین‌های روزنامه‌های آمریکایی که رضاشاه را شاگرد مهتر انگلستان نامیده بودند، خشم رضاشاه را برانگیخت و دستور قطع روابط سیاسی با ایالات‌متحده را داد. اما آمریکا سفارت خود در تهران را تعطیل نکرد و یک کاردار در تهران باقی گذاشت. این تیرگی در روابط تا ۱۳۱۷ همچنان بین دو دولت باقی ماند. در اواخر سال ۱۳۱۷ شمسی روزولت، رییس‌جمهور وقت آمریکا یک نماینده ویژه به تهران می‌فرستد تا رسما بابت بازداشت غفار جلال از ایران عذرخواهی کند که به‌دنبال آن در دی‌ماه‌‌ همان سال روابط سیاسی بین دوکشور مجددا برقرار می‌شود. هنگامی که متفقین به ایران حمله کردند رضاشاه طی تلگرافی به روزولت رییس‌جمهور آمریکا، از وی خواست مانع پیشروی بریتانیا و شوروی در داخل ایران شود، اما دولت آمریکا با صراحت این درخواست را رد و تاکید کرد ایالات‌متحده، هدف بریتانیا را هدف خود می‌شمارد. با توجه به فرازهایی که در مورد روابط ایران و آمریکا در دوره پهلوی اول گفته شد، در این دوره روابط حسنه‌ای بین دودولت برقرار نبود. ‌جمهوریخواه یا دموکرات‌بودن هیات حاکمه، بر این مساله تاثیر داشت؟ در آن دوران تغییرات احزاب در ایالات‌متحده چندان مطرح نبود و با توجه به اینکه وسایل ارتباط‌جمعی زیادی در دسترس نبود، تغییرات احزاب در آمریکا بازتاب چندانی در ایران نداشت. اما می‌دانیم روزولت برای سه‌دوره یعنی 12سال (۱۹۳۳-۱۹۴۵) از حزب دموکرات‌ها روی کار و قطع رابطه با ایران در دوره دموکرات‌ها اتفاق افتاده بود. ‌پس با این حساب برای دوران پهلوی دوم، تحلیل‌های جامع‌تری پیرامون اثر دموکرات‌ها و جمهوریخواهان می‌توان ارایه داد؟ بله، در بررسی روابط ایران و آمریکا در دوره محمدرضاشاه این امر همیشه مشخص بوده که وی با حزب جمهوریخواهان در آمریکا راحت‌تر برخورد می‌کرده و سیاست‌های موردنظر آنها با طرز تفکر شاه بیشتر مطابقت داشته، حال با این اذعان به این مساله، روابط این دوکشور در این دوران بر چه پایه‌هایی استوار بوده است؟ در دوره محمدرضاشاه آمریکایی‌ها بنا بر تقاضای انگلیس وارد ایران شدند و پس از اشغال ایران در جریان جنگ‌جهانی دوم پیمان سه‌جانبه‌ای بین ایران، شوروی و انگلیس منعقد و مقرر شد نیروهای شوروی و انگلیس شش‌ماه بعد از پایان جنگ ایران را ترک و خساراتی که به راه‌های شوسه وارد شده را جبران کنند. شاید بتوان گفت نقطه عطف رابطه ایران و آمریکا در مورد مساله آذربایجان بود. وقتی روس‌ها نیروهای خود را خارج نکردند، غایله ایجاد دولت آذربایجان و جمهوری مهاباد را ایجاد کردند که مساله به شورای‌امنیت سازمان‌ملل کشیده شد و آمریکا در مقام مخالفت برآمده و موضعی به‌نفع ایران اتخاذ و حتی اصل۴ را برای کمک به توسعه ایران و جبران خسارات ناشی از جنگ مطرح کردند و اقدامات کار‌شناسان آمریکایی برای مبارزه با بیماری‌های سل و مالاریا در روستاهای ایران ثمربخش بود. در جریان ملی‌شدن صنعت نفت، آمریکایی‌ها ابتدا از ملی‌شدن صنعت نفت حمایت کردند و مانع از آن شدند که انگلیس از قدرت نظامی استفاده کند اما رفتار بعدی آنها سرکوب‌کردن نهضت ملی ایران و جلوگیری