|

پلاسكو چگونه ويران شد

آتش در خرمن

شرق: شهر تازه بیدار شده بود، آماده و منتظر برای هیاهوی روزانه، برای ازدحام و ترافیک، برای شتاب و تحرک، دادوستد، رفت‌وآمد که ناگهان جرقه‌ای زده شد و جرقه، آتش شد و آتش پهن شد بر پهنه یکی از قدیمی‌ترین برج‌های پایتخت. ساختمان پلاسکو، یکی از نبض‌های اقتصاد، شاهرگ عبور و مرور پارچه و پوشاک، ساختمان بی‌قرار، ساختمان سرشار از پول و سفته و چک، از حرارت آتش تب کرد؛ پاشویه‌اش بی‌فایده. جنگ آب و آتش جدالی نابرابر بود. شعله‌ها خصمانه می‌بلعیدند و ویران می‌کردند و باز ناگهان دیوار، آوار شد. پلاسکو مرد. فروریخت. نیست شد. نابود شد و ما ماندیم و بهت. ما ماندیم و حیرت. ما ماندیم و سوگ.

براساس گزارش سمیرا حسینی، خبرنگار «شرق»، ساعت 7:15 صبح روز پنجشنبه به ایستگاه آتش‌نشانی حسن‌آباد اعلام کردند آتش‌سوزی در طبقه 9 ساختمان پلاسکوی تهران اتفاق افتاده‌ است. به فاصله دودقیقه‌و 20 ثانیه مأموران آتش‌نشانی به محل رسیدند و عملیات امداد را آغاز کردند. با توجه به اینکه مغازه‌های ساختمان پلاسکو مملو از پوشاک و مواد قابل احتراق بود، بلافاصله مأموران آتش‌نشانی به 10 ایستگاه دیگر که نزدیک‌ترین ایستگاه‌ها به محل بودند، بی‌سیم زدند و درخواست کمک کردند. بعد از نزدیک به سه ساعت تلاش و درحالی‌که به نظر می‌رسید آتش مهار شده ‌است، اهالی ساختمان که برای انجام کارهای خود به برج 17 طبقه بازگشته ‌بودند، به سمت مغازه‌های خود هجوم بردند و سعی کردند اسناد، پول‌ها و اموال قیمتی خود را خارج کنند. لحظاتی بعد از ورود مردم بود که آتش‌نشانان با شتاب به سمت آنها رفتند و با سرعت حیرت‌انگیزی از اهالی خواستند ساختمان را ترک کنند. آنها اعلام کردند هنوز نمی‌توانند بگویند ساختمان ایمن است و ممکن است دوباره اتفاقی رخ دهد. به دو دقیقه نرسید که آتش‌نشانان با زور و فشار بیشتر مردم را از ساختمان بیرون بردند و درحالی‌که همه منتظر بودند تا مأموران بیرون بیایند و از ایمن‌شدن ساختمان بگویند، ساعت 11:30 صبح یکباره صدای انفجاری مهیب از داخل ساختمان بلند شد و بخشی از دیوار ساختمان پلاسکو فرو ریخت. البته بیرون‌کردن مردم از ساختمان و مهار آتش‌سوزی در ساعات اولیه تنها اقدام مأموران آتش‌نشانی نبود؛ مأمورانی که بیرون بودند نیز ساختمان‌های اطراف را خالی کردند و سعی داشتند از نزدیک‌شدن مردم به محل جلوگیری کنند. زمانی که انفجار اول اتفاق افتاد، مأمورانی که بیرون بودند، از مردم خواستند بیشتر از محل فاصله بگیرند؛ هرچند دلهره و اضطراب از همان ابتدا بین اهالی ساختمان پلاسکو وجود داشت اما وقتی به فاصله دو دقیقه دو انفجار دیگر نیز اتفاق افتاد و فقط 10 ثانیه طول کشید تا ساختمان 17 طبقه پلاسکو در برابر دیدگان صاحبان مغازه فرو بریزد، فقط صدای یا خدا، یا ابوالفضل بود که بلند می‌شد و مردم حیرت‌زده و شوکه به سمت ساختمان هجوم بردند. در لحظات اولیه کسی به این فکر نمی‌کرد که چند نفر زیر این آوار مانده‌اند. حتی برای چند ثانیه تعدادی از آتش‌نشانان هم میخکوب شدند و