«بهنوش فروتن» از مجموعه نقاشیهای تازهاش میگوید
هراسی از تجربهکردن ندارم
آرزو جعفریان
اول آذر، «کهکشان من» مجموعه نقاشیهای تازه «بهنوش فروتن» روی دیوار گالری شکوه رفت؛ آثاری که با تمرکز بر نقاشی انتزاعی، آگاهانه ردی از فیگوراتیو را نیز در خود دارند. نام این نقاش با حضور چشمگیر در دومین حراج تهران و فروش اثرش، سهبرابر قیمت پایه و نیز کسب عنوان پرفروشترین هنرمند پنجمین فروش سال هنرهای تجسمی (هفت نگاه) در جامعه تجسمی بیشتر شنیده شد.«کهکشان من» چهارمین نمایشگاه انفرادی وی بهشمار میآید. او پیشتر دو نمایشگاه در کانادا هم برپا کرده است. فروتن متولد 1356 است. او از 11سالگی نزد استادان مختلفی چون زندهیاد عباس کاتوزیان، جوان، طبسینژاد و وحیدالدین معینی دورههای آموزش نقاشی را گذرانده. با مرور کارنامه هنری شما میبینیم سبکهای مختلفی را تجربه کردهاید؟ دلیل این تنوع رویکرد چه بوده است؟ بله، مدام در حال تغییر فرمال و نیز محتوای آثارم هستم و از این رفتوبرگشتها به سبکهای مختلف هنری لذت میبرم، از مجموعه«درها» گفتم که شامل 30 اثر بود. برای بهتصویرکشیدن این درها از مکانهای مختلف عکس میگرفتم یا از عکسهایی که دوستانم گرفته بودند استفاده میکردم. «در» از نظر
من حرمت دارد زیرا پشت هر دری یک اتفاق در حال رخدادن است و باز یا بستهبودن این در بسیار اهمیت دارد. مجموعه «پرترهها» را بعد از «درها» شروع کردم که شامل پرترههایی با مدلهای مختلف بود که بیشتر این پرترهها زن بودند بهغیر از سه اثر که مردهایی با کلاه به تصویر کشیدم که در حال سیگارکشیدن بودند. بعد از آن روی «مجموعه کاهگل» متمرکز شدم، این آثار اکثرا ابعادی بزرگ داشت و موضوع آنها خانههای قدیمیای بود که روی بومهای کاهگلی به تصویر میکشیدم، از نظرم کار روی بوم کاهگل بسیار راحتتر از نقاشی روی بوم سفید است. در این بین مجموعهای از «کاشیهایقدیمی» داشتم، این آثار رنگهای قدیمی ایرانی و تمی عرفانی داشت... تا اینکه به مجموعه«کهکشان من» رسیدم، حدود دوسالونیم است که روی این مجموعه که اینروزها در گالری شکوه به نمایش گذاشتهام متمرکز هستم البته در این بین مجموعه«درختها» هم که شامل پنج اثر است را کار کردم زیرا با انجام مداوم یک کار که احتیاج به تمرکز زیادی دارد خسته میشوم و دوست دارم در این بین کار دیگری انجام دهم و بعد با فکر باز و آزاد کارم را از سر بگیرم. «کهکشان من» شامل 24 اثر با ابعاد بزرگ است که در
این نمایشگاه در معرض تماشا قرار دادهام... از آثار دیگری که در طول این سالها کار کردهام تک اثر «دختر افغان» است که نمایی از یک دختر افغان با چادری پاره را نشان میدهد که با دست حنایی و گبرهبستهاش چادرش را گرفته است، این اثر در مجله ضمیمه هنر فردا به چاپ رسیده است، مضاف بر همه اینها وعدهای با خود دارم؛ اینکه هرسال ابتدای پاییز، یک کار کاملا رئال از طبیعت پاییز نقاشی کنم که اثر پاییز امسالم آبستره و کاملا متفاوت با کارهای گذشتهام است... خلاصه به همهجور سبکی سرکی میکشم و از تجربهکردن هراسی ندارم. جرقه اولیه مجموعه «کهکشان من» چگونه در ذهنتان نقش بست؟ ایده اولیه این تم سالیان سال با من بود، خلق کهکشانی که در آن نور، محور عالم است و انسان در تکاپوی نایلآمدن به این مرکز ثقل هستی است، در این آمدورفتها در سبکهای هنری گویا تلنگری به من زده شده باشد، قالب نقاشانه آن را یافتم، کنشی انتزاعی که در برخی لحظهها تعاملهایی با نقاشی فیگوراتیو هم دارد و برای آغاز این مجموعه یکراست رفتم سراغ سختترین اثر؛ سعی کردم تونل تمثیلی که از آن میتوان به سمت خدا رفت را نشان دهم؛ سوژهای که تصور میکنم
برای همه یک رویای همیشگی شیرین باشد. چیزی که در ذهن داشتم را اتود اولیه زدم بعد یک تابلو با ابعاد 50×50 با این موضوع کار کردم. علاقهمند شدم که این ایده ذهنی را پس از تحقیق با ابعاد بزرگتری به تصویر بکشم که این اثر درواقع اولین اثر مجموعه «کهکشان من» شد. در مورد این موضوع تحقیق کردم و راجع به آن با دوستانی که در عرفان و مذهب صاحب رای هستند صحبت کردم، چندین کتاب و مقاله پژوهشی خواندم اما چنانکه رسم هنرمندان است، بر اساس ذهنیات و دیدههایم کار را شروع کردم که ماحصل این دوسالونیم را میتوانید روی دیوار گالری «شکوه» تماشا فرمایید. آثارتان را در این مجموعه میتوان بهلحاظ فرم به دو بخش تقسیم کرد؛ کارهایی که انتزاع محض هستند و بعضی دیگر که فیگورها در انتزاع درهمتنیدهاند... از نظر من نمیتوان این آثار را دستهبندی کرد زیرا فیگورها بهصورت ناخودآگاه در اثر پدید آمدهاند. به اعتقاد من همه این آثار انتزاعی هستند و نمیتوان آنها را فیگوراتیو دانست. برای مثال هنگام کار روی یک اثر احساس کردم در بالای تابلو یک فیگور به شکل مردی درویش تشکیل شد، این اثر درواقع، نمایی از افرادی در پایین تابلو در حال
نیایش را نشان میداد که دست بر آسمان دراز کرده و در عروجی عرفانی، طی طریق کرده و به آستان معبود نزدیک شدهاند. بگذریم، جنس چنین سوژهای بهتعبیر من باید انتزاعی باشد اما گاهی بنا بر اقتضای حالوهوای اثر ناگهان پرسوناژهایی در آن ظهور مییابند. محور همه این آثار نور است. بهنوعی همه فیگورها در این آثار به سمت نور در حرکتند. این تمرکز روی نور به چه معناست؟ این نور استعارهای از هدایت به سمت خداست که در بیشتر آثار نیز دیده میشود. زمینه بیشتر کارها تیره است اما این نور روشنگر گاه به صورت متمرکز و درخشان و گاه در حد یک شعاع محیط تیره و تار را مسحور خود میکند. حضور این نور شفابخش در کنار فیگورها گلایهای است از روزگار امروز که گویا انسانها از این واقعیت عیان غافلند؛ به نظر من دنیای ما انسانها دنیای قشنگی نیست البته میتوان آن را خوب ساخت اما افراد بسیار بدی هم هستند که آن را زشت میکنند و فکر میکنم اگر همینجور پیش برود آینده چندان درخشانی در انتظارمان نیست؛ من در آثار کهکشان بهدنبال خدا میگردم و آن را بهعنوان یک دوست بسیار نزدیک، یک نور لطیف مهربان که هرچه تاریکی و بدی است را از میان