از ملی‌شدن نفت بود و سرانجام معامله به این نحو ختم شد که جای شرکت نفت انگلیس و ایران را یک کنسرسیوم بین‌المللی ‌که شرکت‌های نفت آمریکایی نیز در آن سهیم باشند، بگیرد و انگلیسی‌ها که پس از خلع‌‌ید و اخراج از ایران، موقعیت انحصاری خود را در خاورمیانه از دست داده بودند، دوباره به ایران بازگردند و 40درصد از سهام کنسرسیوم را مالک شوند. در جریان کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲ و براندازی نهضت ملی نفت ایران، تشکیل کنسرسیوم نفت که شرکت‌های نفتی آمریکایی ۴۰درصد سهم آن را به دست آوردند، فروش تسلیحات نظامی به ایران در قبال دلارهای نفتی که سود سرشاری برای مجتمع‌های نظامی آمریکا داشت و کمک‌های متعدد مالی به دیکتاتور ایران، همگی در راستای اهداف کلان آمریکا در رقابت با شوروی و در چارچوب سیاست‌های جمهوریخواهان سازماندهی شد. بعد از دوران ریاست‌جمهوری آیزنهاور «جان اف کندی» روی کار آمد. در این سال که اوج جنگ‌سرد میان ایالات‌متحده آمریکا و اتحاد شوروی بود، خروشچف رهبر اسبق اتحاد شوروی ملاقات تاریخی خود را در وین با جان اف کندی رییس‌جمهوری آمریکا به عمل آورد و در این ملاقات بود که آن جمله معروف «ایران سیب گندیده‌ای است که به‌زودی جلو پای اتحاد شوروی به زمین خواهد افتاد» را بر زبان آورد و باعث هوشیاری آمریکایی‌ها و متحدان غربی شاه شد. بنابراین کندی طرفدار آن بود که در ایران رفرم‌های مهمی‌ انجام شود. از جمله این مسایل، اصلاحات ارضی در ایران بود. شاه ایران هم هرچند تا مدت‌ها با این مساله مخالف بود و در مقابل آن مقاومت می‌کرد، اما بعد از بازگشت از سفر آمریکا برخی از این اصلاحات را اجرا و رابطه‌ای که شاه با حزب جمهوریخواه پیدا کرد، رابطه بسیار بهتری نسبت به حزب دموکرات بود به‌طوری که بعد از ترور کندی سفارت ایران در واشنگتن جشن گرفت و این نشان از آن دارد که از تمام‌شدن دوره کندی دموکرات، شاد بودند. ‌‌‌‌در دوران نیکسون، وضعیت به گونه‌ای است که او به ایران هم آمد و ماجرای حضور او در 16آذر 32 پس از کودتا در دانشگاه‌تهران، متعلق به همین دوره است. از آغاز ریاست‌جمهوری «نیکسون» و نقش مهمی که «هنری کیسینجر» از ابتدا به‏عنوان مشاور امنیت ملی و سپس وزیر خارجه، در هدایت سیاست خارجی آمریکا داشت، نقطه عطف جدیدی در روابط خارجی ایران و آمریکا به وجود آمد، زیرا از یک‏سو نیکسون در زمان کودتای ۲۸مرداد ۱۳۳۲ به‌عنوان معاون آیزنهاور، نقش ‏مهمی در جریان کودتا و بازگرداندن شاه به قدرت داشت و از‌‌ همان زمان با شاه روابط دوستانه‌ای برقرار کرده بود و از سوی دیگر کیسینجر نیز که فرمان دیپلماسی آمریکا را برعهده گرفته بود، یکی از طرفداران شاه در منطقه بود. به همین دلیل زمینه لازم برای واگذاری نقش جدید به ایران و تبدیل آن به یکی از مهره‌های اصلی و نگهدارنده منافع ‏آمریکا در منطقه فراهم شد. از این تاریخ به بعد، سیاست دوستونی و دکترین نیکسون اساس روابط خارجی‏ ایران و آمریکا قرار گرفت و ایران که تا این زمان نقش درجه‌دومی در سیاست منطقه‏ای ‏آمریکا داشت، به دوست درجه‌اول