حیرت‌زده به اطراف نگاه می‌کردند. تعدادی از مأموران آتش‌نشانی و پلیس که در محل حضور داشتند، با فریادهایشان سعی می‌کردند مردم را از محل دور کنند و خرده‌شیشه و تکه‌های مصالح ساختمانی بود که به اطراف پرتاب می‌شد. بی‌سیم‌ها به کار افتاد و آتش‌نشانان و مأموران پلیس و تکنیسین‌های اورژانس که در محل بودند، درخواست نیروی کمکی و وضعیت را بحرانی اعلام کردند. صدای ناله‌های مردم بلند شده بود و همه هراسان و وحشت‌زده به اطراف می‌دویدند. چند دقیقه لازم بود تا این بهت و حیرت از مردم دور و دوربین‌های تلفن‌های همراه بیرون آورده و فیلم‌برداری‌ها آغاز شود. مأموران پلیس دورتادور منطقه نوارهای زردرنگ ورود ممنوع کشیدند و تلاش خود را برای دورکردن مردم از منطقه آغاز کردند. درحالی‌که آتش‌نشانان حدس می‌زدند دست‌کم 30 نفر از همکاران خود و شهروندان زیر آوار مدفون باشند، بارها و بارها از مردم خواستند محل را ترک کنند تا خودروهای امدادی که در راه بودند، بتوانند زودتر به محل برسند اما کسی به این حرف‌ها توجه نمی‌کرد. زمان به تندی می‌گذشت و عده زیادی از مردم فقط به این فکر می‌کردند که عکس بگیرند و فیلم ارسال کنند. در این هنگام بود که اهالی مضطرب ساختمان به محل آمدند و از دیگران خواستند محل را ترک کنند تا شاید زودتر بتوانند از سرمایه بربادرفته خود خبری بگیرند. مردی که می‌گفت از مغازه‌داران ساختمان پلاسکوست، درباره اینکه چه اتفاقی افتاد، به خبرنگار ما توضیح داد: شاید باور نکنید من 400‌ میلیون تومان سرمایه‌ام را در سه ساعت از دست دادم. بدهکار بودم و چشمم به فروش شب عید بود که این اتفاق افتاد و به خاک سیاه نشستم. تعداد زیادی از اسناد و مدارکم در مغازه‌ام بود که خاکستر شد. پلیس به ما گفت نگران نباشیم؛ مدارک ما را بیرون می‌کشند اما من می‌دانم امکان‌پذیر نیست؛ چون همه آنها سوخته‌ است. او درباره وضعیت ساختمان گفت: ما می‌دانستیم ساختمان قدیمی است اما خودتان بگویید؛ مگر از این ساختمان‌ها کم است که حالا به ما می‌گویند اشتباه کردید و نباید به این ساختمان می‌آمدید. ما اشتباه کردیم یا آنهایی که به ایمنی ساختمان توجهی نکردند. اجاره‌های هنگفتی به‌خاطر 10 متر مغازه از ما می‌گرفتند و حالا هم سرمایه ما دود شد. فردی دیگر که با نگرانی خاصی وضعیت را دنبال می‌کرد، گفت: برادرم در این ساختمان کار می‌کرد؛ دوماهی می‌شد که به اینجا آمده بود. البته خودش مغازه‌دار نبود؛ به عنوان کارگر آمد. صبح که خبر را شنیدم با تلفنش تماس گرفتم؛ تلفنش خاموش است و از او خبر ندارم. به محل هم آمدم به من گفتند کسانی که زیر آوار مانده‌اند، همگی آتش‌نشان هستند اما هیچ‌کس خبری از برادر من ندارد. دو ساعت از فروریختن ساختمان پلاسکو گذشته‌‌ بود و بوی شدید گاز منطقه را فرا گرفته و تعدادی از حاضران به خاطر این بو، بدحال شده ‌بودند. این بار وحشت‌ دوباره‌ای بین مردم ایجاد شد. برای اینکه وضعیت بحرانی‌تر نشود، مأموران پلیس در محل اعلام کردند مردم نگران نباشند؛ دستور قطعی گاز منطقه صادر شده‌ است. ساختمان