|

سفرنامه افغانستان و شب جنگ

شرق: «چای سبز در پل سرخ» با عنوان فرعی «یادداشت‌های سفر به افغانستان»، کتابی است نوشته‌ پیمان حقیقت‌طلب، محسن شهرابی‌فراهانی و حسین شیرازی که توسط انتشارات میراث اهل قلم به چاپ رسیده است. این کتاب که درواقع می‌توان آن را سفرنامه نویسندگان به افغانستان دانست، حاصل تلاشی است که برای درک بهتر و دقیق‌تر زندگی مهاجران افغان صورت گرفته است. نویسندگان کتاب برای یافتن چرایی مهاجرت دست به این سفر زده‌اند تا پاسخ این پرسش را از نزدیک مشاهده کنند. آنها در بخشی از مقدمه کتاب نوشته‌اند: «ما باید افغانستان را می‌دیدیم. هوای آنجا را باید تنفس می‌کردیم، باید هم‌سفره‌ مردمش می‌شدیم. در بازارها و خیابان‌هایش پرسه می‌زدیم. خلاصه اینکه می‌بایست کمی طعم زندگی را در افغانستان مزمزه می‌کردیم». «چای سبز در پل سرخ» مجموعه‌ پنجاه‌وچهار یادداشت از سفر نویسندگان به افغانستان به همراه دو پیوست است. یادداشت‌ها طیف متنوعی از موضوعات را شامل می‌شوند. توصیف گلشهر مشهد (یکی از سکونتگاه‌های مشهور مهاجران افغانستانی در ایران)، تاکسی‌های مشهد-هرات، دیدنی‌های شهرهای هرات و کابل، غذاهای افغانستانی‌ها، زندگی روزمره در افغانستان، فعالیت‌های دانشگاه‌ آزاد و بانک‌های ایرانی در افغانستان، آرایشگاه‌های زنانه و مردانه در کابل، دیدارهای متعدد با افغانستانی‌هایی که روزگاری در ایران مهاجر بودند و... از موضوعات این سفرنامه است. پیوست اول کتاب معرفی سفرنامه‌هایی است که قبل از این کتاب به زبان فارسی طی سال‌های مختلف به چاپ رسیده‌اند. نویسندگان بر این اعتقادند که علی‌رغم نزدیکی ایران و افغانستان و همزیستی چند‌‌دهه‌ای این دو ملت، سفرنامه‌ها و کتاب‌هایی که در مورد افغانستان نوشته شده‌اند، اندک‌اند. پیوست دوم کتاب نیز شامل عکس‌های منتخب از افغانستان است. نویسندگان «چای سبز در پل سرخ» در یادداشت‌ها از زاویه‌ دید اول‌شخص جمع استفاده کرده‌اند و تصویر تمام و کمالی از کشور افغانستان قبل از تسلط طالبان ارائه می‌کنند. تسلط طالبان در تابستان ۱۴۰۰ شاید امری ناگهانی به نظر برسد اما در یادداشت‌های «چای سبز در پل سرخ» ریشه‌های قدرت‌گرفتن طالبان و نحوه‌ پیشرفت آنان با دقت و در بطن جامعه‌ افغانستان روایت شده است. پل سرخ قلب فرهنگی شهر کابل است؛ جایی که در آن کتابفروشی‌ها و کافه‌های زیادی شکل گرفته است. در افغانستان چای سبز از چای سیاه رواج بیشتری دارد. عنوان کتاب «چای سبز در پل سرخ» نیز استعاره‌ای از دیدارها و گپ‌و‌گفت‌های نویسندگان کتاب با طیف‌های مختلفی از مردمان افغانستان در این کشور است. در پشت جلد این کتاب اشاره شده که بخشی از درآمد حاصل از فروش این کتاب صرف آموزش کودکان مهاجر در ایران می‌شود.
