|

دو متهم بامداد دیروز در ملاء‌عام به دار آویخته شدند

پایان پرونده زورگیری جنجالی

عکس: امیر پورمند،ایسنا

پایان پرونده زورگیری جنجالی

شرق : سکوی چوبی، سرمای زمستان و ترس از مرگ، دو جوان محکوم به اعدام را آنچنان تحت تاثیر خود قرار داد که یکی از آنها به آغوش مردی پناه برد که قرار بود تا لحظاتی دیگر طناب‌دار را دور گردن او حلقه کند. دو زورگیر که به اعدام محکوم شده بودند بامداد دیروز در خیابان بهشهر تهران به دار آویخته شدند.

علیرضا و محمدعلی که هنوز به 25 سال نرسیده‌ بودند در جریان زورگیری در خیابان خردمند جنوبی به محاربه و افساد فی‌الارض متهم وبه اعدام محکوم شدند هرچند شاکی پرونده‌شان در دادگاه گفته‌ بود راضی به اعدام این دو جوان نیست.

ساعت هنوز به شش نرسیده‌بود که افرادی در پارک هنرمندان جایی که قرار بود این دو جوان به دار آویخته شوند. جمع شدند. صدای همهمه فضا را پوشانده‌ بود اما در میان این صدا‌ها، علیرضا متهم ردیف اول این پرونده صدای دو زن جوان را به خوبی می‌شناخت. این صدا صدای دو خواهر جوانش بود که آمده‌بودند تا جان دادن برادرشان را تماشا کنند. حالا میان این خواهران و برادر چندین‌متر فاصله‌ بود. همه چیز برای اعدام آماده‌ بود از ساعت‌ها قبل ماموران محوطه را محاصره کرده ‌بودند، ماشین حمل جسد آمده‌‌ بود، تعدادی از شهروندان نیز در محل حاضر‌ و منتظر ‌بودند تا مجازات دو ‌زورگیر 70هزارتومانی را تماشا کنند، اما انگار اهالی محل تمایلی به تماشای این مرگ نداشتند، چراغ خانه‌های اطراف خاموش بود و کسی از پنجره‌ها به بیرون سرک نمی‌کشید. محوطه اعدام با داربست جدا شده ‌‌بود و جرثقیل‌ها که طناب‌های سفید از قلاب‌ آنها آویزان بود برای اجرای حکم منتظر دستور بودند. دقایقی بعد سرهنگ خانچرلی رییس پلیس پیشگیری و سرهنگ محمدیان رییس پلیس آگاهی تهران هم از راه رسیدند. دقایقی بعد ماشین مجریان قانونی حکم کنار جرثقیل توقف کرد و متهمان برای اجرای حکم بالای سکو برده‌شدند. علیرضا و محمدعلی در حالی‌که به‌شدت ترسیده‌بودند گفتند که بی‌گناه هستند و برای خانواده‌هایشان دلتنگ شده‌اند.

تعدادی از اقوام دو متهم در میان تماشاچیان ایستاده‌بودند و به‌محض مشاهده آنها نام‌هایشان را صدا زدند و گریه کردند. لحظاتی بعد یکی از کارمندان اجرای احکام دادسرای جنایی تهران متن حکم را قرائت کرد و روشن شدن موتور دو جرثقیل خبر داد لحظه اعدام فرا رسیده‌است. علیرضا از یکی از مردان نقاب‌پوش که برای اجرای حکم بالای سکو ایستاده‌ بود درخواست کرد کمی آب به او بدهد و متهم دیگر سر روی شانه مجری حکمش گذاشت و کمی گریست. مجری حکم دستش را روی شانه‌های او گذاشت و به سمت طناب‌ دار هدایتش کرد. دو متهم در حالی‌که به شدت گریه می‌کردند طناب سفید را دور گردن خود حس کردند و چند ثانیه بعد فشار دست رانندگان جرثقیل روی اهرم حرکت‌دهنده قلاب دو جوان را به بالا کشید دو دقیقه زمان لازم بود تا دو مرد اعدامی جان از کالبدشان جدا شود. در این لحظه و در میان سکوت تماشاچیان، صدای شیون دو خواهر متهمان بلند و دمپایی‌های محکومان از پاهایشان جدا شد.

