|
کدخبر: 277636

افراط و تفریط تحریم

از میان شاخص‌های ارزیابی وضعیت اقتصادی کشورها و معیشت ملل، شاخص درآمد سرانه، با تمام نارسایی‌هایش، هنوز یکی از معتبرترین و مربوط‌ترین ابزارهای برآورد است. بررسی داد‌ه‌‌های مختلف، اعم از آنچه بانک مرکزی یا مرکز آمار ایران اعلام کرده تا آنچه ازسوی صندوق بین‌المللی پول یا بانک جهانی منتشر شده، نشان می‌دهد که در بازه‌ای 10‌ساله از ابتدای سال 89 تا پایان سال گذشته، درآمد هر ایرانی براساس قدرت خرید وی به‌طورمیانگین، دست‌کم کاهشی در حد 30 درصد داشته که به معنی کوچک‌ترشدن سفره خانواده‌هاست. نیازی به توضیح بیشتر نیست که اگر بر سر رقم دقیق این کاهش یا مدل محاسبه شاخص یاد شده، ملاحظه یا نقدی وجود داشته باشد، بر سر اصل تحقق این واقعیت، بحثی نمی‌توان کرد.‌بدیهی است که علل کاهش درآمد سرانه که می‌توان از آن به افت سطح معیشت تعبیر کرد، تابعی ساده و تک‌متغیره نیست و برای بررسی متغیرهای اثرگذار بر این شاخص و میزان آنها، باید پژوهشی دقیق و جامع انجام شود. اما در رویکردی کلی، می‌توان با بررسی نقطه‌نظر‌های صاحب‌نظران و پژوهشگران و واقعیت‌های موجود به این نتیجه رسید که از میان عوامل داخلی، شیوه حکم‌رانی و از میان عوامل خارجی، تحریم‌های آمریکا دو متغیر مهم و اثرگذار بوده‌اند. جست‌وجوهای نویسنده این سطور، اطلاعات متقنی را مبنی‌بر اینکه سهم هر کدام از دو عامل در این کاهش چقدر بوده است، به دست نمی‌دهد و از این روی پژوهشی مستقل لازم است تا میزان اثر هر کدام از عامل‌های دوگانه پیش‌گفته را بر کاهش سطح معیشت برآورد کند. بدیهی است که در این مسیر نمی‌توان اظهارات سیاسی ازسوی جناح‌های مختلف را قابل اتکا دانست؛ اظهاراتی که به خطا، گاه تنها علت تنگنای معیشتی‌ را، تحریم‌ها عنوان می‌کند و گاه همه را به شیوه اداره کشور نسبت می‌دهد و اداره کشور را نیز به خطا، به قوه مجریه محدود می‌کند، درصورتی‌که در بازه مورد نظر دو کابینه‌ با دو رویکرد متفاوت مسئولیت اجرائی را به عهده داشته است.‌در اینکه باید ارزیابی علمی دقیقی از متغیرهای داخلی اثرگذار بر تنگنای اقتصادی و سهم هر کدام از قوا و ارکان اداره کشور صورت پذیرد تا تصمیم‌گیری بهینه تحقق یابد تردیدی نیست و اتفاقا این امر، در آستانه ورود به سال انتخابات ریاست‌جمهوری کشور، ضرورتی انکارناپذیر دارد، اما به‌دلیل افزایش مباحث مختلف درخصوص تحریم‌ها و رویکرد افزایش فشارهای حداکثری ایالات‌متحده بر ایران در روزهای اخیر که به دلیل تغییر دستگاه حاکمه در واشنگتن، جدی‌تر شده است، موضوع محوری این نوشته، تحریم‌های آمریکاست. جای تأکید دوباره دارد که پرداختن به تحریم‌ها در این نوشته را نباید به‌مثابه بی‌اثر یا حتی ضعیف‌شمردن اثر شیوه‌های اداره کشور بر بروز مسائل اقتصادی تلقی کرد.