«پرسه‌گرد» عنوان مجموعه‌داستانی است از ناصر قادری که مدتی پیش در نشر آگه منتشر شد. این کتاب شامل نوزده داستان کوتاه است که به موقعیت‌ها و موضوعات مختلفی مربوط‌اند و البته آن‌طور که در توضیحات پشت جلد کتاب آمده، عنوان کتاب به نوعی گویای درون‌مایه مشترک داستان‌ها است: «شخصیت‌های لایه‌های گوناگون اجتماع، از پرسه‌گردی عینی در خیابان‌ها و محله‌ها، به پرسه‌گردی ذهنی می‌رسند در رؤیاها و کابوس‌ها. این پرسه‌گردها تنهایند، بی‌پشتوانه خانواده و اجتماع و قدرت، و دغدغه بیرونی‌شان غم نان و غم عشق، و دغدغه درونی‌شان، غم کیستی و غم چیستی؛ با زبان‌هایی مختلف در سطوح طبقاتی مختلف، از زبان محاوره حاشیه شهر، تا زبان معیار قشر متوسط، تا زبان شاعرانه اهل کتاب. مضمون مشترک بسیاری از این داستان‌ها مرگ است به شکل‌‌های متفاوت، و گرایش شخصیت‌ها به رانه مردگی بیشتر است از رانه زندگی». «پرسه‌گرد» نام اولین داستان است و در واقع نام مجموعه برگرفته از این داستان است که به اول‌شخص روایت شده است. راوی این داستان، کار نیمه‌وقتی در چاپخانه دارد و می‌گوید از وقتی دانشگاه تعطیل شده کاروبارش خیابان‌گردی شده است. او بعد از اتمام کارش در چاپخانه، بی‌آنکه هدف مشخصی داشته باشد در خیابان‌ها می‌چرخد یا دنبال آدم‌ها می‌رود و به مکالمات‌شان گوش می‌دهد. او البته این کار را به قصد مزاحمت انجام نمی‌دهد، در خیابان‌ها می‌چرخد چون پرسه‌گردی عادتش شده: «معمولا رد کسی را می‌گیرم و می‌افتم دنبالش و دزدکی به گفت‌وگوهایش با آدم‌های مختلف گوش می‌دهم. زن یا مرد فرق نمی‌کند. ولی با مردها، به‌خصوص پیرمردها، راحت‌ترم. گرفتاری زن‌ها زیاد است. یک بار شانس آوردم؛ زنی که دنبالش بودم ناگهان برگشت و با داد و بیداد به طرفم آمد و گفت: ولگرد بی‌پدر! و یکی قایم خواباند توی گوشم. اما قبل از اینکه جماعت دورمان جمع شوند از معرکه در‌رفتم». راوی معمولا در خیابان‌های مرکزی شهر پرسه می‌زند و با گشتن در شهر تصویری از اوضاع و احوال خیابان‌ها هم به دست می‌دهد.

شرق: «چای سبز در پل سرخ» با عنوان فرعی «یادداشت‌های سفر به افغانستان»، کتابی است نوشته‌ پیمان حقیقت‌طلب، محسن شهرابی‌فراهانی و حسین شیرازی که توسط انتشارات میراث اهل قلم به چاپ رسیده است. این کتاب که درواقع می‌توان آن را سفرنامه نویسندگان به افغانستان دانست، حاصل تلاشی است که برای درک بهتر و دقیق‌تر زندگی مهاجران افغان صورت گرفته است. نویسندگان کتاب برای یافتن چرایی مهاجرت دست به این سفر زده‌اند تا پاسخ این پرسش را از نزدیک مشاهده کنند. آنها در بخشی از مقدمه کتاب نوشته‌اند: «ما باید افغانستان را می‌دیدیم. هوای آنجا را باید تنفس می‌کردیم، باید هم‌سفره‌ مردمش می‌شدیم. در بازارها و خیابان‌هایش پرسه می‌زدیم. خلاصه اینکه می‌بایست کمی طعم زندگی را در افغانستان مزمزه می‌کردیم». «چای سبز در پل سرخ» مجموعه‌ پنجاه‌وچهار یادداشت از سفر نویسندگان به افغانستان به همراه دو پیوست است. یادداشت‌ها طیف متنوعی از موضوعات را شامل می‌شوند. توصیف گلشهر مشهد (یکی از سکونتگاه‌های مشهور مهاجران افغانستانی در ایران)، تاکسی‌های مشهد-هرات، دیدنی‌های شهرهای هرات و کابل، غذاهای افغانستانی‌ها، زندگی روزمره در افغانستان، فعالیت‌های دانشگاه‌ آزاد و بانک‌های ایرانی در افغانستان، آرایشگاه‌های زنانه و مردانه در کابل، دیدارهای متعدد با افغانستانی‌هایی که روزگاری در ایران مهاجر