برمیدارد در مقام یک دلگرمی بزرگ و یک پشتیبان قرص به خودم و مخاطبانم یادآوری میکنم؛ در بعضی کارها هم میبینید که فیگورها بهسمت نور میروند در یک اثر زنی را به تصویر کشیدهام که در حال سماع است و نوری در انتهای کار به چشم میخورد. آثار مجموعه«کهکشان من» یادآور این باور کهن است که«همهچیز از بالاست و به سوی بالا بازمیگردد». دقیقا همینطور است، خدا در همهجا حضور دارد اما ما انسانها هنگام دعاکردن به بالا نگاه میکنیم و دستهایمان را به بالا دراز میکنیم و آنچیزی را که میخواهیم از بالا طلب میکنیم. از نظر من همهچیز با بالا و به آسمان ربط دارد. باران، خورشید و همه برکات آسمانی آدمی را به عالم بالا سوق میدهد. درباره المانهای تصویری اثری که بهلحاظ فرمی نمایی از جنین را در شکم مادر نشان میدهد، توضیح دهید... من در دو اثر جنین را در رحم مادر نشان دادهام؛ در اثری که جنین پسر را به تصویر کشیدهام آن را با تم رنگی بنفش نشان دادهام زیرا از نظرم رنگ بنفش حساس و زودرنج است و روحیات مردها را نشان میدهد اما رنگ سبز که برای جنین دختر بهکار بردهام برگرفته از رنگ اکسیژن آزاد
در فضاست که در کهکشان به این نوع رنگ سبز تبدیل شده است. ممکن است که از نظر مخاطبان این دو اثر ربطی به کهکشان نداشته باشد اما نباید فراموش کرد که جنین نیز کهکشانی دارد که پیش از تولد آن را درون مادرش مییابد، همان کهکشان برای جنین بزرگ و آموزنده است، از همینرو است که انسان از منظر فطری خداجو و خداپرست است هرچند که ممکن است در بزرگسالی و فشار روزمرگیها از روح راستین خویش غافل شود. تیرماه امسال، در دومین حراج تهران اثرتان سهبرابر قیمت برآورد اولیه فروش رفت. اردیبهشت سال پیش هم در«هفت نگاه»پنجم عنوان پرفروشترین هنرمند را از آن خود کردید. این موفقیتها در بازار هنر، چه دستاوردی برایتان بههمراه داشته است؟ اولین تاثیرش این بود که آثارم بیشتر دیده شد. علاوه بر آن، حضور در این دو رویداد بزرگ هنری، تجربه هنری بسیار خوبی برایم بود زیرا به شناختهای تازهای در وادی هنر و مارکت هنری رسیدم. در دومین حراج تهران اثری از مجموعه «درختها» را ارایه دادم که با قیمت 15میلیونتومان بهفروش رسید. بازتاب حضورم در حراج تهران برایم بسیار خوب بود. در هفت نگاه پنجم نیز آثار مجموعه «درها» را به نمایش گذاشتم که
10 اثر از این مجموعه به فروش رسید و من لقب پرفروشترین هنرمند هفت نگاه پنجم را از آن خود کردم که حس بسیار خوبی را برایم بههمراه داشت. از آن پس حتی آثارم در فضای مجازی بازدیدکنندگان بیشتری یافت و در سایه همین تعاملها ایدههای نوینی برایم شکل گرفت، البته واضح است فضای هنر، فضای رقابت ورزشی نیست، در وادی هنر همه برندهاند و دریافت عناوین پرفروشترین و گرانترین، انرژیهای رسانهای است که برای جلب توجه افکارعمومی به اینسو به وجود میآید و در جای خود بجا و الزامی هم هست. اما غایت و هدف هنر، چیز دیگری است که همه به آن باور داریم و نباید بهواسطه حضور ناگزیر در بازار رقابتی هنر از آن غافل شویم.