|

داستان آخرین بارقه آنارشیست‌های فرانسه

از هر صد نفر، یکی هم پیدا نمی‌کنی، ولی همه‌جا هستند نمی‌دانم چرا ولی نصف اسپانیا در آنجا کسی آنها را نفهمید آنارشیست‌ها را می‌گویم آنها که درد و خشت را به هم آمیختند برای جهانی دیگر قلبشان پیرو تخیلشان است و روحشان زخم‌خورده ایده‌شان احتمالا کسی در فرانسه نیست که این آواز «لئو فره» در دهه 70 را نشنیده باشد، ترانه‌ای که از اواخر دهه60 به‌بعد سرود آنارشیست‌های فرانسه شد. او آخرین‌بار این ترانه را در سال 1992 در «فستیوال اومانیته»، گردهمایی عظیم کمونیست‌های فرانسه، به همراه شعر لویی آراگون به نام «راه دیگری برای زیستن هست» اجرا کرد. لئو فره درست می‌گفت که آنارشیست‌ها همه‌جا هستند، در آن سال‌ها فهرست‌کردن نام گروه‌های آنارشیستی چندان ساده نبود؛ گروه‌هایی چون فدراسیون آنارشیست، جنبش کمونیستی لیبرته، اتحادیه فدرال آنارشیست‌ها، اتحادیه کارگران آنارشیست، اتحادیه گروه‌های آنارشیست-کمونیست، کنفدراسیون ملی کار، اتحادیه آنارکو-سندیکالیست، سازمان انقلابی آنارشیست، پرولتاریای انقلابی و گروه‌های کوچک‌تر و ناشناخته‌تر که همگی خود را به آرمان آنارشیسم متعهد می‌دانستند. نخستین اتحادیه آنارشیست در سال 1919 در فرانسه (در مقابل بلشویک‌ها) تاسیس شد. فدراسیون آنارشیست (تاسیس 1945) در مهد جنبش‌های آوانگارد اروپا، از حدود صدگروه آنارشیستی تشکیل شده بود. در جنبش می‌1968 فعالیت آنارشیست‌ها چشمگیر بود؛ در بین‌الملل موقعیتگراها حضور داشتند؛ در جنبش‌هایی چون جنبش اتونومیست‌ها فعال بودند. سایر جنبش‌های نوین اجتماعی بدون آنارشیست‌ها قابل تصور نبود. آنارشیست‌های فرانسوی در جنگ داخلی اسپانیا داوطلبانه می‌جنگیدند و ادعا می‌شود توانستند در کنار سایر آنارشیست‌ها در 19ژوییه 1936، بزرگ‌ترین و موفق‌ترین تجربه جامعه خودگردان را رقم بزنند. ولی اکنون مدت‌هاست صدایی از آنها به گوش نرسیده است. جست‌وجوها آخرین مورد را در سال 2012 نشان می‌دهد که در آن هم پای گروه متشکلی در میان نیست. طنز اینجاست که آنارشیست‌ها در آن واقعه دوش‌به‌دوش کشاورزان حافظ نظم سنتی می‌جنگیدند. داستانی که در ادامه نقل می‌کنیم، داستان آخرین نسل آنارشیست‌های فرانسه است که به‌نظر می‌رسد قدرت «تخیل»شان به قول لئو فره دیگر چندان دور پرواز نمی‌کند. عکس خبری ویژه در نوامبر سال 2012، ژاندارم‌های فرانسوی را نشان می‌داد که معترضی را کشان‌کشان می‌بردند. اعتراضات، جریان عملیات تخلیه اراضی را برای احداث فرودگاه جدیدی در «نوترودام‌ده لند» در نزدیکی شهر نانت، در غرب فرانسه مختل کرد. این اعتراضات که اشغال وال‌استریت را تداعی می‌کرد، برای فرانسوا اولاند رییس‌جمهور «سوسیالیست» و تازه به قدرت‌رسیده فرانسه دردسر بزرگی بود و معترضان دست‌کم موفق شدند ساخت جاه‌طلبانه