بودند و... از موضوعات این سفرنامه است. پیوست اول کتاب معرفی سفرنامه‌هایی است که قبل از این کتاب به زبان فارسی طی سال‌های مختلف به چاپ رسیده‌اند. نویسندگان بر این اعتقادند که علی‌رغم نزدیکی ایران و افغانستان و همزیستی چند‌‌دهه‌ای این دو ملت، سفرنامه‌ها و کتاب‌هایی که در مورد افغانستان نوشته شده‌اند، اندک‌اند. پیوست دوم کتاب نیز شامل عکس‌های منتخب از افغانستان است. نویسندگان «چای سبز در پل سرخ» در یادداشت‌ها از زاویه‌ دید اول‌شخص جمع استفاده کرده‌اند و تصویر تمام و کمالی از کشور افغانستان قبل از تسلط طالبان ارائه می‌کنند. تسلط طالبان در تابستان ۱۴۰۰ شاید امری ناگهانی به نظر برسد اما در یادداشت‌های «چای سبز در پل سرخ» ریشه‌های قدرت‌گرفتن طالبان و نحوه‌ پیشرفت آنان با دقت و در بطن جامعه‌ افغانستان روایت شده است. پل سرخ قلب فرهنگی شهر کابل است؛ جایی که در آن کتابفروشی‌ها و کافه‌های زیادی شکل گرفته است. در افغانستان چای سبز از چای سیاه رواج بیشتری دارد. عنوان کتاب «چای سبز در پل سرخ» نیز استعاره‌ای از دیدارها و گپ‌و‌گفت‌های نویسندگان کتاب با طیف‌های مختلفی از مردمان افغانستان در این کشور است. در پشت جلد این کتاب اشاره شده که بخشی از درآمد حاصل از فروش این کتاب صرف آموزش کودکان مهاجر در ایران می‌شود.
«پرسه‌گرد» عنوان مجموعه‌داستانی است از ناصر قادری که مدتی پیش در نشر آگه منتشر شد. این کتاب شامل نوزده داستان کوتاه است که به موقعیت‌ها و موضوعات مختلفی مربوط‌اند و البته آن‌طور که در توضیحات پشت جلد کتاب آمده، عنوان کتاب به نوعی گویای درون‌مایه مشترک داستان‌ها است: «شخصیت‌های لایه‌های گوناگون اجتماع، از پرسه‌گردی عینی در خیابان‌ها و محله‌ها، به پرسه‌گردی ذهنی می‌رسند در رؤیاها و کابوس‌ها. این پرسه‌گردها تنهایند، بی‌پشتوانه خانواده و اجتماع و قدرت، و دغدغه بیرونی‌شان غم نان و غم عشق، و دغدغه درونی‌شان، غم کیستی و غم چیستی؛ با زبان‌هایی مختلف در سطوح طبقاتی مختلف، از زبان محاوره حاشیه شهر، تا زبان معیار قشر متوسط، تا زبان شاعرانه اهل کتاب. مضمون مشترک بسیاری از این داستان‌ها مرگ است به شکل‌‌های متفاوت، و گرایش شخصیت‌ها به رانه مردگی بیشتر است از رانه زندگی». «پرسه‌گرد» نام اولین داستان است و در واقع نام مجموعه برگرفته از این داستان است که به اول‌شخص روایت شده است. راوی این داستان، کار نیمه‌وقتی در چاپخانه دارد و می‌گوید از وقتی دانشگاه تعطیل شده کاروبارش خیابان‌گردی شده است. او بعد از اتمام کارش در چاپخانه، بی‌آنکه هدف مشخصی داشته باشد در خیابان‌ها می‌چرخد یا دنبال آدم‌ها می‌رود و به مکالمات‌شان گوش می‌دهد. او البته این کار را به قصد مزاحمت انجام نمی‌دهد، در خیابان‌ها می‌چرخد چون پرسه‌گردی عادتش شده: «معمولا رد کسی را می‌گیرم و می‌افتم دنبالش و دزدکی به گفت‌وگوهایش با آدم‌های مختلف گوش می‌دهم. زن یا مرد فرق نمی‌کند. ولی با مردها، به‌خصوص پیرمردها، راحت‌ترم. گرفتاری زن‌ها زیاد است. یک بار شانس آوردم؛ زنی که دنبالش بودم ناگهان برگشت و با داد و بیداد به طرفم آمد و گفت: ولگرد بی‌پدر! و یکی قایم خواباند توی گوشم. اما قبل از اینکه جماعت دورمان جمع شوند از معرکه در‌رفتم». راوی معمولا در خیابان‌های مرکزی شهر پرسه می‌زند و با گشتن در شهر تصویری از اوضاع و احوال خیابان‌ها هم به دست می‌دهد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.