زبان در نمایشنامههای شکسپیر
«چگونه شکسپیر بخوانیم»، عنوان کتاب دیگری از مجموعه «چگونه بخوانیم» است که پیش از این عناوین دیگری از این مجموعه به فارسی منتشر شده بود. ویراستار این مجموعه، سایمون کریچلی، کتابهای این مجموعه را بهترین نقطه شروع برای کندوکاوهای بعدیای میداند درباره شخصیتهایی که در این مجموعه مورد بررسی قرار گرفتهاند. «چگونه شکسپیر بخوانیم»، نوشته نیکلاس رویل، استاد دانشگاه ساسکس در رشته زبان انگلیسی و یکی از سردبیران نقد ادبی آکسفورد است. مترجم فارسی این کتاب، تورج سلحشور، چگونه شکسپیر بخوانیم را کمی متفاوت از دیگر عناوین این مجموعه میداند. او در مقدمه کتاب و در توضیح این تفاوت مینویسد: «مجموعه چگونه بخوانیم به این منظور نوشته شده تا خواننده علاقهمند و مبتدی را با شیوه نگارش یک نویسنده آشنا کرده و در حقیقت کلیدی باشد برای فهم بهتر آثار وی. در این بین این کتاب که به آثار شکسپیر میپردازد کمی متفاوت است، زیرا هنر اصلی شکسپير و نبوغ او در درجه اول در تسلط فوقالعاده او بر زبان نهفته است. شکسپیر با کلمات همآوا و هممعنا بازی کرده و از ترکیب آنها جملاتی شگفتانگیز خلق میکند که این مساله در فرآیند ترجمه به ناچار
دستخوش تغییراتی شده و به آن خدشه وارد میکند. همانگونه که در این کتاب خواهید دید تاکید نیکلاس رویل دقیقا روی همین مساله است و او به درستی، بیشتر تمرکز خود را روی بازی با واژگان معطوف کرده تا ابعاد معنایی و فلسفی شکسپیر». اما خود نویسنده نیز در کتاب به این مساله اشاره میکند که اساسا عنوان «چگونه شکسپیر بخوانیم» تا حدی خندهدار و حتی مسخره است. چرا که شکسپیر «احتمالا پیچیدهترین، الهامبخشترین، چالشبرانگیزترین و مرموزترین نمایشنامهنویس و شاعری است که تا به حال پا به عرصه وجود گذاشته است.» رویل با اشاره به اهمیت و جایگاه شکسپیر، میگوید که در فضای کوچک یک کتاب، نمیتوان به حوزه وسیع با تنوع شگفتانگیز نوشتههای او پرداخت. او درباره شیوه نوشتن این کتاب میگوید: «در فصلهای پیشرو سعی کردهام نگاهی موشکافانه داشته باشم به هفت نمایشنامه از کارهای شکسپیر، یا دقیقتر بگویم، هفت قسمت از هفت نمایشنامه و اگر حتی بخواهم دقیقتر بگویم هفت کلمه از هفت نمایشنامه که شامل این کلمات هستند: نکتهپرداز، شبح، لرزان از عشق، گنگ، چشمبستن، ایمن و اشاره سر. سعی میکنم روی چند نمایشنامه از شکسپیر به ترتیب تاریخ نگارش آنها
مروری داشته باشم: تاجر ونیزی، ژولیوس سزار، آنطور که شما دوست دارید، هملت، اتللو، مکبث، آنتونی و کلئوپاترا. مسلما این نمایشنامههای منتخب، نماینده کل آثار شکسپیر نیستند؛ در این کتاب هیچ مطالعه دقیقی روی غزلیات یا اشعار دیگر شکسپیر نداشتم. به نمایشنامههای تاریخی یا عاشقانه وی نیز نپرداختم.» با وجود این، این کتاب نه در پی پوشش همه آثار شکسپیر، بلکه به دنبال ترغیب خواننده برای رجوع به آثار دیگر او است که در اینجا به آنها پرداخته نشده است. رویل همچنین اشاره میکند که هفت نمایشنامه برگزیده در واقع نمایشنامههای محبوب او بوده، هرچند میتوانسته نمایشنامههای دیگری هم به آنها اضافه کند. ضمن اینکه هفت کلمهای که از نمایشنامهها برگزیده، کلمات ویژه و خاصی نبودهاند و اکثرا بهصورت اتفاقی به این کلمات برخورده است.