چند دقیقه بعد جرثقیل، اعدامیان را به پایین آورد تا پزشک قانونی مرگ آنها را تایید کند و بعد اجساد دوباره به بالا کشیده‌شد تا به مدت نیم‌ساعت به نمایش گذاشته شود و در نهایت اجساد در کاور‌های سرمه‌ای رنگ پزشکی قانونی جای گرفت.

حساسیت‌ها درباره پرونده علیرضا و محمدعلی زمانی اوج گرفت که فیلمی روی سایت‌های غیررسمی منتشر شد. این فیلم نشان می‌داد چهار جوان در خیابان خردمند جنوبی به سمت یک شهروند حمله کرده و قصد زورگیری اموال او را دارند. پخش گسترده فیلم مسوولان را روی این پرونده حساس کرد و چند روز بعد ماموران با ردیابی‌هایی که در مورد یکی از متهمان که فردی سابقه‌دار بود انجام دادند موفق به شناسایی چهار جوان شدند.بعد از دستگیری چهار متهم این پرونده آنها به صورت فوق‌العاده در دادگاه انقلاب تهران به اتهام محاربه و افساد‌فی‌الارض محاکمه شدند. علیرضا متهم ردیف اول این پرونده در بازجویی‌ها گفت: مادرم مریض بود، قبول دارم که جرمی را انجام دادم ولی برای عمل مادرم احتیاج به چهارمیلیون تومان پول داشتم. زندگی سختی داشتیم، پدر من مرده و مادرم در خانه‌های مردم کار می‌کرد و تحت پوشش کمیته امداد بودیم، کمیته امداد به ما وام داد که ما از طریق آن وام، خانه‌ای را برای خودمان، یعنی من، خواهر، مادربزرگم و مادرم بخریم. مادرم نمی‌توانست سرکار برود، من به او گفتم، نگران نباش برای عملت این پول را جور می‌کنم. در واقع مجبور شدم به‌دلیل فقر این کار را انجام دهم.

سایر متهمان نیز از خود دفاع کردند و بعد از پایان جلسه دادگاه قاضی صلواتی متهمان ردیف اول و دوم را به اعدام و دو متهم دیگر را هر کدام به 10 سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم کرد. این حکم به صورت فوق‌العاده در دیوانعالی کشور مورد تایید قرار گرفت و صبح دیروز متهمان در پارک هنرمندان اعدام شدند.

شرق : سکوی چوبی، سرمای زمستان و ترس از مرگ، دو جوان محکوم به اعدام را آنچنان تحت تاثیر خود قرار داد که یکی از آنها به آغوش مردی پناه برد که قرار بود تا لحظاتی دیگر طناب‌دار را دور گردن او حلقه کند. دو زورگیر که به اعدام محکوم شده بودند بامداد دیروز در خیابان بهشهر تهران به دار آویخته شدند.

علیرضا و محمدعلی که هنوز به 25 سال نرسیده‌ بودند در جریان زورگیری در خیابان خردمند جنوبی به محاربه و افساد فی‌الارض متهم وبه اعدام محکوم شدند هرچند شاکی پرونده‌شان در دادگاه گفته‌ بود راضی به اعدام این دو جوان نیست.

ساعت هنوز به شش نرسیده‌بود که افرادی در پارک هنرمندان جایی که قرار بود این دو جوان به دار آویخته شوند. جمع شدند. صدای همهمه فضا را پوشانده‌ بود اما در میان این صدا‌ها، علیرضا متهم ردیف اول این پرونده صدای دو زن جوان را به خوبی می‌شناخت. این صدا صدای دو خواهر جوانش بود که آمده‌بودند تا جان دادن برادرشان را تماشا کنند. حالا میان این خواهران و برادر چندین‌متر فاصله‌ بود. همه چیز برای اعدام آماده‌ بود از ساعت‌ها قبل ماموران محوطه را محاصره کرده ‌بودند، ماشین حمل جسد آمده‌‌ بود، تعدادی از شهروندان نیز در محل حاضر‌ و منتظر ‌بودند تا مجازات دو ‌زورگیر 70هزارتومانی را تماشا کنند، اما انگار اهالی محل تمایلی به تماشای این مرگ نداشتند، چراغ خانه‌های اطراف خاموش بود و کسی از پنجره‌ها به بیرون سرک نمی‌کشید. محوطه اعدام با داربست جدا شده ‌‌بود و جرثقیل‌ها که طناب‌های سفید از قلاب‌ آنها آویزان بود برای اجرای حکم منتظر دستور بودند. دقایقی بعد سرهنگ خانچرلی رییس پلیس پیشگیری و سرهنگ محمدیان رییس پلیس آگاهی تهران هم از راه رسیدند. دقایقی بعد ماشین مجریان قانونی حکم کنار جرثقیل توقف کرد و متهمان برای اجرای حکم بالای سکو برده‌شدند. علیرضا و محمدعلی در حالی‌که به‌شدت ترسیده‌بودند گفتند که بی‌گناه هستند و برای خانواده‌هایشان دلتنگ شده‌اند.