تجربه دو دهه گذشته نشان می‌دهد که هرگونه افراط یا تفریط در ارزیابی اثر تحریم‌های بین‌المللی، به‌ویژه آنچه از سوی آمریکا اعمال شده است، خطای تصمیم‌گیری را به دنبال دارد. نعمت دانستن تحریم‌ها و کاغذپاره تلقی‌کردن قطع‌نامه‌های تحریم به همان اندازه خطایی بزرگ است که انتظار معجزه داشتن از رفع تمامی تحریم‌ها. از‌این‌رو، اتخاذ رویکردی واقع‌بینانه در قبال تحریم‌ها به‌شدت ضروری و سودمند است. بررسی درآمدهای کشور از محل معاملات بین‌المللی اعم از صادرات نفت و فراورده‌ها تا صادرات غیرنفتی در 10 سال گذشته، میزان و چگونگی دستیابی به ارز حاصل از صادرات، هزینه مبادله و نقل و انتقال ارز و همچنین واردات فناوری و کالاهای اساسی، مواد اولیه ضروری و سایر کالاهای واسطه‌ای نشان می‌دهد که تحریم‌ها اثر مهم و غیرقابل انکاری بر کوچک‌ترشدن اقتصاد کشور داشته‌اند. ازاین‌رو، نگارنده بر این باور است که آغاز مذاکره برای رفع تحریم‌ها باید به گفتمان غالب در کشور تبدیل شود؛ همان‌گونه که عدم تسلیم در مقابل زورگویی‌ها، زیاده‌خواهی‌ها و بدرفتاری‌ها‌ی آمریکایی‌ها که ریشه در خوی استکباری و راهبرد امپریالیسمی آنان داشته و محدود به ایران هم نیست، گفتمان غالب جامعه ایرانی است. رواج این گفتمان که مذاکره هیچ‌گاه به معنی سازش نبوده و در راستای منافع ملی، امری ضروری نیز به شمار می‌رود، نیاز اضطراری این‌ روزهای کشور است. به عبارت دیگر، باید مذاکره بی‌درنگ برای رفع تحریم‌ها مورد حمایت تمام جناح‌ها و ارکان اثرگذار سیاسی و مدنی کشور باشد و هرگونه اخلال در روند مذاکره که مراد اصلی کشورهای رقیب ایران و بدخواهان منطقه‌ای و جهانی است، گناهی بزرگ به حساب آید. تیم دستگاه سیاست خارجی ایران که از آزمون‌های قبلی سربلند بیرون آمده و تقوا، عزت‌مداری و وفاداری به منافع ملی آنان مورد تأیید رهبر بزرگوار انقلاب نیز قرار گرفته، نباید کار امروز را به فردا افکنده و به‌دلیل برخی هیاهوهای داخلی یا منطقه‌ای تردیدی به دل راه دهند. دلیل دیگر بهنگام‌بودن آغاز مذاکرات آن است که از یک ‌سو، جهانیان و آمریکایی‌ها، تاب‌آوری ایران را در مقابل فشارهای ستمگرانه و حداکثری رئیس‌جمهور تروریست قبلی آزموده و یقین پیدا کرده‌اند که باید با زبانی مناسب‌تر و از موضعی برابر با جمهوری اسلامی ایران تعامل کنند و از سوی دیگر، تصمیم‌گیران و تحلیلگران ایرانی نیز ارزیابی شفاف‌تری از آثار تحریم‌ها به دست آورده‌اند که تجربه‌ای گران‌سنگ برای ساختن فردای ایران و ایرانی است. دقایقی ز زمانه هنوز در پیش است/ که از سراسر بگذشته قیمتش بیش است.

از میان شاخص‌های ارزیابی وضعیت اقتصادی کشورها و معیشت ملل، شاخص درآمد سرانه، با تمام نارسایی‌هایش، هنوز یکی از معتبرترین و مربوط‌ترین ابزارهای برآورد است. بررسی داد‌ه‌‌های مختلف، اعم از آنچه بانک مرکزی یا مرکز آمار ایران اعلام کرده تا آنچه ازسوی صندوق بین‌المللی پول یا بانک جهانی منتشر شده، نشان می‌دهد که در بازه‌ای 10‌ساله از ابتدای سال 89 تا پایان سال گذشته، درآمد هر ایرانی براساس قدرت خرید وی به‌طورمیانگین، دست‌کم کاهشی در حد 30 درصد داشته که به معنی کوچک‌ترشدن سفره خانواده‌هاست. نیازی به توضیح بیشتر نیست که اگر بر سر رقم دقیق این کاهش یا مدل محاسبه شاخص یاد شده، ملاحظه یا نقدی وجود داشته باشد، بر سر اصل تحقق این واقعیت، بحثی نمی‌توان کرد.‌بدیهی است که علل کاهش درآمد سرانه که می‌توان از آن به افت سطح معیشت تعبیر کرد، تابعی ساده و تک‌متغیره نیست و برای بررسی متغیرهای اثرگذار بر این شاخص و میزان آنها، باید پژوهشی دقیق و جامع انجام شود. اما در رویکردی کلی، می‌توان با بررسی نقطه‌نظر‌های صاحب‌نظران و پژوهشگران و واقعیت‌های موجود به این نتیجه رسید که از میان عوامل داخلی، شیوه حکم‌رانی و از میان عوامل خارجی، تحریم‌های آمریکا دو متغیر مهم و اثرگذار بوده‌اند. جست‌وجوهای نویسنده این سطور، اطلاعات متقنی را مبنی‌بر اینکه سهم هر کدام از دو عامل در این کاهش چقدر بوده است، به دست نمی‌دهد و از این روی پژوهشی مستقل لازم است تا میزان اثر هر کدام از عامل‌های دوگانه پیش‌گفته را بر کاهش سطح معیشت برآورد کند. بدیهی است که در این مسیر نمی‌توان اظهارات سیاسی ازسوی جناح‌های مختلف را قابل اتکا دانست؛ اظهاراتی که به خطا، گاه تنها علت تنگنای معیشتی‌ را، تحریم‌ها عنوان می‌کند و گاه همه را به شیوه اداره کشور نسبت می‌دهد و اداره کشور را نیز به خطا، به قوه مجریه محدود می‌کند، درصورتی‌که در بازه مورد نظر دو کابینه‌ با دو رویکرد متفاوت مسئولیت اجرائی را به عهده داشته است.‌در اینکه باید ارزیابی علمی دقیقی از متغیرهای داخلی اثرگذار بر تنگنای اقتصادی و سهم هر کدام از قوا و ارکان اداره کشور صورت پذیرد تا تصمیم‌گیری بهینه تحقق یابد تردیدی نیست و اتفاقا این امر، در آستانه ورود به سال انتخابات ریاست‌جمهوری کشور، ضرورتی انکارناپذیر دارد، اما به‌دلیل افزایش مباحث مختلف درخصوص تحریم‌ها و رویکرد افزایش فشارهای حداکثری ایالات‌متحده بر ایران در روزهای اخیر که به دلیل تغییر دستگاه حاکمه در واشنگتن، جدی‌تر شده است، موضوع محوری این نوشته، تحریم‌های آمریکاست. جای تأکید دوباره دارد که پرداختن به تحریم‌ها در این نوشته را نباید به‌مثابه بی‌اثر یا حتی ضعیف‌شمردن اثر شیوه‌های اداره کشور بر بروز مسائل اقتصادی تلقی کرد.