و حافظ منافع آمریکا و ژاندارم خلیج‌فارس تبدیل‏ شد و عربستان نیز تامین بنیه مالی و اقتصادی را برعهده داشت. نیکسون بعد از روی‌کارآمدن گفته بود جز سلاح هسته‌ای ایران هردرخواستی داشته باشد، تامین می‌کنیم بنابراین در زمان نیکسون مساله خرید سلاح‌های پیشرفته مطرح و سلاح‌های زیادی در آن دوران از سوی ایران خریده شد. به‌خصوص در دهه۷۰ که قیمت نفت بالا‌تر رفته بود، ایران کمک‌ها و وام زیادی پرداخت کرد که از جمله کمک ۴۰۰میلیون‌دلار به سوریه، یک‌میلیارد به شهرداری لندن، دومیلیارد به مصر، ۹۰میلیون‌دلار به سودان و یک‌میلیارد وام به فرانسه و... بودند. بعد از توسعه روش سلاح‌های پیشرفته در ایران زمزمه‌های انتقاد در کنگره آمریکا ایجاد شد و آنها معتقد بودند اگر نظام پهلوی در ایران تغییر کند، دست حکومت مخالف آمریکا خواهد افتاد و همین امر باعث شد دموکرات‌ها دید انتقادی را در پیش بگیرند. ‌روابط شاه سابق با کارتر، گویا چندان گرم نبوده است. این به دموکرات‌بودن وی و زاویه تاریخی پهلوی دوم با دموکرات‌ها بازمی‌گشت؟ در انتخابات ۱۹۷۶ اظهارنظرهای کار‌تر، نامزد حزب درباره مسایل مربوط به حقوق بشر در کشورهای جهان‌سوم باعث نگرانی شاه شده و پیروزی وی یک دوران عدم اطمینان و بلاتکلیفی در روابط ایران و آمریکا به وجود آورد. روی‌کارآمدن کار‌تر که شعار انتخاباتی خود را حقوق‌بشر و مبارزه علیه فروش بی‌رویه اسلحه به کشورهای دیکتاتوری قرار داده بود، بالطبع تغییراتی را در سیاست خارجی و در برخورد شاه با مسایل داخلی و بین‌المللی ایجاد می‌کرد. اظهارنظرهای صلح‌طلبانه و بشردوستانه کار‌تر در دوره مبارزه انتخاباتی مورد تایید شاه نبود. هرچند او در کریسمس سال قبل از انقلاب، به ایران سفر و تلاش کرد حمایت خود را از شاه نشان داده و ماجرای دلخوری وی از سفر ابتدای سال به آمریکا که با تنش و راهپیمایی اعتراضی دانشجویان ایرانی همراه بود را رفع‌ورجوع کند، اما مشخص بود که کارتر، خواسته‌های مشخصی از شاه دارد. حکومت پهلوی نیز در همان دوران کارتر سقوط کرد. ‌به‌عنوان سوال پایانی، می‌خواهم نظر شما درباره اکثریت‌یافتن جمهوریخواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای اخیر آمریکا در کنگره و سنا را جویا شوم. این مساله چه تاثیراتی ممکن است بر روند مذاکرات هسته‌ای ایران و غرب داشته باشد؟ با توجه به کسب اکثریت آرا از سوی جمهوریخواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا؛ تهران و واشنگتن باید از فرصت باقیمانده در جهت حل پرونده هسته‌ای استفاده کنند. دوره کاری کنگره آمریکا بعد از تعطیلات ژانویه آغاز خواهد شد قبل از این تاریخ دست اوباما باز است و باید برای حل‌ این مساله تلاش کند تا با مشکلات بیشتری روبه‌رو نشود و بتواند این کار را در دوره خود به ثبت برساند. به نظر می‌رسد اگر مذاکرات تا تاریخی که برای آن تعیین شده است به نتیجه نرسد، مشکلات دوچندان خواهد شد و کنگره و نمایندگان خواهان اعمال‌های تحریم‌های شدیدتری علیه ایران خواهند شد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.