|

طرح تحول پشت طرح تحول

از ورای دود قریب‌الصعود موج ششم کرونا و شعله‌های سوزان افزایش ظرفیت رشته پزشکی، آتش زیر خاکستر طرح تحول آموزش پزشکی این روزها در مجلس از مسیری مستقل قدم به سوی تکامل برمی‌دارد. طرحی که در پی تصویب، آموزش دانشجویان پزشکی را از وزارت بهداشت گرفته و به وزارت علوم می‌سپارد. درواقع ادغام این دو وزارت هم‌زمان می‌شود با جدایی کامل آموزش پزشکی از رسته درمان. سیستم سلامت کشور از بحث ادغام خاطره‌ها دارد. شاید بارزترین آن به ادغام دو دانشگاه تهران و ایران برمی‌گردد. ادغامی که اسکار زخم آن هنوز بر تابلوی سردر دانشگاه ایران و هنگام ایستادن در ترافیک بزرگراه همت از فرسنگ‌ها دورتر قابل مشاهده است. اگر از مفهوم صعب‌الحلقوم جدایی آموزش پزشکی از سیستم درمان بگذریم و همچنین چشم روی سندهای بالادستی ببندیم که سال‌هاست دستورات و بخش‌نامه‌های حوزه پزشکی را خطاب به وزارت بهداشت می‌نویسند، می‌رسیم به چند بند مهم در این طرح. آموزش زیر نظر وزارت علوم و سپس گذراندن دوران کارآموزی و کارورزی زیر نظر بیمارستان‌ها یعنی ایجاد یک ساختار بوروکراتیک رعب‌آور با هدف هماهنگی دو وزارت بهداشت و علوم. درحالی‌که هر کدام از این وزارت‌ها طی سالیان و به شکل علی‌حده بعضا در انجام امور مربوط به فارغ‌التحصیلان خود دچار مشکل شده‌اند. از طرفی وزارت بهداشت است که مدت‌هاست سختی پرداخت حق‌الزحمه پزشکان خود و تأخیرهای گاه یک‌ساله در واریز حقوق و کارانه نیروهای طرحی را به دوش می‌کشد. در طرف دیگر وزارت علوم است که حتی از وزارت بهداشت یک قدم عقب‌تر مانده و اصلا نمی‌داند با فارغ‌التحصیلان کارشناسی و کارشناسی‌ارشد خود که روی دستش مانده، چه کند. حال تصور کنید شما دانشجوی پزشکی هستید و می‌خواهید مدرک خود را از وزارت علوم بگیرید ولی باید گواهی گذران بخشی از تحصیل خود را از وزارت بهداشت بگیرید و به وزارت علوم تحویل دهید، سپس مدارک را به وزارت بهداشت برگردانید و طرح را در یکی از بیمارستان‌های این وزارت بگذرانید و بعد مجدد گواهی مربوطه را به وزارت علوم ببرید و بعد دوباره... قس‌علی‌هذا! این پیچیدگی اداری را بگذارید در کنار افزایش تعداد دانشجویان که طبق ماده ۲ و ۳ از طرح تحول آموزش پزشکی باید سالانه ۳۰ تا ۴۰ درصد به تعدادشان افزوده شود. در ماده ۵ و تبصره مربوطه از طرح تحول آموزش پزشکی آمده است که فارغ‌التحصیلان پزشکی عمومی و تخصصی باید دو برابر مدت تحصیل را به عنوان طرح در خدمت دولت باشند، یعنی یک متخصص داخلی باید ۲۲ سال در خدمت دولت باشد و طبق تأکید همین طرح، اکیدا مجاز به کار خصوصی و کار در مطب نیستند. با کمی تفکر در این ماده و تبصره شدید‌اللحن آن، تردید بزرگی در قلوب ناظران نزول می‌کند که دقیقا چرا باید یک نفر با این شرایط پزشکی بخواند؟!

آیا کرسی‌های ظرفیت‌های رو‌به‌رشد با این شرایط به وصال معشوق دانشجوی خود می‌رسند؟ آیا پس از فوران موج پردردسر مهاجرت، سونامی آن به سن ۱۸سالگی و قبل از زمان کنکور نمی‌رسد؟ تازه اگر کسی با این شرایط اقدام به ورود به رشته پزشکی کند (که الحق شایسته مدال لیاقت و افتخار است) در آن مدت طولانی طرح آیا نصیبی از حقوق ماهانه خود می‌برد درحالی‌که بودجه همان بودجه است، اما سازمان طرف حساب شما این بار دو وزارتخانه است که شاید پرداخت حقوق نیروها در حوزه اختیارات هیچ‌یک قرار نگیرد! آموزش پزشکی از سال ۶۴ در اختیار وزارت بهداشت بوده و در تمام این سال‌ها زیر سایه بسیاری از تصمیمات درست و تخصصی تبدیل به یک سیستم پرپیچ‌وخم و ریشه‌دار شده است. درحالی‌که سیستم‌های اداری ما گاهی تنها در تغییر یک نام دچار بحران می‌شوند و از پس هزینه‌های چاپ فرم‌‌های جدید با لوگو و نام جدید برنمی‌آیند، چگونه می‌توان تصور کرد که به‌راحتی می‌شود سیستم آموزش رشته پزشکی را با تمام کارمندان و محصلان و هیئت‌های علمی‌اش به دست باد سپرد تا شاید در سرسرای وزارت علوم آرام گیرد و نامش بشود تحول نظام آموزش پزشکی. سیستم آموزش و درمان نه از طرح تحول و نه از ادغام خاطره خوشی ندارد.