فرودگاه را ماه‌ها به تاخیر اندازند. آنها زمستان‌های سختی را در کمپ‌های گل‌آلود اردو زدند و علیه پروژه محبوب نخست‌وزیر جنگیدند. درگیری بالا گرفت به‌ویژه زمان اعتراضات که با زمامداری سوسیالیست‌ها و رسوایی فرار مالیاتی که وزیر بودجه را مجبور به استعفا کرد و اخبار بد و بدتر درباره اوضاع اقتصادی کشور، همزمان شد. اعتراضات در بدو آغاز هزاران نفر را از مناطق جنگلی «بیتانی» گرد آورد. در اعتراضات پیشین درگیری با پلیس مسلح زخمی‌های زیادی به‌جا می‌گذاشت ولی ‌این‌بار با تاکتیک‌های ویژه‌ای اعتراضات کم‌هزینه‌تر شد. اما آنارشیست‌ها در این مبارزه همراه غریبی پیدا کرده بودند: کشاورزهای محلی که نماینده ارزش‌های سنتی و محافظه‌کارانه فرانسوی هستند با آنارشیست‌ها و اکوفمنیست‌های رادیکال همدست شده بودند، کسان دیگری هم بودند که جنبش ضدفرودگاه را با اهداف ضدجهانی‌سازی و ضدسرمایه‌داری خودشان هم‌جهت می‌دیدند. مبارزه ضدفرودگاه از همه بیشتر برای نخست‌وزیر ژان‌مارک آیرو که زمانی دراز شهردار نانت بود، دردسر شد. او و طرفدارانش می‌گفتند فرودگاه می‌تواند در شرایطی که اقتصاد فرانسه در محاق است، سرمایه‌گذارها را جذب‌کند. معترضان ماه‌ها سایت فرودگاه را اشغال کردند، فرودگاهی که قرار بود تا سال 2017 تکمیل شود. در ماه نوامبر بیش از 500پلیس ضدشورش سعی کردند سایت را تخلیه کنند. معترضان با پرتاب سنگ و کوکتل‌مولوتف پاسخ دادند، پلیس هم با گاز اشک‌آور بازگشت و خشونتی که بر معترضان رواداشت صدر اخبار را اشغال کرد. برای کشاورزها تنها معنای مبارزه حفاظت از زمین‌هایشان بود. برای کسانی که نسل‌ها در مزرعه‌ای کار کرده بودند، فروختن و خشک‌کردن آن برای باند فرودگاه آسان نبود. در حالی که بعضی از صاحبان وسیع‌ترین اراضی کشاورزی راضی به‌فروش شده بودند، خرده‌زمین‌دارها مقاومت می‌کردند. به قول یکی از آنها چطور می‌توان زندگی و رنج پنج‌‌نسل دهقان را قیمت‌گذاری کرد. او می‌گوید پدر 80ساله‌اش یکی از نخستین کسانی بود که علیه ساخت فرودگاه مقاومت کرد. از 40سال پیش دولت فرانسه برای ساخت چنین فرودگاهی دندان تیز کرده بود. زمانی که در دهه90 حزب سوسیالیست به قدرت رسید عزمش را برای محقق‌کردن آن جزم کرد. اما طرح به‌واسطه فرآیند پیچیده و آهسته مطالعات کمیته مشورتی خوب پیش نرفت. با اینکه کشاورزها در رجزخوانی گفته بودند «نانت را یک روزه با تراکتورهایمان مسدود می‌کنیم» ولی واقعیت این بود که این کار بدون کمک همرزمان جالبشان امکان‌پذیر نبود: رادیکال‌های بیست‌وچندساله‌ای که خودشان را «زادیست» می‌نامیدند. این نام‌گذاری از ترجمه فرانسوی واژه «منطقه توسعه» می‌آمد که به کل منطقه سایت فرودگاهی اطلاق می‌شد. زادیست‌ها این واژه را به «منطقه مقاومت» و «منطقه خودمختاری» تغییر دادند. اشغال سایت فرودگاهی از سال 