نئورئاليسم در روابط بينالملل
نظریه سیاست بینالملل کتابی است از کنت والتس درباره روابط بینالملل که در سال ۱۹۷۹ نوشته شده است. این کتاب به شرح و بسط نظریه جدیدی در روابط بینالملل میپردازد که نوواقعگرایی نام گرفته است. در واقع کنت والتس در این کتاب با توجه به نقدهایی که بر نظریه واقعگرایی در روابط بینالملل وارد شده است، نظریه نوواقعگرایی را عرضه میکند. این کتاب كه قبلا نيز به فارسی ترجمه شده بود، (ترجمه غلامعلی چگنیزاده و داریوش یوسفی، انتشارات وزارت امور خارجه و ترجمه روحالله طالبیآرانی، انتشارات مخاطب) بهتازگی با ترجمه ديگري روانه بازار نشر شده است. کنت والتس (1924ـ 2013) را میتوان یکی از پرنفوذترین و مشهورترین نظریهپردازان روابط بینالملل دانست و نظریه ساختاری او با سطح تحلیل بینالمللی یکی از پرارجاعترین کتب دانش روابط بینالملل به شمار میآید. این کتاب از زمان انتشار تاكنون به شکلی بیسابقه مورد توجه قرار گرفته است. دليل اين استقبال را در دو نکته و واقعیت میتوان جست: کتاب برای نخستینبار توانسته یکی از منسجمترین برداشتهای نظری را درباره رویدادها و روندهای بینالمللی ارائه دهد و دیگر آنکه، مباحث طرحشده در این کتاب طیف گستردهای از حوزههای دانش بشری را در جهت صورتبندی یک نظریه نوین و خوانش تحولات سیاست بینالملل دربر گرفته است. این نظریه و کتاب را میتوان حاصل تلاشی بینارشتهای و چندرشتهای دانست. نظریه بنیان علم است و نظریهها ریشه در ایدهها دارند. ایده والتس برای نظریهپردازی و صورتبندی کتاب «نظریه سیاست بینالملل» که نظریه واقعگرایی ساختاری یا نوواقعگرایی را توضيح ميدهد، به بنیانی برای استقرار و تحليل روابط بینالملل در دهه 1980 تبدیل شد. سالهای دهههای 1970 و 1980 سالهای شکوفایی نظریهپردازی در روابط بینالملل بودند. برخي بر اين عقيدهاند که نظریه «واقعگرایی ساختاری» والتس تا حد زیادی تحت تأثیر نظریه «سیستم جهانی» والرشتاین تدوین شده و او با استفاده از نظریات والرشتاین بر آن بوده تا به انتقادات اساسی وارد بر «نظریه واقعگرایی» در طول دهه 1970 پاسخ دهد و مکتب واقعگرایی را با پوششی ساختاری به نظریه مسلط روابط بینالملل تبدیل کند. از نظر والتس ساختار و واحدها در حال تعامل هميشگي با يكديگرند. ساختارهای سیاسی نظام سه عنصر اساسی دارند: نخست اصل نظمدهنده كه برای والتس به مفهوم اقتدارگریزی است. دوم، سرشت واحدها (با کارویژههای مشابه یا متفاوت). از دید والتس به واسطه اصل خودیاری سرشت واحدها بر همانندی است. سوم توزیع تواناییها. بر اساس این اصل که متغیرترین اصل در سه عنصر شکلدهنده ساختار است، تفاوت در توانمندی واحدها به تفاوت میان واحدهای دوقطبی و چندقطبی بازمیگردد. بر اساس این نظریه، مسئله اساسی والتس این است که چرا همه نظامهای بینالمللی با ساختار مشابه به نتایج مشابهی میرسند؟ والتس پاسخ میدهد که باید در روابط بینالملل چیزی خاص وجود داشته باشد که این وجود مشترک را توضیح دهد، پس جزئیترین فرض حفظ موجودیت نظام است. با این اوصاف، نتایج سیاسی بینالمللی که والتس بر اساس ایده خود پیشبینی میکند، شامل مواردی است همچون: نظامهای چندقطبی ناپایدارتر از نظامهای دوقطبیاند؛ وابستگی متقابل در شرایط دوقطبیبودن نظام کمتر از نظام چندقطبی است؛ قطعنظر از رفتار واحدها، کسب چیرگی توسط دولتی واحد بعید یا ناممکن است. کتاب نظریه سیاست بینالملل در اواخر دهه ۱۹۷۰ منتشر شد، يعني زمانی که نشانههای ضعف اتحاد جماهیر شوروی بسیاری از اهل نظر را به این باور رسانده بود که جهان دوقطبی به پایان رسیده است و البته بعضی با استناد به عواملی مانند تسلیحات هستهای و توانایی ضربه اول و ضربه دوم اتحاد شوروی آن را همچنان پابرجا میدانستند. کنت والتس در اين اثر با رویکردی سیستمی به سیاست بینالملل میپردازد و نشان میدهد که چرا نه باور دسته نخست درست است و نه باور دسته دوم، هر دو فاقد تعریف دوقطبیاند. والتس سیاست بینالملل را بهمثابه نظامی آنارشیک تعریف میکند و نظریه سیاست بینالملل او تعریف ثبات ساختاری این نظام آنارشیک است. نظریه والتس به جهان دوقطبی محدود نیست. او سیاست بینالملل را نهفقط در دوره پس از جنگ جهانی دوم که در طول سه قرن گذشته رصد میکند و ثبات ساختاری این سیستم آنارشیک را براساس توزیع سیستمی توانمندیها شرح میدهد. او براساس این تعریف نشان میدهد که پس از جنگ جهانی دوم ثبات ساختاری چندقطبی سیستم سیاست بینالملل بر هم خورده و ثبات ساختاری دوقطبی شکل گرفته که تا اواخر دهه ۱۹۷۰ نیز تداوم یافته است. نظریه والتس به پیش و پس از جنگ جهانی دوم یا فروپاشی شوروی محدود نیست. ثبات ساختاری سیستم آنارشیک سیاست بینالملل امروز هم قابل تعریف است.