از ورای دود قریب‌الصعود موج ششم کرونا و شعله‌های سوزان افزایش ظرفیت رشته پزشکی، آتش زیر خاکستر طرح تحول آموزش پزشکی این روزها در مجلس از مسیری مستقل قدم به سوی تکامل برمی‌دارد. طرحی که در پی تصویب، آموزش دانشجویان پزشکی را از وزارت بهداشت گرفته و به وزارت علوم می‌سپارد. درواقع ادغام این دو وزارت هم‌زمان می‌شود با جدایی کامل آموزش پزشکی از رسته درمان. سیستم سلامت کشور از بحث ادغام خاطره‌ها دارد. شاید بارزترین آن به ادغام دو دانشگاه تهران و ایران برمی‌گردد. ادغامی که اسکار زخم آن هنوز بر تابلوی سردر دانشگاه ایران و هنگام ایستادن در ترافیک بزرگراه همت از فرسنگ‌ها دورتر قابل مشاهده است. اگر از مفهوم صعب‌الحلقوم جدایی آموزش پزشکی از سیستم درمان بگذریم و همچنین چشم روی سندهای بالادستی ببندیم که سال‌هاست دستورات و بخش‌نامه‌های حوزه پزشکی را خطاب به وزارت بهداشت می‌نویسند، می‌رسیم به چند بند مهم در این طرح. آموزش زیر نظر وزارت علوم و سپس گذراندن دوران کارآموزی و کارورزی زیر نظر بیمارستان‌ها یعنی ایجاد یک ساختار بوروکراتیک رعب‌آور با هدف هماهنگی دو وزارت بهداشت و علوم. درحالی‌که هر کدام از این وزارت‌ها طی سالیان و به شکل علی‌حده بعضا در انجام امور مربوط به فارغ‌التحصیلان خود دچار مشکل شده‌اند. از طرفی وزارت بهداشت است که مدت‌هاست سختی پرداخت حق‌الزحمه پزشکان خود و تأخیرهای گاه یک‌ساله در واریز حقوق و کارانه نیروهای طرحی را به دوش می‌کشد. در طرف دیگر وزارت علوم است که حتی از وزارت بهداشت یک قدم عقب‌تر مانده و اصلا نمی‌داند با فارغ‌التحصیلان کارشناسی و کارشناسی‌ارشد خود که روی دستش مانده، چه کند. حال تصور کنید شما دانشجوی پزشکی هستید و می‌خواهید مدرک خود را از وزارت علوم بگیرید ولی باید گواهی گذران بخشی از تحصیل خود را از وزارت بهداشت بگیرید و به وزارت علوم تحویل دهید، سپس مدارک را به وزارت بهداشت برگردانید و طرح را در یکی از بیمارستان‌های این وزارت بگذرانید و بعد مجدد گواهی مربوطه را به وزارت علوم ببرید و بعد دوباره... قس‌علی‌هذا! این پیچیدگی اداری را بگذارید در کنار افزایش تعداد دانشجویان که طبق ماده ۲ و ۳ از طرح تحول آموزش پزشکی باید سالانه ۳۰ تا ۴۰ درصد به تعدادشان افزوده شود. در ماده ۵ و تبصره مربوطه از طرح تحول آموزش پزشکی آمده است که فارغ‌التحصیلان پزشکی عمومی و تخصصی باید دو برابر مدت تحصیل را به عنوان طرح در خدمت دولت باشند، یعنی یک متخصص داخلی باید ۲۲ سال در خدمت دولت باشد و طبق تأکید همین طرح، اکیدا مجاز به کار خصوصی و کار در مطب نیستند. با کمی تفکر در این ماده و تبصره شدید‌اللحن آن، تردید بزرگی در قلوب ناظران نزول می‌کند که دقیقا چرا باید یک نفر با این شرایط پزشکی بخواند؟!

آیا کرسی‌های ظرفیت‌های رو‌به‌رشد با این شرایط به وصال معشوق دانشجوی خود می‌رسند؟ آیا پس از فوران موج پردردسر مهاجرت، سونامی آن به سن ۱۸سالگی و قبل از زمان کنکور نمی‌رسد؟ تازه اگر کسی با این شرایط اقدام به ورود به رشته پزشکی کند (که الحق شایسته مدال لیاقت و افتخار است) در آن مدت طولانی طرح آیا نصیبی از حقوق ماهانه خود می‌برد درحالی‌که بودجه همان بودجه است، اما سازمان طرف حساب شما این بار دو وزارتخانه است که شاید پرداخت حقوق نیروها در حوزه اختیارات هیچ‌یک قرار نگیرد! آموزش پزشکی از سال ۶۴ در اختیار وزارت بهداشت بوده و در تمام این سال‌ها زیر سایه بسیاری از تصمیمات درست و تخصصی تبدیل به یک سیستم پرپیچ‌وخم و ریشه‌دار شده است. درحالی‌که سیستم‌های اداری ما گاهی تنها در تغییر یک نام دچار بحران می‌شوند و از پس هزینه‌های چاپ فرم‌‌های جدید با لوگو و نام جدید برنمی‌آیند، چگونه می‌توان تصور کرد که به‌راحتی می‌شود سیستم آموزش رشته پزشکی را با تمام کارمندان و محصلان و هیئت‌های علمی‌اش به دست باد سپرد تا شاید در سرسرای وزارت علوم آرام گیرد و نامش بشود تحول نظام آموزش پزشکی. سیستم آموزش و درمان نه از طرح تحول و نه از ادغام خاطره خوشی ندارد.