2009 آغاز شد. آنها در خانه‌های کشاورزی رها شده یا خانه کشاورزانی که از فروش مزرعه امتناع کرده بودند، ساکن شدند. برخی دیگر زمستان را در کابین‌هایی که در جنگل و خارج روستا ساخته بودند، گذراندند. همه آنها خودشان را «کامیل» معرفی می‌کردند. کمک زادیست‌ها آنقدر بزرگ بود که کشاورزها اذعان کنند بدون زادیست‌ها نمی‌توانستند زمینشان را حفظ کنند. از آن سال در هر مقطع زمانی صدها زادیست در آنجا زندگی کردند. پلیس دسترسی به منطقه را با ایست بازرسی کنترل می‌کرد ولی زادیست‌ها به‌راحتی ایست‌ها را دور می‌زدند. آنها هم به‌نوبه خود استحکاماتی با چوب و سیم ساخته بودند و ورودی‌ها را کنترل می‌کردند. هدف مبارزه برای کشاورزها حفظ زمین‌هایشان بود، در حالی‌که برای زادیست‌ها مبارزه وسیع‌تر و عمیق‌تر بود. یکی از شعارهایی که اطراف منطقه به‌چشم می‌خورد، این بود: «علیه فرودگاه و دنیای آن» بعضی زادیست‌ها از پیش در جنبش‌های ضدجهانی‌سازی و اشغال در اروپا فعال بودند. آنطور که در وبلاگشان شرح داده‌اند، زادیست‌ها جنبش حمایت از کشاورزها را بخشی از هدف بزرگ‌تر خود که «آموختن با هم زیستن، کشت‌وکار و افزایش استقلال از سیستم سرمایه‌داری» بود، می‌دانستند. به‌قول یکی از کشاورزها «ایده زادیست‌ها خیلی اتوپیایی بود، ولی گاهی به اتوپیا نیاز داریم» قدردانی کشاورزها از زادیست‌ها با افکار شاعرانه آنها درباره موقعیت رادیکالشان به‌هم‌ آمیخت. درگیری گاهی پیش می‌آمد ولی معمول‌تر از آن کار مشترک بود. کشاورزان تراکتورهای خودشان را در اختیار زادیست‌ها می‌گذاشتند تا سنگر و کمپ بسازند و تا حدودی غذایشان را تامین می‌کردند. در عوض برخی زادیست‌ها که مثلا در زمینه کشاورزی تحصیل‌کرده بودند به کشاورزان کمک می‌کردند تا پیمایش زمین‌شناسی‌شان را تکمیل کنند. سرانجام در اوایل آوریل 2012، کمیسیونی که آیرو تشکیل داد تلاش کرد اوضاع را آرام کند. کمیسیون در نهایت پیشنهاد داد به‌جای ساخت فرودگاه جدید، فرودگاه آتلانتیک نانت گسترش یابد و پیشنهاد شد مطالعات تازه‌ای در زمینه سروصدا، ترافیک و محیط‌زیست برای فرودگاه جدید انجام شود. دولت از گزارش کمیسیون استقبال کرد و گفت فعلا به فرودگاه جدید نیاز نیست. مخالفان هنوز معتقد بودند طرح فرودگاه جدید به کلی باید تعطیل شود. درهر حال، فعالان می‌گفتند مطالعات جدید افتتاح فرودگاه را به تعویق خواهد انداخت. اکولوژیست‌ها فریاد پیروزی سردادند. در بیانیه حزب سبز آمده بود: «مطالعات جدید از آنجا که عمده دغدغه‌های موجود را دربر می‌گیرد، عملا به «ماموریت غیرممکن» می‌ماند» اگر مانند حزب سبز این ماجرا را آخرین موفقیت آنارشیست‌ها بدانیم، باید دید چه چیز آنارشیست‌ها را چنین زمینگیر کرده و تخیل رویایی آنها را تسلیم کرده است.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.