پلاسکو که زمانی محل رفت‌وآمد مردم بود، حالا به دو بخش تقسیم شده بود؛ پشت نوار زردرنگ مأموران پلیسی ایستاده‌ بودند که تلاش می‌کردند مردم را از محل دور کنند و در داخل محوطه تکنیسین‌های اورژانس و مأموران آتش‌نشانی قرار داشتند که لحظاتی بحرانی را پشت سر می‌گذاشتند. وضعیت روحی مأموران به‌شدت به‌هم ریخته ‌بود و از آنجایی که عمق فاجعه را درک کرده ‌بودند، به شدت تحت‌تأثیر قرار گرفته بودند و مرتب درباره اینکه ممکن بود خودشان در آنجا باشند، صحبت می‌کردند. وضعیت روحی آتش‌نشانان به‌شدت به‌هم‌ریخته ‌‌بود؛ یکی از آنها درحالی‌که به‌شدت گریه می‌کرد، گفت: وضعیت روحی من به هم ریخته ‌است چون کسانی که زیر آوار هستند همگی عزیزان ما بودند. ما داشتیم با هم آتش را مهار می‌کردیم. تلاشمان این بود که مردم در ساختمان نمانند اما انفجار اتفاق افتاد. یکی از کسانی که زیر آوار مانده‌ است، قرار بود به‌زودی عروسی کند. ما چه جوابی برای نامزد جوان او داریم؟ یکی دیگر از همکارانم، دخترش بیمار بود؛ وقتی داشتیم با هم برای عملیات می‌آمدیم به من گفت صبح که داشتم با زهرا خداحافظی می‌کردم، تب داشت. اینها زندگی بود که از بین رفت. چرا؟ واقعا چرا؟ چون عده‌ای حاضر نشدند به اخطارهای آتش‌نشانی توجه کنند. او درباره اینکه چرا این اتفاق افتاد، گفت: ما وارد ساختمان شدیم و آتش را مهار کردیم. به ما گفتند یک انبار پوشاک آتش ‌گرفته ‌است وقتی وارد شدیم، دیدیم آتش‌سوزی خیلی گسترده ‌است. طبیعی هم بود؛ چون ساختمان پلاسکو در واقع بورس پوشاک و پارچه است، به همین دلیل هم فرمانده به 10 ایستگاه دیگر اطلاع داد و درخواست کمک کرد. طبقه‌ای که آتش‌ گرفته ‌بود را تحت کنترل قرار دادیم؛ تعدادی از همکاران هم خیلی سریع مردم را بیرون کردند. خدا را شکر زمان حادثه، ساعتی نبود که مردم داخل ساختمان باشند. آتش ‌را کنترل کردیم اما تجربه به ما می‌گفت این آخر کار نیست؛ چون در همان لحظه اطلاعاتی به دست آوردیم که نشان می‌داد طبقه 9 همان ساختمان محل نگهداری گازوئیل است، به همین دلیل فرمانده به ما دستور داد خیلی زود محل را تخلیه کنیم. فرمانده به ما گفت ساختمان به شدت ناایمن است؛ نمی‌دانم از کجا این اطلاعات را داشت؛ البته اینکه داخل ساختمان پر از گاز بود و احتمال انفجار وجود داشت را همگی می‌دانستیم. مشکل اساسی اینجا بود که امکانات ایمنی این ساختمان تقریبا از زمانی که ساخته ‌شده ‌بود، به‌روز نشده‌ بود؛ یعنی مردم در آنجا داشتند با تجهیزات ایمنی 50 سال پیش کار و زندگی می‌کردند. او در ادامه گفت: فرمانده ما هنوز زیر آوار است و تا حالا نتوانستیم او را بیرون بیاوریم. نمی‌دانم در کدام طبقه مانده‌ است. او درباره اینکه گفته می‌شود عده‌ای در موتورخانه مانده‌اند، توضیح داد: تعدادی از همکاران ما در موتورخانه بودند؛ می‌خواستند آنجا را ایمن‌سازی کنند که این اتفاق افتاد. امیدواریم کسانی که آنجا هستند زنده باشند. سازه موتور‌خانه قوی است و مصالح یکباره ویران نمی‌شود.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.