تجربه دو دهه گذشته نشان می‌دهد که هرگونه افراط یا تفریط در ارزیابی اثر تحریم‌های بین‌المللی، به‌ویژه آنچه از سوی آمریکا اعمال شده است، خطای تصمیم‌گیری را به دنبال دارد. نعمت دانستن تحریم‌ها و کاغذپاره تلقی‌کردن قطع‌نامه‌های تحریم به همان اندازه خطایی بزرگ است که انتظار معجزه داشتن از رفع تمامی تحریم‌ها. از‌این‌رو، اتخاذ رویکردی واقع‌بینانه در قبال تحریم‌ها به‌شدت ضروری و سودمند است. بررسی درآمدهای کشور از محل معاملات بین‌المللی اعم از صادرات نفت و فراورده‌ها تا صادرات غیرنفتی در 10 سال گذشته، میزان و چگونگی دستیابی به ارز حاصل از صادرات، هزینه مبادله و نقل و انتقال ارز و همچنین واردات فناوری و کالاهای اساسی، مواد اولیه ضروری و سایر کالاهای واسطه‌ای نشان می‌دهد که تحریم‌ها اثر مهم و غیرقابل انکاری بر کوچک‌ترشدن اقتصاد کشور داشته‌اند. ازاین‌رو، نگارنده بر این باور است که آغاز مذاکره برای رفع تحریم‌ها باید به گفتمان غالب در کشور تبدیل شود؛ همان‌گونه که عدم تسلیم در مقابل زورگویی‌ها، زیاده‌خواهی‌ها و بدرفتاری‌ها‌ی آمریکایی‌ها که ریشه در خوی استکباری و راهبرد امپریالیسمی آنان داشته و محدود به ایران هم نیست، گفتمان غالب جامعه ایرانی است. رواج این گفتمان که مذاکره هیچ‌گاه به معنی سازش نبوده و در راستای منافع ملی، امری ضروری نیز به شمار می‌رود، نیاز اضطراری این‌ روزهای کشور است. به عبارت دیگر، باید مذاکره بی‌درنگ برای رفع تحریم‌ها مورد حمایت تمام جناح‌ها و ارکان اثرگذار سیاسی و مدنی کشور باشد و هرگونه اخلال در روند مذاکره که مراد اصلی کشورهای رقیب ایران و بدخواهان منطقه‌ای و جهانی است، گناهی بزرگ به حساب آید. تیم دستگاه سیاست خارجی ایران که از آزمون‌های قبلی سربلند بیرون آمده و تقوا، عزت‌مداری و وفاداری به منافع ملی آنان مورد تأیید رهبر بزرگوار انقلاب نیز قرار گرفته، نباید کار امروز را به فردا افکنده و به‌دلیل برخی هیاهوهای داخلی یا منطقه‌ای تردیدی به دل راه دهند. دلیل دیگر بهنگام‌بودن آغاز مذاکرات آن است که از یک ‌سو، جهانیان و آمریکایی‌ها، تاب‌آوری ایران را در مقابل فشارهای ستمگرانه و حداکثری رئیس‌جمهور تروریست قبلی آزموده و یقین پیدا کرده‌اند که باید با زبانی مناسب‌تر و از موضعی برابر با جمهوری اسلامی ایران تعامل کنند و از سوی دیگر، تصمیم‌گیران و تحلیلگران ایرانی نیز ارزیابی شفاف‌تری از آثار تحریم‌ها به دست آورده‌اند که تجربه‌ای گران‌سنگ برای ساختن فردای ایران و ایرانی است. دقایقی ز زمانه هنوز در پیش است/ که از سراسر بگذشته قیمتش بیش است.