تعدادی از اقوام دو متهم در میان تماشاچیان ایستاده‌بودند و به‌محض مشاهده آنها نام‌هایشان را صدا زدند و گریه کردند. لحظاتی بعد یکی از کارمندان اجرای احکام دادسرای جنایی تهران متن حکم را قرائت کرد و روشن شدن موتور دو جرثقیل خبر داد لحظه اعدام فرا رسیده‌است. علیرضا از یکی از مردان نقاب‌پوش که برای اجرای حکم بالای سکو ایستاده‌ بود درخواست کرد کمی آب به او بدهد و متهم دیگر سر روی شانه مجری حکمش گذاشت و کمی گریست. مجری حکم دستش را روی شانه‌های او گذاشت و به سمت طناب‌ دار هدایتش کرد. دو متهم در حالی‌که به شدت گریه می‌کردند طناب سفید را دور گردن خود حس کردند و چند ثانیه بعد فشار دست رانندگان جرثقیل روی اهرم حرکت‌دهنده قلاب دو جوان را به بالا کشید دو دقیقه زمان لازم بود تا دو مرد اعدامی جان از کالبدشان جدا شود. در این لحظه و در میان سکوت تماشاچیان، صدای شیون دو خواهر متهمان بلند و دمپایی‌های محکومان از پاهایشان جدا شد.

چند دقیقه بعد جرثقیل، اعدامیان را به پایین آورد تا پزشک قانونی مرگ آنها را تایید کند و بعد اجساد دوباره به بالا کشیده‌شد تا به مدت نیم‌ساعت به نمایش گذاشته شود و در نهایت اجساد در کاور‌های سرمه‌ای رنگ پزشکی قانونی جای گرفت.

حساسیت‌ها درباره پرونده علیرضا و محمدعلی زمانی اوج گرفت که فیلمی روی سایت‌های غیررسمی منتشر شد. این فیلم نشان می‌داد چهار جوان در خیابان خردمند جنوبی به سمت یک شهروند حمله کرده و قصد زورگیری اموال او را دارند. پخش گسترده فیلم مسوولان را روی این پرونده حساس کرد و چند روز بعد ماموران با ردیابی‌هایی که در مورد یکی از متهمان که فردی سابقه‌دار بود انجام دادند موفق به شناسایی چهار جوان شدند.بعد از دستگیری چهار متهم این پرونده آنها به صورت فوق‌العاده در دادگاه انقلاب تهران به اتهام محاربه و افساد‌فی‌الارض محاکمه شدند. علیرضا متهم ردیف اول این پرونده در بازجویی‌ها گفت: مادرم مریض بود، قبول دارم که جرمی را انجام دادم ولی برای عمل مادرم احتیاج به چهارمیلیون تومان پول داشتم. زندگی سختی داشتیم، پدر من مرده و مادرم در خانه‌های مردم کار می‌کرد و تحت پوشش کمیته امداد بودیم، کمیته امداد به ما وام داد که ما از طریق آن وام، خانه‌ای را برای خودمان، یعنی من، خواهر، مادربزرگم و مادرم بخریم. مادرم نمی‌توانست سرکار برود، من به او گفتم، نگران نباش برای عملت این پول را جور می‌کنم. در واقع مجبور شدم به‌دلیل فقر این کار را انجام دهم.

سایر متهمان نیز از خود دفاع کردند و بعد از پایان جلسه دادگاه قاضی صلواتی متهمان ردیف اول و دوم را به اعدام و دو متهم دیگر را هر کدام به 10 سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم کرد. این حکم به صورت فوق‌العاده در دیوانعالی کشور مورد تایید قرار گرفت و صبح دیروز متهمان در پارک هنرمندان اعدام شدند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.